یکشنبه، 21 دی 1399 11:35:54
به چه دلیلی باید درباره تاثیر کرونا صحبت کنیم

روزگار دانشگاه از پنجره کرونا | کارکرد همگرایی

  • انسیه حیدری | کارشناس ارشد مطالعات فرهنگی

اگر بخواهیم درباره یک حوزه اجتماعی مانند دانشگاه تحت تاثیر رخدادی همچون همه­‌گیری بیماری کووید ۱۹ صحبت کنیم، دقیقا از چه مسیری باید برویم و درباره چه چیزهایی باید بدانیم؟ بیایید ابتدا به این پرسش‌­ها پاسخ دهیم که:

  • ما چه نسبتی با موضوع داریم؟
  • چه نیرو یا نیروهایی باعث می‌شود درباره این حوزه به گفت­‌وگو بپردازیم؟

پاسخ به پرسش ابتدایی بسیار پیچیده است، چنانچه من به عنوان نگارنده این سطور و شما به عنوان خواننده آن، هر کدام در لحظات مختلف، نسبت متفاوتی با دانشگاه پیدا می‌کنیم، اما هم ­اکنون تصمیم­ گرفتم با شما از چشم‌­انداز یک علاقه­‌مند به جامعه‌­شناسی به مسئله دانشگاه نگاه کنم و از شما چه در کسوت دانشجو، استاد و کارمند و سیاستگذار دانشگاه هم می­‌خواهم به پشت این پنجره بیایید و دانشگاه و خودتان را از آنجا تماشا کنید. در ادامه خواهید دید که چگونه می‌­توانیم از پشت این پنجره خودمان را دقیق‌­تر در نسبت با هم و با مسئله دانشگاه ببینیم، پس همراه باشید.

برای پاسخ به پرسش دوم نیز باید بگویم آنچه من را وا می‌­دارد مسئله دانشگاه را به عنوان موضوعی برای گفت‌­وگو انتخاب کنم به ارتباط خودم و اطرافیانم که به مسئله دانش بسیار علاقه‌­مند هستیم و امید و انتظارات زیادِ کمتر برآورده شده­ از آن داریم، بر­می­‌گردد. به نظر می­‌رسد دانشگاه یا همان آموزش­ عالی، گاه دانش است و دانش اساس قدرت. در اینجا منظورم از دانش منحصر به علم تکنولوژیک است، گرچه ما معمولاً دانش را با محصولات فناورانه و پیشرفت‌­های آن می­‌شناسیم، درحالی‌که تلویحا قبول داریم کشورهایی که در علوم انسانی و هنر دارای دانش سطح بالا هستند، به طرز قابل توجهی در امور پیشتازند. شاید شما هم موافق باشید، آن­طور که شایسته است ما مجهز به قدرت برخاسته از دانش نیستیم، درحالی‌که مردمانی سخت ­کوش و دارای بهره هوشی هستیم.

با این مقدمه، سراغ روزگار دانشگاه در کرونا می­‌رویم؛ بیایید دانشگاه را به عنوان فضایی که گروهی از افراد جامعه را به هم پیوند می­‌دهد تا نهایتا در سطح ملی و حتی بین­المللی بتوانیم از دانش بهره­برداری کنیم در نظر بگیریم، و افراد در ارتباط با دانشگاه را نیز به چهار گروه کلی دسته‌بندی کنیم:

  • دانشجویان در حال تحصیل در مقاطع تحصیلی مختلف، رشته­‌های متنوع و البته دانشگاه­های گوناگون
  • اساتید دانشگاه با علاقه­‌مندی­‌های متفاوت کاری و شاغل در گروه­‌های آموزشی متنوع
  • سیاست‌گذاران آموزشی و کارمندان در سطوح مختلف تاثیرگذاری و با شرح وظایف ویژه و متنوع
  • مردم در قالب شرکت­‌های متقاضی دانش خروجی از دانشگاه

در سه مقاله­‌ای پیشین که در گفت­‌وگو با چندی از اساتید و دانشجویان آموزش عالی در اوایل آبان ۱۳۹۹ در همین سایت خبری داشتیم، توصیف کوتاهی از وضعیت این دو گروه در ارتباط با دانشگاه به ویژه در ایام همه­‌گیری ارائه کردیم. اساتید و دانشجویان دانشگاه را صرفاً مکانی برای انتقال داده­‌های آموزشی نمی‌­دیدند و کلیت فضای دانشگاه و سنت­‌های داخلی آن نیز برای­شان قابل توجه بود. عموم دانشجویان و اساتید، آموزش الکترونیک را که برای پایه انتقال خشک داده­‌های آموزشی است تنها وجهی از کارکرد دانشگاه دانسته و اگر آن را خلاصه دانشگاه در این روزها در نظر بگیریم، آن را بهینه­ نمی‌­دانستند و این به افق انتظارات و نیازهای متنوع و متفاوت آن­‌ها برمی‌­گردد. علاوه بر آن، عموم افراد از فضای ایجاد شده در جامعه نیز هراس داشتند و خود را ناگزیر از پذیرش موقت این وضعیت می­‌دانستند.

از سوی دیگر در آبان ماه سال ۹۹ شاهد کنفرانس­های برخطی از سوی موسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی بودیم که در آن­ها دکتر علی­اکبر صفوی، دکتر الهام اکبری و دکتر احسان طوفانی­نژاد به عنوان متخصصان آموزش الکترونیک به تشریح ابعاد آموزش الکترونیکی انجام شده و آموزش الکترونیک مطلوب پرداختند.

سخنرانی این افراد به عنوان استاد دانشگاه و البته کارمندان سیاستگذار و بحث­‌هایشان با بقیه صاحبنظران، ذهن هر شنونده‌­ای را به سمت قواعد ساختاری و تئوری آنچه می­‌بایست در آموزش الکترونیک مد نظر قرار گیرد سوق می‌­داد. گرچه ارائه ایشان خالی از توجه به مسائل انضمامی آموزش عالی نبود اما چشم‌­انداز آن­‌ها حاوی نگاه اجرایی و آرزوهای یک سیاستگذار دغدغه‌مند و علاقه­‌مند به پیشتازی‌های فنی و اجرایی آموزش الکترونیک بود. آن­‌ها مانند مهندسینی وظیفه ­شناس و با مسئولیت‌­پذیری قابل ­توجهی که در سخنان­‌شان پیدا بود به دقت ابعاد سیاست­‌های ابلاغی و همچنین سیاست­‌های ناگزیر آموزش عالی در مقطع کنونی را پیگیری کرده و تئوری آموزش صحیح مجازی و یا الکترونیک را تشریح کردند.

بنابراین تاکنون استدلال دو گروه از افراد مرتبط با دانشگاه را شنید‌‌ه‌­ایم که فصل مشترک آن‌ها را می­‌توان بیشتر در درگیری مشترک با یک مسئله، آموزش الکترونیک، دید. دانشجویان و اساتید با مسئله انضمامی و حقیقی دانشگاه خلاصه شده در آموزش الکترونیک مواجه هستند و کارمندان سیاستگذار با تئوری­‌های خلاصه کردن دانشگاه. علاوه بر آن، با یک مسئله مشترک اجتماعی به نام همه­‌گیری بیماری کووید ۱۹ با تاثیرگذاری­‌های مختلف روبرو هستم.

کووید ۱۹ نام نوعی بیماری است و شاید انتظار داشتیم نهایتا مانند بیماری­‌های خطرناکی چون بیماری­‌های ریوی ناشی از آلودگی­‌های زیست­ محیطی یا مصرف دخانیات، انواع سرطان­‎های ناشی از تغییرات زیستی، انواع حساسیت‌­های ناشی از تغییر سبک زندگی و بیماری­‌های ناشناخته حاصل جهش‌­های ژنتیکی که کماکان پزشکان را به خود مشغول کرده است، امری محدود به بیمارستان و فضاهای آموزش پزشکی باشد، اما این بیماری از همان روزهای اول در کشورهای شرق آسیا با ظاهر یک مساله امنیتی، ملی و جهانی به جهان معرفی شد.

چنین تحولی در جهان قطعا بخش­‌های مختلف یک کشور را تحت تاثیر قرار خواهد داد و کشورها نیز بنا به موقعیت سیاسی و اقتصادی­‌شان نسبت به این مساله جهانی واکنش نشان خواهد داد. رتبه‌­بندی کشورها از بسیاری جهات با خط ­کش کرونا، تحولات قابل توجه در بازارهای اقتصادی و سیاست­‌های بین­المللی در همین بازه یکساله و بحث‌­های متنوع علمی، رسانه‌­ای و جامع‌ه­شناختی همگی دال بر فقط یک بیماری نبودن کرونا است. با این پیش ­فرض باید کشور خودمان را در کارزاری ببینیم که لزوما وجهی پزشکی و درمانی ندارد، بلکه یک رخداد سیاسی و اجتماعی است.

بحث را همین‌­جا مرور کنیم؛ هم­اکنون ما جامعه­‌شناسی هستیم که می­‌خواهیم ببینیم نهایتا در دانشگاهِ این روزها چه خبر است؟ آیا اوضاع رضایت­‌بخش است؟ الزامات اجتماعی همچون همه‌­گیری کووید ۱۹ چه ترک‌­ها و نقاط قابل توجهی از مسئله دانشگاه را بر ما هویدا کرد؟

متوجه شدیم دانشگاه در ارتباط با گروه­‌های مختلف انسانی مطرح است و هر کدام از وجهی در پی بهینه­‌کردن رابطه خود با آن هستند. آنچه باعث شده هر دو گروه از عملکرد و خروجی کار خود رضایت کافی نداشته باشند و با بیان دیدگاه‌­ها و داده‌­های مختلف در پی بهینه کردن اوضاع باشند از یک موضوع خبر می­‌دهد؛ اوضاع حداقل برای خود آ‌ن­ها رضایت‌بخش نیست.

از این­جا و جایی که ما تصمیم گرفتیم با رویکرد جامعه شناختی به موضوع نگاه کنیم، اوضاع این طور به نظر می‌رسد که نیاز است بین افراد مختلف مرتبط به دانشگاه، گفت­‌وگویی برای ایجاد رضایت شکل بگیرد. مثلا سیاست‌گذاران آموزشیِ زحمت­کش و دغدغه‌مند ما بهتر است علاوه بر مطالعه تئوری­‌های برجسته آموزشی در سطح بین‌­المللی که برخواسته از تجربه انضمامی کشورهای دیگر است و یا اتکا به سخنان ارزشمند اساتید و سیاست‌گذاران برجسته بین­‌المللی که برآیند تجربه زیسته سال­‌ها درگیری و مطالعه گروه­‌های مختلف پژوهشی است به جامعه‌­شناسان و محققان اجتماعی در شاخه­‌های مختلف اعتماد کنند و اجازه بدهند تا صداهای گروه­‌های مختلف افراد را از میدان جامعه بلند کرده و به گوش هم و آن­ها برسانند.

قطعا ما نیازمند آنیم آرزوهای دانشجویان، دغدغه‌­های اساتید و سیاست­‌های سیاستگذاران آموزشی و شرکت‌ها را در تعامل و گف‌ت­وگو با هم شکل دهیم تا همگرا با هم از پتانسیل‌های فراوان کشورمان به طرز رضایت­‌بخش‌­تری بهره ببریم، و برای ایجاد این ارتباط نیز به محققین اجتماعی که صداهای مختلف را خوب بشنوند و بلند کنند نیاز داریم.

پیش‌تر هم از همین نویسنده در این باره خوانده بودید:

  • همه‌گیری کرونا و آنچه در دانشگاه‌ها می‌گذرد (بخش سوم)
  • همه‌گیری کرونا و آنچه در دانشگاه‌ها می‌گذرد (بخش دوم)
  • همه‌گیری کرونا و آنچه در دانشگاه‌ها می‌گذرد (بخش اول)

نظرات (0)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *