جمعه، 20 تیر 1399 10:49:16
آخرین اخبار
مردم به 415 زن در انتخابات شوراهای شهر و روستا رای دادند؛

شوراهای زنانه در سیستان و بلوچستان

خبر انتخاب ۴۱۵ زن در شوراهای شهر و روستای استان سیستان و بلوچستان در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی بازتاب گسترده‌ای داشت. این اتفاق از دید بسیاری از رسانه‌ها و مردم عجیب و تحسین‌برانگیز بود. حضور پررنگ زنان در انتخابات استانی که معمولا نام آن با محرومیت و توسعه‌نیافتگی مطرح می‌شود، خبری قابل توجه بود.

به گزارش عطنا به نقل از روزنامه اعتماد، نشانی مثبت از پیشرفت جامعه زنان در پهناورترین استان کشور. اماروستا به روستا و شهر به شهر دلایل حضور زنان سیستان و ‌بلوچستان یا کناره‌گیری‌شان بسیار متفاوت است.

«انصراف دادم.» دلیلش هر چه باشد، عجیب است. سمیه با شور و شوق فراوان برای انتخابات شورای روستای همسرش ثبت‌نام کرده بود و از لحن کلامش بر می‌آید این انصراف از روی میل باطنی نبوده است.

نتایج انتخابات شورای شهر و روستا اعلام شده و در استان سیستان و بلوچستان نام ۴۱۵ زن در میان منتخبان است. سمیه هم می‌توانست یکی از آنها باشد یا دست کم‌شانسش را برای انتخاب شدن امتحان کند. همسرش می‌گوید: «تصمیم گرفته شد زنان روستا کنار بروند و فقط مردان رقابت کنند.» خودش می‌گوید: «به خاطر پدر شوهرم انصراف دادم. سن و سالی از او گذشته، درست نبود ثبت نام کرده باشد و رای نیاورد.»

در بسیاری از روستاهای سیستان‌وبلوچستان آرایش‌های انتخاباتی را مردان تعیین می‌کنند. گرچه بسیارند روستاهایی که زنان خودشان تصمیم می‌گیرند در انتخابات ثبت‌نام کنند اما، کم هم نیستند روستاهایی که مردان باید به زنان اجازه ثبت‌نام ‌دهند و بعد اگر مسیر بازی تغییر کند، از آنها بخواهند انصراف دهند. اتفاقی که در روستای همسر سمیه افتاده است. گرچه زنانی که در انتخابات این روستا ثبت‌نام کرده بودند، تحصیلات بیشتری از مردان داشتند و به گفته خودشان با دلسوزی بیشتری می‌توانستند مسائل روستا را پیگیری کنند، اما این تصمیم‌گیری مردان بود که آنها را وادار به کناره‌گیری کرد.

دلایل مختلفی می‌توان برای شرکت زنان در انتخابات شوراها نام برد. از افزایش تحصیلات زنان و توسعه اجتماعی در شهرها و روستاها، که فرصت ابراز وجود و برخورداری از حقوق اجتماعی را به زنان داده است تا اعتقاد راسخ مردم به دلسوزی و کارآمدی زنان، از رقابت‌های طایفه‌ای و تلاش برای نگه‌داشتن اختیارات شورا در خانواده، تا نداشتن کارت پایان خدمت سربازی مردان در روستاهای دورافتاده که زنان را وادار می‌کند به جای مردان ثبت‌نام کنند.  یارکشی‌های قومی و قبیله‌ای نیز نقش پررنگی در ترغیب مردان به ثبت نام زنان در انتخابات دارد. در یکی از روستاها مردی برای نگه داشتن قدرت شورا در خانواده خودش، هر دو همسرش را به ثبت نام در انتخابات شوراها تشویق کرده است.

سمیه نیز یکی از این زنان است که در فضای مردسالارانه روستایش بزرگ شده و به اصرار مادرش زود ازدواج کرده است. اما او بعد از ازدواج راهی متفاوت از زنان روستا را انتخاب کرده است. پس از فارغ‌التحصیلی در رشته علوم تربیتی، مدتی را به عنوان معلم در روستایی دورتر از محل زندگی‌اش مشغول به کار می‌شود. بعد از مدتی به خاطر محدودیت‌های خانوادگی نمی‌تواند به معلمی ادامه دهد و تصمیم می‌گیرد در روستای محل سکونتش و در خانه‌اش یک «روستا مهد» تاسیس کند. سمیه امیدوار است در دوره بعدی شوراها بتواند ثبت نام کند و تا آن زمان نیز در محل زندگی‌اش به تربیت کودکان روستایش بپردازد. می‌گوید در صورتی که بتواند در دوره بعدی به شورا راه یابد بر خلاف دهیار زن روستای همسرش، نماینده‌ای مستقل برای مردمش خواهد شد.

دهیار این روستا خانمی است که حضورش در سایه وجود پدری که به جای او در جلسات شرکت می‌کند، برنامه‌های روستا را تنظیم می‌کند و از رفت‌وآمد مستقل دخترش به شهر خودداری می‌کند. اما همه ۱۴ دهیار بخش مرکزی خاش این‌گونه نیستند. آسیه، دهیار دیگری است که در زاهدان درس می‌خواند و فعالانه امور روستای محل زندگی‌اش را پیگیری می‌کند. همسر و خانواده‌اش نه تنها محدودیتی برای او ایجاد نمی‌کنند بلکه در نگهداری فرزندانش به او کمک می‌کنند. فهیمه، دختر جوان روستایی دیگری است که امسال در انتخابات شورای روستای محل زندگی‌اش در بخش ایرندگان خاش پیروز شده است. پدر او در یکی از درگیری‌های میان نیروهای مسلح و اشرار منطقه به شهادت رسیده است و او می‌گوید برای حاکم شدن امنیت در منطقه تمام تلاشش را به کار خواهد بست. فهیمه که دانشجوی سال آخر در شهر خاش است، برادرانش را مشوق اصلی می‌داند و می‌گوید تا به حال کار اجرایی نکرده است، اما آدم‌های دور و برش می‌توانند به او کمک کنند تا تجربه کسب کند و برنامه‌هایش را در روستا اجرا کند.

دلایل مختلفی می‌توان برای شرکت زنان در انتخابات شوراها نام برد. از افزایش تحصیلات زنان و توسعه اجتماعی در شهرها و روستاها، که فرصت ابراز وجود و برخورداری از حقوق اجتماعی را به زنان داده است تا اعتقاد راسخ مردم به دلسوزی و کارآمدی زنان، از رقابت‌های طایفه‌ای و تلاش برای نگه‌داشتن اختیارات شورا در خانواده، تا نداشتن کارت پایان خدمت سربازی مردان در روستاهای دورافتاده که زنان را وادار می‌کند به جای مردان ثبت‌نام کنند.  یارکشی‌های قومی و قبیله‌ای نیز نقش پررنگی در ترغیب مردان به ثبت نام زنان در انتخابات دارد. در یکی از روستاها مردی برای نگه داشتن قدرت شورا در خانواده خودش، هر دو همسرش را به ثبت نام در انتخابات شوراها تشویق کرده است.

 اما رقابت‌ها و مسائل طایفه‌ای تنها زنان را تحت تاثیر قرار نمی‌دهند بلکه گاهی مردان نیز مجبور می‌شوند که به اصطلاح برای مردمداری و راضی نگه‌داشتن اقوام از رقابت انصراف دهند. دربخت و پدرش نیز به همین دلایل مجبور به انصراف شدند. پدر امسال برای سومین سال متوالی بود که در انتخابات شوراها ثبت‌نام می‌کرد و در دو دور قبل از دخترش شکست خورده بود. می‌گوید: «من هم مثل آقای قالیبافم؛ هر سال در انتخابات شرکت می‌کنم و هر سال شکست می‌خورم. گرچه از شکست خودم ناراحتم اما از پیروزی دخترم خوشحال می‌شوم. به او و توانمندی‌اش افتخار می‌کنم.» اما امسال به خاطر دلگیری اقوام خودش و دخترش مجبور به انصراف شده‌اند. دربخت می‌گوید: «این مردان از اقوام بودند و ما نمی‌خواستیم آنها را ناراحت کنیم به همین خاطر انصراف دادیم.»

ریش‌سفیدانی هم هستند که تحصیلات زنان را نقطه قوت آنان می‌دانند و معتقدند حضور زنان در شوراها می‌تواند باعث پیشرفت امور روستا شود. به عنوان مثال در یکی از روستاهای اطراف خاش مردی که چند دوره عضو شورا و از معتمدان روستا بوده است از عروسش هم می‌خواهد تا در شورا ثبت نام کند. با سواد بودن او مزیتی است که می‌تواند در کنار تجربیات پدر شوهر، این دو را در شورا موفق کند.

گرچه تمام ۴۱۵ نفری که در شوراهای شهر و روستای استان سیستان و بلوچستان انتخاب شده‌اند با انتخاب و آگاهی پا به این راه نگذاشته‌اند اما بسیاری از آنها زنان بلوچی هستند که در این سال‌ها موانع سنتی و منطقه‌ای را پشت سر گذاشته‌اند، تحصیل کرده‌اند، کار کرده‌اند و توانسته‌اند اعتماد مردم و ریش‌سفیدان روستاها را به دست آورند، حتی توانسته‌اند از هنرهای دستی خود برای کارآفرینی در روستای محل سکونت‌شان استفاده کنند. این‌گونه است که مردم در برخی مناطق بلوچستان زنان را دلسوزتر و کارآمدتر از مردان می‌دانند.

نگاه علمای دینی نیز در این سال‌ها تغییر کرده است. آنها دیگر مانند گذشته در مقابل حضور زنان در جامعه ممانعت نشان نمی‌دهند. نقش دولت نیز در افزایش مشارکت زنان در روستاها، بسیار پررنگ بوده است. انتصاب فرماندار زن بلوچ، افزایش تعداد مدیران زن در استان و فرهنگ‌سازی از سوی بخشداران و فرمانداران، برای افزایش مشارکت زنان نیز بی‌تاثیر نبوده است. به عنوان مثال برنامه‌های دورهمی بخشداری مرکزی نیکشهر که بخش قابل توجهی از آن به حضور و مشارکت زنان اختصاص دارد، باعث شده است زنان این منطقه برای شرکت در فعالیت‌های اجتماعی انگیزه بیشتری پیدا کرده‌اند.

گرچه تنها انتصاب چند فرماندار زن برای بهبود وضعیت اجتماعی و اقتصادی زنان کافی نیست اما همین انتصاب‌ها بسیاری از تابوهای محلی را شکسته و نام حمیرا ریگی، فرماندار قصرقند، به عنوان زنی قدرتمند در بسیاری از مناطق بلوچستان شنیده می‌شود.   انتخاب ۴۱۵ زن در شوراهای این استان گامی بلند در مسیر دشوار توسعه اجتماعی است اما آن طور که در شبکه‌های اجتماعی مطرح می‌شود نشان از برطرف شدن تمام مشکلات، کاستی‌ها و تبعیض‌هایی که بر زنان سیستان ‌و بلوچستان اعمال می‌شود نیست. شاید حضور این زنان بتواند، عوامل ترک تحصیل اجباری، عدم اجازه اشتغال، ازدواج در سنین پایین و سنت چندهمسری را از بین ببرد و راه را برای حضور اجتماعی سایر زنان هموارتر کند.

نظرات (0)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *