چهارشنبه، 14 آبان 1399 18:00:50

واکاوی آموزش مجازی در نظام آموزشی | تاریک‌راه «ناشاد»

  • هُدی امامی | دانشجوی دکتری جامعه شناسی سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی

یکی داستانست پُر آب چشم / دل نازک از رستم آید بخشم

آموزش و پرورش در ایام کرونایی همچون دیگر ابعاد زندگی تحت تاثیر تغییرات شدیدی قرار گرفته است. دانش‌آموزان با دفترو کتاب‌هایشان در حصار خانه‌ها، پناه گرفته‌اند تا بیمار نشوند اما تجربه دوستی و معاشرت با همسالان و فعالیت‎های گروهی را از دست داده‌‎اند.

دیگر کارکردهای آموزشی مدارس نیز بر دوش خانواده‌ها قرار گرفته که بعضا دانش و مهارتی برای مواجهه با این موضوع ندارند و با کوله باری از دشواری‌ها روبه‌رو شده‌اند.

نهاد آموزش در این مدت، تمام تلاش خود را معطوف داشته است همچنان عاملیت را در جریان تعلیم و تربیت کودکان و نوجوانان حفظ کند و برای این مهم از طریق شبکه‌های مجازی، پا به خانه دانش‌آموزان گذاشته است تا مکتب‎خانه‎ای مجازی برپا کند اما نه همه دانش آموزان. تنها آن‎ها که به امکانات اتصال به اینترنت دسترسی دارند و باز آن‎ها که در مناطقی زندگی می‎کنند که شبکه اینترنت در آن قابل دسترس است. شبکه‌ای که برای این منظور تهیه شده است به اختصار شبکه‌ «شاد» نامیده می‌شود. آموزش و پرورش همه دانش آموزان را موظف به ثبت نام و حضور در «شاد» نموده است و آن‌ها که نتوانند در این دوره مجازی ثبت نام کنند به منزله ترک تحصیل و محروم شدن از یک سال تحصیلی پیش‌رو است و اگر کرونا ادامه یابد، سال‌های آتی را نیز در بر می‌گیرد. بنابراین خانواده‌ها ناگزیرند تا فرزندانشان را از هفت سالگی، راهی فضای مجازی کنند. دنیایی که حتی برای خودشان نیز همچنان ناشناخته، مبهم و مخاطره آمیز است.

این در حالی است که تا قبل از ظهور کرونا، دانش‌آموزان از گردش و حضور در شبکه‌های اجتماعی، به خصوص در مقطع ابتدایی منع می‌شدند و امروز باید خود و خانواده‌ها تمام همتشان را معطوف به وجود آوردن شرایط حضور و استفاده هر روزه فرزندانشان از این شبکه در فضای مجازی کنند.

تصمیمی که وزارت آموزش و پرورش در ارتباط با راه اندازی یک شبکه مجازی و حضور آنلاین دانش‌آموزان گرفته است، از جهاتی قابل تامل و نقد است که در این نوشتار به برخی از آن‌ها اشاره می‌شود:

– بیش از دو دهه است که اینترنت خانگی، جای خود را در زندگی افراد باز کرده است اما در این دو دهه اقداماتی که در جهت فرهنگ‌سازی، آگاهی بخشی و جبران تاخیر فرهنگی که این مطاع وارداتی به همراه دارد، انجام شده کافی نبوده است یا حداقل سرعتی بسیار کندتر از سرعت آمیختگی زندگی مردم با فضای مجازی داشته است. حال، نسلی که خود در مواجهه یکباره با اینترنت خانگی و بعدتر گوشی‌های هوشمند قرار گرفته اند، راهبری نسل جوان‌تری را دارند که از اوان کودکی باید بخشی از هویت و روزمرگی خود را به عنوان دانش‌آموز، در این فضا تعریف کنند. سواد ناکافی رسانه‌ای و عدم اطلاع دقیق از مسائلی چون حفظ حریم خصوصی خود و خانواده، امنیت و امنیت اخلاقی، اهمیت شناخت فرستنده پیام، جرائم اینترنتی و… بیش از پیش مسئله آفرین خواهد شد.

– تا قبل از کرونا کودکان و نوجوانان ما از در اختیار داشتن گوشی هوشمند و تبلت بر حضر بودند اما امروز خانواده‌ها با تلاش بسیار این امکانات را برای فرزندان تهیه می‌کنند تا از تحصیل علم باز نمانند! اما شاید مساله رهاشدگی نونهالان در فضای مجازی مساله جدی‌تری است! قطعا مسیر عالم شدن از گوشی هوشمند و تبلت در دست فرزندان ما نمی‌گذرد! اما امروزه فرآیند اجتماعی شدن محصلین در دوران کرونایی با این وسایل در دست هایشان، انجام خواهد گرفت و باید به مساله رهاشدگی کودکان و نوجوانان در فضای مجازی توجه داشت. این موضوع به خصوص در ارتباط با والدین شاغل – به دلیل حضور کم‌تر با فرزند- و والدین ناآگاه، پررنگ‌تر خواهد بود اما به هر روی مساله‌ای همگانی خواهد بود.

– مشکلات بسیار شبکه اینترنت در کشور که با این حجم گسترده مصرف روزانه معلوم نیست تا کی بتواند تاب بیاورد، سرعت پایین، عدم پوشش مناسب در بسیاری از مناطق کشور، قطعی مکرر کلاس‌ها و کیفیت نازلی که زاییده ارائه دروس در این شبکه است، دانش آموزان محصور در خانه را بیش از پیش دلزده از دانش و افسرده و عصبی کرده است.

– فرهنگیان، وضعیت به مراتب دشوارتری از دانش آموزان دارند. ایشان که برای چنین روزی و تولیدات رسانه‌ای آماده نشده بودند امروز باید به هر طریق ممکن به تولید کلیپ‎های صوتی و تصویری بپردازند. این روزها محیط کاری و محیط زندگی خانوادگی آموزگاران مرزی ندارد. خانواده‌ها مجبور به رعایت حریم و سکوت در مدت تدریس و تهیه فایل‌ها هستند. با تمام این تلاش‌ها بسیاری از والدین از فعالیت‌های مجازی ایشان مرتبا ابراز ناخشنودی می‎کنند و انتظار فعالیت بیشتری از معلمان دارند.

– کرونا فرصتی بود برای برقراری عدالت آموزشی که متاسفانه با میدان‎داری شبکه شاد و دیگر شبکه‌های آموزش آنلاین در مدارس خاص، برابری آموزشی را بیش از پیش تبدیل به رویایی دست نیافتنی کرد و شکاف‌ها را تعمیق بخشید. عدم توانایی بسیاری از هم‌وطنان برای تهیه گوشی و تبلت و همچنین هزینه اینترنت در مغایرت کامل با قانون آموزش رایگان همگانی قرار دارد. در شرایطی که بسیاری از خانواده‌ها با مشکلات معیشتی جدی رو به‌رو هستند، شبکه «ناشاد» آموزش مجازی، طنز تلخی است که چونان کام محرومین را زهرآگین کرده که جای خنده، اشک جاری می‌کند.

با توجه به نکاتی که طرح شد، به نظر می‌رسد نهاد آموزش و پرورش راه را به بیراهه رفته است و با نگاهی تمرکزگرا و نادیده گرفتن توزیع ناعادلانه امکان دسترسی به فضای مجازی از سویی و چشم پوشی نسبت به مخاطرات جدی شبکه‌های مجازی برای دانش آموزان و سواد اندک رسانه‌ای خانواده‎های ایشان از سوی دیگر، اقدام به فتح باب شبکه ی شاد و اجباری شدن آن! برای محصلین کرده است.

قریب به سی سال از پایان جنگ تحمیلی می‌گذرد اما واقعیت این است که سی سال گذشته را یا درگیر تحریم‌های شدید خارجی بوده‌ایم یا سوء مدیریت داخلی، وضعیت مردم همان وضعیت جنگی با شدیدترین تحریم‌های بین‌المللی است علاوه بر این، بیماری کرونا چون دشمنی ناشناخته و نامرئی، فشاری مضاعف بر تن رنجور ملت وارد کرده است. چطور ممکن است با نادیده گرفتن این وضعیت، دشواری تازه‌ای را بر دوش آحاد ملت بگذاریم به گونه ای که احساس محرومیت از تحصیل دانش آموزانی را تا پای جانشان فسرده و نومید گرداند؟ آیا بهتر نبود که از این فرصت بهره لازم گرفته شود و برای برقراری عدالت آموزشی و حفظ امنیت فرزندانمان به جای راه اندازی شبکه اجتماعی ناکارآمد و ضعیف، با رایزنی و هماهنگی بیشتر با تنها رسانه ملی کشور که از حمایت و بودجه مناسبی برخوردار است، با الگوگیری از زمان جنگ تحمیلی، آموزش و پرورش همگانی را به چند شبکه تلویزیونی ملی می سپردیم؟ شبکه آموزش برای هر پایه درسی روزانه نیم ساعت تدریس دارد که برخی مواقع با حضور کودکان در کلاس‌های مجازی شاد همزمان است و درس‌ها با هم تداخل دارند و همگام نیستند. آیا این امکان وجود نداشت با بسیج زمان بیشتری از شبکه‌های تلویزیون، قشر مرفه و مستضعف جامعه را پای یک میز درس بنشانیم؟ دانش آموزانی که در دوران جنگ با کتاب‌هایشان بیشتر نزدیک شدند و فرازی از درس را در تلویزیون‌ها آموختند، فارغ التحصیل نشدند؟ گویی نگاه مسئولین فقط به اطراف خود و مدارس خاصی است که فرزندانشان در آن تحصیل می‌کنند و از اوضاع مردم محروم درگیر نبرد اقتصادی و کرونایی چیزی نمی‌دانند!

گوشی‌ها و تبلت‌های در دست فرزندان ما، هر چه بیشتر آن‌ها را از دوستی با کتاب و خواندن عمیق و صحیح دورخواهد کرد. اینان با اندک اطلاعات از مختصات فضای مجازی در آینده‌ای نزدیک تنها مصرف کننده تولیدات بروزن مرزی خواهند شد و سربازانی برای پیام‌های امپریالیستی سرمایه‌داری حاکم بر دنیا. جای تاسف است اما تبعات این دسترسی یکباره و بی‎مهابا و بدون آگاهی و آموزش را به زودی مشاهده خواهیم کرد.

این نوشتار به دنبال نفی یا کنارگذاری تکنولوژی و راه‌های جدید ارتباطی نیست. گرچه در همان کشورهای صادر کننده تکنولوژی چارچوب‌های محکمی برای حضور و وقت گذرانی کودکان و نوجوانان در فضای مجازی تدوین و اجرا می‌شود اما  با یک بررسی ساده در نحوه آموزش برخی کشورها، می‌بینیم که در بسیاری موارد الگوهای مناسب‌تری برای استفاده از فضای مجازی برای تحصیل در کرونا موجود است. به طور مثال، شبکه مجازی شکل نگرفته است. مدارس، درس و تکالیف را به صورت آفلاین در وبسایت یا وبلاگ مدرسه قرار می دهند و معلمان از طریق ایمیل پاسخگوی سوالات هستند. تکالیف نیز می‌تواند توسط والدین به ایمیل معلمین ارسال شود و در نتیجه حداقل برخورد کودکان ابتدایی و رهاشدگی در فضای مجازی اتفاق افتد. امید که پیش از آنکه به زودی، دیر شود! مسئولین امر آموزش تدابیری مناسب حال اکنون جامعه ایرانی اتخاذ کنند.

نظرات (0)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *