یکشنبه، 28 مهر 1398 01:27:25
آخرین اخبار

هر ایرانی هر شش سال یک بار به سینما می‌رود/حمید باقریان*

کلان نگری اقتصادی نسبت به سینما، پیش از انقلاب اساسا وجود نداشت، چراکه این صنعت قبل از انقلاب فاقد مشخصه‌های یک صنعت بود و به همین دلیل نیازی هم به متولی نداشت.

هدایت این مجموعه در آن زمان توسط بخش خصوصی و به صورت جزء به جزء انجام می‌گرفت. به همین دلیل میراث به جا نهاده از دوران پیش که به صورت منابع فیلم سازی نزد سینمای کنونی ایران است – اعم از نیروی انسانی و تجهیزات و لوازم‌– تحت برنامه مشخصی نبوده است.

پس از انقلاب در سال ۱۳۶۲ «امور سینمایی» عملیات مربوط به اقتصاد کلان سینما را برعهده گرفت و اقدام به برنامه‌ریزی برای تامین مجموعه منابع این صنعت و جهت دادن به آنها کرد.

در حال حاضر مسائل «اقتصاد کلان» سینما نقاط نگران کننده در سینمای ایران نیستند و «امور سینمایی» علیرغم وظیفه‌اش توانسته است تامین‌کننده نیازهای ساختار اقتصاد کلان سینما شود.

در زمینه اقتصاد کلان، طراحی و اجرای «سیاست عام حمایتی» به آنجا انجامید که «امور سینمایی» ماموریت تامین کل مواد اولیه حیاتی و تغذیه مجموعه سینما را از نظر تامین حیاتی‌ترین و اساسی‌ترین وسایل و امکانات مصرفی و غیر‌مصرفی برعهده گرفت. این موارد در حالت حمایت خاص به صورت ویژه با نرخ‌های «ترجیحی» و با شرایط «ترجیحی» در مورد کسانی که مورد حمایت بوده و مستقیما در گرایش به مضامین بارز سینمایی عمل می‌کردند در نظر گرفته شد. در جهت اجرای سیاست‌های مربوط به اقتصاد کلان، واحدها و فعالیت‌هایی تامین شد، از جمله «بنیاد سینما فارابی». این بنیاد به این دلیل به وجود آمد که در وهله نخست جریان متوقف تولید فیلم سینمایی را (در سال ۱۳۶۲ ) راه بیندازد و این شعار را در صدر سینمای ایران قرار دهد که «تولید محور فعالیت‌های سینمایی» است، و در اجرای این شعار، خود به صورت عمل‌کننده وارد شد. آغاز تولید باعث جذب امکانات و سازمان یافتن امکانات در کل کشور گردید و این امر سبب شد که بخش مربوط به اقتصاد کلان سینما در سینمای ایران رشد کند.

کارخانه سینمای ایران در یک روند تولید انبوه چرخ‌های زنگ زده خود را تعویض کرده، و با سرعت به کار افتاد و تلاش کرد تا با به کار گرفتن حداکثر امکانات موجود بیشترین محصول را باز دهد و در این روند، افزایش تولید و کنترل قیمت تمام شده فیلم، مهمترین مسائل مورد نظر بودند.

همچون هر فعالیت اقتصادی ارزش افزوده ناشی از فعالیت، معیار و شاخص مهمی ‌در فهم مناسبات حاکم بر آن حوزه است. سینما می‌باید – و می‌تواند‌– در حوزه اقتصادی کلان خویش میزان هزینه – فایده معقولی را تعریف کند. این موضوع در شرایط فرهنگی کشور به طرز خاصی می‌بایست از زاویه دیگری نیز مورد توجه قرار گیرد.

سینما به عنوان یک فعالیت اقتصادی خلاق و تیمی ‌نقش به سزایی در دوران جدید و در کلیه شرایط زیستی برعهده دارد. سینما، هنر دوران معاصر است و از اصلی‌ترین شاخص‌های آن شرایط مرکب حاکم بر آن است. نحوه ایده یابی، چگونگی تولید، حضور نیروهای فنی و متخصص تا کارگران ساده، همگی نشان از اهمیت آن دارد.

کشورهای دارای سینما عملا در حوزه امنیت ملی از امکان وسیع‌تری برخوردار هستند.

بر طبق این تحقیقات، میانگین بلیط سینما در جهان در سال ۲۰۰۴ (در این سال‌ها تغییر جدی حاصل نشده است) ۶۸/۲ دلار بوده و این امر ناشی از قیمت پایین بلیط در آسیا و آفریقا است. ۴۴ درصد از فروش گیشه جهانی متعلق به آمریکاست. تحقیقات انجام شده بیانگر این مطلب است که هر آمریکایی به طور متوسط سالانه ۴/۵ فیلم می‌بیند. این در حالی است که این میانگین برای سینمای جهان هر نفر ۳۳/۱ فیلم است و در ایران هر نفر در هر شش سال یک بار به سینما می‌رود.

باید به این مسئله توجه کرد که اگر شرایط مطلوب برای حضور مخاطب فراهم شود علاوه بر اقتصاد پویا به چه میزان قابل اهمیتی در حوزه امنیت روانی و اجتماعی مردم و حضور جمعی آنان تاثیر مثبت می‌گذارد.

علاوه بر نکات فوق تاثیر تولید سینما و به طور عام تولیدات سمعی – بصری در حفظ و یکپارچگی ملی، تقویت و توسعه و امکان بروز خلاقانه ایده‌ها و ذهنیت‌های انسان غیر‌قابل انکار است. متاسفانه در شرایط بسته اقتصاد دولتی و عدم امکان رقابت در بازارهای جهانی بحران انتظارات فزاینده، سینمای ایران را فراگرفته است به نحوی که تاثیرات مثبت و ارزش افزوده فرهنگی آن در بین محاسبات روزمره فراموش شده است.

ارزش یک کالای فرهنگی فقط در میزان درآمد حاصله از آن کالای فرهنگی نیست، بلکه ارزش‌های اجتماعی، تاریخی و ملی آن نشان‌دهنده کارکرد موثر و ارزش افزوده ناشی از تولیدات سمعی و بصری است. البته کسب درآمد و ایجاد موازنه مثبت در فرمول هزینه – فایده در هیچ شرایطی نباید از منظر مدیریتی خارج شود. لیکن در یک نگاه کلی و براساس منافع عمومی‌تولید هر فیلم سینمایی و نمایش آن علاوه بر گردش مالی قدمی‌محکم به سوی ثبات فرهنگی و استقلال فرهنگی است. از این منظر حضور حمایتی دولت یک وظیفه محسوب می‌شود. در عمده کشورهای غربی (‌فرانسه، آلمان، ایتالیا، انگلیس و غیره‌) تولیدات سینمایی از حمایت‌های وسیع و گسترده ای برخوردارند، به نحوی که هیچ تولید‌کننده‌ای با تولید فیلم سینمایی دچار خسارت نخواهد شد، اگرچه ممکن است منافعی را به دست نیاورد. تنها در آمریکا و هند عملا این موازنه به شکل مثبت و در کل فعالیت وجود دارد که به بررسی‌های ویژه‌ای نیاز است، توجه اصلی در این بخش نوع تولیدات با مخاطب گسترده در سراسر جهان، زیر ساخت‌های قدرتمند و امکانات متعدد بهره‌برداری به اشکال گوناگون کانون بررسی‌های دقیق می‌تواند قرار گیرد.

* بازیگر و کارشناس و تحلیلگر مسائل اقتصاد سینما و فیلم

دانشجوی کارشناس ارشد توسعه اقتصادی و برنامه ریزی دانشگاه علامه طباطبائی

 

نظرات (0)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *