یکشنبه، 21 دی 1399 12:36:46
تفاوت آموزش مجازی با آموزش سنتی چیست

آسیب شناسی آموزش مجازی | فرصت‌ها و تهدیدها

آسیب شناسی آموزش مجازی، فرصت‌ها و تهدیدها در شرایط کنونی کدامند.

به گزارش عطنا، نشستی با عنوان آسیب شناسی آموزش مجازی (فرصت‌ها،تهدیدها و راهکارها) در راستای طرح یا حل یک مسئله یا معضل ملی و ارائه‌ی راهکارهای موثر و عملیاتی روز یکشنبه ۲۳ آذر برگزار شد.

اعضای این نشست عبارت از: حسین عسکری، عضو هیئت علمی دانشگاه بجنورد، عباس رضوی، عضو هیئت علمی دانشگاه شهید چمران اهواز، اسماعیل سعدی‌پور، عضو هیئت علمی دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه علامه طباطبایی، صغری ابراهیمی قوام، هیئت علمی دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه علامه طباطبایی و حسن اسدزاده؛ مدیر این نشست بودند.

حسن اسدزاده، عضو هیئت علمی دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه علامه طباطبایی در سخنانی گفت: در شرایطی که ویروس منحوس کرونا همه‌ی جهان را درگیر خود کرده، تغییر در شیوه‌های آموزش رسمی چه در سطح مدارس و دانشگاه‌ها، تبدیل به پدیده و رویداد و اتفاق آشنا و آشکار برای همگان شده است.

آسیب شناسی آموزش مجازی |تفاوت با آموزش سنتی

حسین عسکری، عضو هیئت علمی دانشگاه بجنورد به تفاوت میان آموزش مجازی و آموزش سنتی پرداخت که مشروح آن در پی می‌آید:

بنده در دو سال اخیر درگیر تحقیق در مورد آسیب‌های فضای مجازی هستم و گزارشی از آن‌ها را در این نشست ارائه می‌دهم و نتایج یکی از این پژوهش‌ها در سال گذشته مورد تقدیر آموزش و پرورش نیز قرار گرفت.

در مورد آسیب‌های آموزش مجازی فراوان سخن گفته شده ‌است به خصوص بعد از شیوع ویروس کرونا این بحث به شکل ویژه‌تری در مراکز آموزشی دنیا دنبال شد منتهی مبانی نظری و آسیب‌هایی که قبلا پیش بینی می‌شد و مورد مطالعه قرار می‌گرفت تقریبا قدیمی است و چیزی نیست که تازه به آن توجه شده باشد، بلکه این آسیب‌ها مورد توجه قرار گرفته است اما امروزه توجه ویژه‌ای به آن شده‌ است اما صاحب نظران و اندیشمندان متوجه این داستان بودند.

اگر نمونه قدیمی آن‌را بخواهم بیان کنم، می‌توانم از توماس داسر نام ببرم. وی یکی از کارهای مهم در این زمینه انجام داده است. اعتقاد وی مبنی بر این است که پدیده‌ای رخ داده و هیچ تفاوت معنی داری وجود ندارد. اما این تفاوت معنادار در چه چیزی وجود ندارد؟

در آموزش‌های مجازی،‌ آموزش‌های الکترونیکی و آموزش‌های از راه دور و آموزش‌هایی که ما از آن با عنوان آموزش‌های سنتی یاد می‌کنیم. توماس داسر از سال۱۹۹۹ کار خود را آغاز و تا سال ۲۰۰۵ ادامه داد و در سال ۲۰۱۵ پژوهش‌های جدیدی را به کارهای قبلی خود اضافه و مجموعاً ۳۵۵ پژوهش بین‌المللی را رصد کردند. با تکنیک‌های مطالعه‌ی مروری آن‌ها را دسته بندی و جمع بندی کرد و نهایتا به این پدیده‌ی عدم تفاوت معنادار رسید.

آسیب شناسی آموزش مجازی | سخنان توماس داسر

در بخشی از سخنان توماس داسر آمده است، اگر روزی قرار باشد ‌از انبوه نتایج تحقیقات موجود بیاموزیم و یافته‌هایشان را پذیرفته و به‌کار گیریم، باید نوید بهبود فرآیند تعلیم و تربیت از طریق فناوری آموزشی ‌را فراموش کنیم و جا دارد به‌ خاطر این واقعیت اثبات شده که همان کیفیت را ‌می‌توان از طریق کلاس‌های سنتی به دست‌آورد، باید جشن بگیریم.

منظور از این عدم تفاوت معنادار به معنای عدم استفاده از فناوری‌های جدید نیست، درحال حاضر ما تمام سعی‌مان را می‌کنیم که از فناوری‌های جدید به بهترین شکل استفاده کنیم.

منتهی در این میان هم قبل از ویروس کرونا و هم در این شرایط یک بحث مطرح بوده است که این فناوری‌ها می‌تواند به بهبود کیفیت یاددهی یادگیری منجر شود.به خاطر امکانات فوق‌العاده‌ای که در اختیار ما قرار می‌دهد،تعامل‌های پیچیده‌ای که در اختیار شاگرد-معلم و منابع یادگیری ایجاد می‌کند.

این نکات روی کاغذ قابل دفاع بود و سابقه‌ی تکنولوژی آموزشی در دفاع از فناوری‌های نو و بعضا حتی در داخل ایران بعضی از اساتید آموزش و پرورش از انقلاب‌های آموزشی حتی تمدن‌سازی به واسطه‌ی ابزارهای جدید گفتند و مطلب نوشتند.

به عبارتی امیدهای فراوانی وجود داشت که فناوری‌های جدید بتواند عقب‌ماندگی‌های ما و شکاف بین جهان سوم و جهان اول را پُر کند و ما را با سرعت بیشتر به نقطه‌ی مطلوب برساند.

تحقیقات فراوان نشان می‌دهد که این انتظار و توقع از فناوری آنگونه که ما فکر می‌کردیم مبتنی بر واقعیت نبود و در عمل با چالش‌های بسیار زیادی مواجه شدیم؛ به‌گونه‌ای که تحقیقات متعدد نمایانگر این است که در عمل تفاوت معناداری بین آموزش مجازی و آموزش حقیقی وجود دارد.

یکی دیگر از تحقیقاتی که در این زمینه موجود هست، بیان می‌کند ۹۲ درصد از تحقیقات نشان می‌دهد آموزش از راه دور در بهترین حالت به اندازه‌ی آموزش سنتی اثربخش است و نه بیشتر. اگر ما کیفیت عالی آموزشی در قالب ابزارهای نوین را داشته ‌باشیم آن زمان هست که این ابزارهای نوین می‌تواند برای ما مفید باشد.

آسیب شناسی آموزش مجازی |تاثیر رسانه‌ها

مولفه‌های آموزشی چه در فضای مجازی و چه در کلاس‌های حضوری یکسان است و تفاوتی باهم ندارد. در آموزش مجازی هم انگیزه،پشتکار و تعامل مهم است.

آموزش‌های مجازی به صرف پیشرفته بودن بستر، گران بودن و پیچیده بودن کمکی به کیفیت آموزش نمی‌کند، مگر اینکه چند مولفه از این‌ها را در آن بگنجانیم و البته تعامل و مشارکت دانش‌آموز در این فضا مهم است.

همه‌ی امکاناتی که در فضای آموزش مجازی به‌کار می‌رود، باید به سمت فعال نگهداشتن یادگیرنده حرکت کنند.مشارکت و فعالیت و تعامل سه مولفه‌ی اساسی در آموزش مجازی است که البته در آموزش چهره‌به‌چهره هم مهم است و باید به ترتیب به آن‌ها توجه کرد و آن‌ها را گنجاند.

عوامل دیگری که در آموزش مجازی مهم است، انگیزه‌هایی که دانش‌آموزان دارند، مقدار زمانی که برای ارائه‌ی تکلیف گذاشته‌شده است،ارائه‌ی بازخورد و سبک‌های یادگیری از دیگر مولفه‌های مهم است.

رسانه‌ها هیچ‌گاه یادگیری را تحت‌تاثیر قرار نمی‌دهند. آن‌چیزی که یادگیری را تحت تاثیر قرار می‌دهد مولفه‌های مربوط به نظریه‌های یادگیری و نظریه‌های روانشناسی تربیتی است. خود رسانه‌ها به صرف رسانه بودن تاثیری در یادگیری ندارند. این جمله‌ی کلارک متعلق به قرن نود است و مربوط به بیش از ۲۰سال پیش است، اما تحقیقات جدید نیز این سخن را تائید می‌کنند.

آسیب شناسی آموزش مجازی |سبک‌ها

سید عباس رضوی، عضو هیئت علمی دانشگاه شهید چمران اهواز درباره سه سبک آموزش مجازی در ایران به ایراد سخن پرداخت که مشروح آن در پی می‌آید:

سه سبک آموزش مجازی در ایران وجود دارد و آنچه امروزه در ایران شاهدش هستیم آموزش مجازی اضطراری است که صرفاً برای عدم توقف آموزش در اپیدمی کرونا شکل گرفته است.

ما در ابتدا باید تفکیکی میان انواع آموزش مجازی قائل شد؛ از این حیث که وقتی از آموزش مجازی صحبت می‌کنیم باید میان آموزش مجازی از نوع اعلی (فول آپشن و متعالی) با آموزش مجازی از نوع معمولی و آموزش مجازی که امروزه به واسطه‌ی بیماری کرونا در جریان هست، تفاوت قائل شد.

ما اصطلاحاً وقتی می‌گوییم آموزش مجازی اعلی یا فول آپشن یعنی همان آموزش مجازی که عمدتاً در کتاب‌ها، نظریه‌ها و صاحب‌نظران به آن می‌پردازند و مزایای آن‌را برای ما بر می‌شمرند که عمدتاً این نوع از آموزش‌های مجازی در کشور‌های توسعه یافته، زیرساخت‌های مناسب دارند و افراد برای این موضوع آماده شده‌اند و در فضای مجازی قابل اجرا هستند.

اما زمانی که از آموزش مجازی از نوع معمولی حرف می‌زنیم نسخه‌ای که گاهی جواب می‌دهد و گاهی هم خیر. معمولا در این نسخه برقراری برخی تعامل‌ها مثل ارتباطات آنلاین معمولاً دشوار هست،که معمولا به‌خاطر مشکلاتی در زیرساخت‌ها همانند مشکل اینترنت و برق است.

آسیب شناسی آموزش مجازی |روش در ایران

ما امروزه در کشور خودمان ترکیبی از آموزش مجازی و سنتی داشتیم که ناگهانی و به اجبار بوده است و معمولاً چالش‌هایی را هم به وجود آورده‌ است. اما نوع سوم آموزش مجازی معمولاً یک آموزش از راه‌دور اضطراری است؛ آنچه که ما در کشور با آن مواجه هستیم غالبا از آن نوع است.

زمانی که ما به انواع مختلف آموزش مجازی می‌پردازیم، متوجه خواهیم ‌شد که آموزش مجازی مبتنی بر یک مبنای نظری هست، مبنایی که ما ابتدا باید شرایطی را فراهم کنیم که امکان پیاده‌سازی آموزش مجازی وجود داشته باشد.

یکی از این مبناها این هست که تغییر از آموزش حضوری به آموزش مجازی باید یک ‌تغییر آگاهانه‌ و مستمر و تدریجی ‌باشد؛ ‌یعنی ‌باید به گونه‌ای حرکت کنیم‌ که ‌از ‌نظر فرهنگی، فنی، آموزشی و افراد برای حضور در یک فضای مجازی آماده باشند.

آموزش مجازی برای کسانی مناسب است که انگیزه‌ی کافی دارند، و به دنبال توسعه‌ی فردی خودشان هستند و اصطلاحاً یادگیری الکترونیک برای کسانی مناسب است که با یک اثر انگشت موتورشان استارت می‌خورد، نه برای کسانی‌که ما باید با تحت فشار قرار دادنشان آن‌ها را به سمت آموزش سوق دهم.

افراد باید انگیزه‌ی لازم برای حضور در آموزش مجازی داشته باشند. افرادی که به فکر توسعه‌ی شخصی خودشان هستند انگیزه‌ی لازم را دارند، به دلیل اینکه نیاز دارند و این نیاز و ضرورت کلیدواژه‌ای است که معمولاً در توفیق ما در آموزش مجازی ضرورت دارد. این پیشرفتی که در آموزش مجازی هم در دوران اپیدمی کرونا حاصل شد، به دلیل نیاز ما به آموزش مجازی بود.

آسیب شناسی آموزش مجازی |انقلاب کرونا

حدود بیست سال است که در کشور جشن واره‌های تولید محتوای الکترونیکی برگزار می‌شود اما تقریباً کمتر از یک سال است که ما با کرونا مواجه هستیم و به جرات می‌توان گفت آنچه که کرونا با ما در این مدت کرد ،جشنواره‌های تولید محتوا در حدود بیست سال نتوانست با ما انجام دهد،چرا؟ پاسخ این سوال همان کلیدواژه‌ی نیاز است زیرا اگر ما نیاز نمی‌داشتیم آن فناوری نهادینه نمی‌شود.

ولی اگر دقیق‌تر بررسی کنیم، متوجه می‌شویم که آنچه در آموزش مجازی ارائه می‌دهند، تفاوت معناداری با آموزش سنتی ندارد و بعضاً گاهی این آموزش‌‌ها به دلایلی اثربخشی کمتری دارند.

برای مثال در سطح دنیا نسخه‌های جدیدی از آموزش مجازی ارائه شده که عبارت است از یادگیری ترکیبی. این نسخه ضعف‌ها و مشکلات آموزش مجازی مثل محدودیت‌های زمانی و مکانی را حل می‌کند و از نتایج آموزش‌های مجازی استفاده کند.  در واقع در رویکرد ترکیبی تلاش می‌شود که مزایای رویکرد سنتی و مجازی با یکدیگر ترکیب شوند و یک محیط بهتری برای آموزش فراهم کنند.

یکی از پایه‌های اساسی آموزش مجازی در این شرایط خانواده‌ها هستند. اما نکته‌ای که وجود دارد آموزش خانواده‌ها برای اجرای یک آموزش خوب لازم است. براساس نظریه‌ی جانشینی که در خصوص تحلیل تاثیر رسانه‌ها بر فرزندان مطرح می‌کند. ممکن است نوعی بی عدالتی در آموزش مجازی وجود داشته باشد.

در بخش‌های مختلف کشور توزیع درآمدها متفاوت است، به همان نسبت دسترسی به زیرساخت‌ها و فناوری‌ها متفاوت است و همین باعث شده که شعار فرصت برابر در آموزش که شعار آموزش مجازی است زیر سوال برود و ما شاهد نوعی بی‌عدالتی باشیم.

آسیب شناسی آموزش مجازی | تاثیرات فناوری 

اسماعیل سعدی‌پور، عضو هیئت علمی دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه علامه طباطبایی به تاثیرات فناوری در این شرایط می‌پردازد که مشروح آن در پی می‌آید:

ما چه بخواهیم چه نخواهیم آموزش آنلاین بسیار مهم است و اگر بحث کرونا‌هم نبود فناوری خودش را به زودی بر همه‌ی جوامع تحمیل خواهد کرد. دیدگاه‌های مختلفی نسبت به آموزش مجازی در سطوح مختلف می‌توان داشت که یکی از این دیدگاه‌ها دیدگاه خوش‌بینانه است که آن‌را یک فرصت و مزیت می‌داند و نگاهشان نسب به آینده متعال خواهد بود، چون چیزی که مثبت باشد نیاز به هیچ موضع‌گیری نخواهد داشت.

نگاه دوم نگاهی است که متاسفانه در جامعه‌ی ما بیشتر با آن مواجه هستیم، نگاه بدبینانه است در این نگاه رسانه‌ها و آموزش مجازی را تهدید و آسیب می‌دانیم و نگاه ما نسبت به رسانه‌ها نگاه تهدید و فیلتر است. اگربه تاریخ رسانه‌ها نگاه کنیم نسبت به روزنامه‌ها و رسانه‌ها و شبکه‌های مجازی هم همین نگاه را داشتیم. اما در این‌باره نگاه سومی با عنوان واقع‌گرایانه هم وجود دارد.

آسیب شناسی آموزش مجازی | شکل ارائه‌ی محتواها

صغری ابراهیمی قوام، هیئت علمی دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه علامه طباطبایی درباره ارایه محتواها به شکل الکترونیک به ایراد سخن پرداخت که مشروح آن در پی می‌آید:

زمانی‌که در ارتباط با برنامه‌ی درسی و آموزش صحبت می‌کنیم، ناگریز هستیم که چهار مولفه را در نظر داشته باشیم:۱)یاددهنده۲)یادگیرنده۳)برنامه‌ی‌درسی۴)محیط آموزشی.

واقعیت امراین است که هرچند از دهه‌ی نود میلادی آموزش مجازی در جهان رو به گسترش است و در عین حال زمینه‌های مختلفی برای توسعه بخشیدن به آن صورت گرفت. پ در کشور ما با توجه به اینکه همواره آموزش رودردو و چهره‌ به‌ چهره در دانشگاه و مدارس صورت می‌گرفت،

اپیدمی کرونا ضرورت آموزش مجازی را مطرح کرد و حالا از معلم به عنوان آموزش دهنده انتظار داریم که از امکانات آموزش مجازی در ارائه‌ی محتوای آموزشی استفاده کند. آیا معلم شایستگی‌های لازم را کسب کرده؟ و از شیوه‌های روش تدریس فعال به نحوی استفاده می‌کند که به جای اینکه متکلم وحده باشد، دانش آموزان بتوانند از ویژگی‌های مختلف فضای وب استفاده کنند که بیاموزند.

هرچند که آموزش مجازی به عنوان یک عامل تسهیلگر در یادگیری یادگیرنده مورد استفاده قرار می‌گیرد اما ظرفیت سازی این موضوع نیازمند آن است که روش‌های آموزشی که معلمان به‌کار می‌گیرند باتوجه به شناختی که از ظرفیت‌های یادگیری یادگیرندگان‌شان و تفاوت‌های فردی که بین سبک‌های یادگیری وجود دارد، می‌بایست محتوا را به نحوی ارائه کنند که یادگیرندگان به نحو اثربخشی آن‌را بیاموزند.

آسیب شناسی آموزش مجازی | روش ما در ایران

متاسفانه با توجه به شرایطی که در کشور به‌وجود آمده‌ است یکی از جنبه‌هایی که بسیار بر ظرفیت یادگیری و درعین حال تعمیق‌ یادگیری تاثیرگذار بوده، نحوه‌ی ارائه‌ی آموزش به طور یک‌طرفه و یک جانبه از سمت مدرس است. در حالی‌که در سایر کشورها با توجه به نرم‌افزارهای مختلفی که معلمان یا اساتید در آموزش‌های خود به‌کار می‌برند که امکان دیدن یادگیرنده را فراهم می‌کند.

در کشور ما به دلیل پایین بودن زیرساخت‌های کلان و پایین بودن سرعت اینترنت این امکان وجود ندارد و این مسئله‌ی خاص باعث شده است که اغلب معلمان تدریسی ارائه دهند که میزان اثربخشی آن پایین است.

زمانی که ما از نظریه‌های نوین تدریس صحبت می‌کنیم، معلم نقش تسهیل‌گر و رهنموددهنده دارد و مسئولیت یادگیری بر عهده‌ی یادگیرنده است. در شکل سنتی معلم باید ناخدای دانش باشد و مطالب را به یادگیرندگان ارائه کند.نکته‌ی دیگری که در کشور ما به عنوان یک تهدید برای آموزش مجازی از آن یاد می‌شود، در خصوص منابع آموزشی است.

ما هنوز شکل سنتی منابع آموزشی واحد در یک زمان واحد را مورد تاکید قرار می‌دهیم و عملاً توسعه‌ی منابع آموزشی برای یادگیرندگان در محیط‌های آموزشی محدود به فراگیری محتوای یک یا چند کتاب از پیش تعیین شده توسط اساتید است.

یادگیرنده باید یاد بگیرد که یک پاسخ فقط به عنوان پاسخ صحیح وجود ندارد، ولی در نظام آموزشی ما هنوز شیوه‌ی ارزشیابی که مورد تاکید است این است که یادگیرندگان باید پاسخ مشخص درست و یکسانی را به یک پرسش بدهند.

آسیب شناسی آموزش مجازی | مسئله چهارن

چهارمین مسئله‌ای که مطرح است محیط آموزشی است آیا ما به عنوان مدرس و دانشگاه‌ها و مدارس توانسته‌ایم زمانی که مشغول تدریس هستیم فرصت‌هایی را در محیط آموزشی فراهم کنیم که یادگیری فقط وابسته به ارائه‌ی معلم نباشد.

خانواده‌ها نیز به عنوان یک چالش آموزشی مهم مطرح هستند؛ بسیاری از خانواده‌ها روش‌هایی را برای یادگیری فرزندانشان استفاده می‌کنند که ناخواسته می‌تواند با آموزش رسمی که معلمان درصدد انجام آن هستند، تداخل داشته باشد.

اگر ما می‌گوییم نقطه قوت آموزش مجازی، انعطاف پذیری در برنامه‌ریزی مکان آموزشی،چندرسانه‌ای بودن آن هست، ولی نکته‌ای که اینجا نادیده‌ گرفته می‌شود، این هست که یادگیرندگان ما به واسطه‌ی اینکه شیوه‌ی آموزش آن‌ها به گونه‌ای نبوده که یادگیرندگان مستقلی تربیت کند که مسئولیت یادگیری‌شان را به عهده گیرند.

حتی در این شرایط بازهم انتظار دارند که در مدت زمان تدریس تمام وقت را استاد یا معلم تدریس کند و حتی زمانی‌که از آن‌ها پرسیده می‌شود آیا سوالی دارید یا نه؟

در بیش‌تر اوقات با سکوت مواجه می‌شویم. درحالی‌که کلاس درس در این حالت در تداوم است خود یادگیرنده باید نقش اساسی را در یادگیری ایفا کند. تهدید بسیار مهمی که مطرح است، بی‌انگیزشی دانش آموزان هست که متاسفانه تحت تاثیر عواملی است که برشمردیم.

خبرنگار: فاطمه عزیزی

نظرات (0)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *