دوشنبه، 5 آبان 1399 14:27:22
بخش دوم: گروه فنی‌مهندسی و گروه علوم پزشکی

همه‌گیری کرونا و آنچه در دانشگاه‌ها می‌گذرد

  • انسیه حیدری*

تحریریه تخصصی عطنا: گروه فنی مهندسی یکی از بزرگ‌ترین و مهم­‌ترین گروه‌­های آموزشی در کشور در حال توسعه ایران است. عموم پیشرفت­‌های علمی و صنعتی برخاسته از تلاش­‌های این گروه و سرمایه­‌گذاری­‌های کلانی است که در آن می‌­شود. این گروه علاوه بر فعالیت­‌های آموزشی، شامل زیرمجموعه­‌های پژوهشی و دانش­‌بنیان قابل توجهی به نسبت سایر گروه­‌هاست که طی سال­‌های اخیر در ارتباط صنعت و دانشگاه پدید آمده است و حیات دارند. با این وجود و در مقایسه با سایر کشورها هنوز انتظارات جامعه برآورده نشده و حتی بدنه گروه علوم مهندسی، هم در دانشگاه و هم در جامعه توقع بیشتری از آن دارند. 

 

گروه فنی و مهندسی، موتور محرکه صنعت، در اصطکاک آموزش مجازی

مانند گروه‌های آموزشی دیگر، بعد از اعلام همه‌­گیر کرونا، فعالی‌ت­های آموزشی این گروه نیز به فضای مجازی کوچانیده شد. گفت­ وگوها نشان داد که بدنه دانشگاه با یک شوک مواجه و حدود یک ماه سردرگم بود تا اینکه پلت­فرم­‌هایی در دانشگاه‌­های مختلف برای برگزاری کلاس­‌ها ایجاد شد.

دانشجویان و استادان دانشگاه‌­هایی که عموماً از دانشگاه‌­های برتر کشور بودند از تلاش و جدیت گروه‌­های علمی-آموزشی حکایت می­‌کردند «تلاش دوسویه استادان، گروه آموزشی و دانشجویان در استفاده از امکانات موجود نمره متوسطی می­‌گیرد و می‌­توان امید داشت در آینده با تلاش بیشتر آموزش مجازی بهینه­‌تر شود». این افراد، ضعیف بودن بستر اینترنت و بهبود تدریجی آن، کم بودن راه‌­های ارتباطی استادان و دانشجویان و افزایش مسیرهای مربوطه، دسترسی سخت دانشجویان شهرهای دور از مرکز و دانشجویان کم بضاعت به امکانات مرکزی شهرهای بزرگ و تلاش برای بهبود آن و موضوعاتی از این دست را نوعی پیشرفت آموزش مجازی می‌­دانستند اما مهمترین مانع در نظر آن­ها نبود زیرساخت‌­های یکسان مادی و معنایی برای همه اعضا بود. به این معنا که در این سیستم هم اساتید و هم دانشجویان را دارای سبک زندگی دیجیتال فرض کردند که لزوماْ درست نیست. بسیاری از استادان ارتباط معنایی با این فضا نداشته و نتوانستند در این بازه، چندان که باید تجربه علمی­‌شان را ارائه دهند. همچنین دانشجویان زیادی وجود دارند که تمکن مادی لازم برای استفاده از اینترنت و تجهیزات فناورانه­ ندارند. همین امر یکی از موارد بداهت زدایی شده است: سبک زندگی یکسان­‌پنداشته شده همه اعضای دانشگاه

آموزش مجازی به مرور زمان با تعامل استادان، دانشجویان و دانشگاه در حال بهبودی است

در دانشگاه‌­های برتر کشور با توجه به فشار گروه­‌های آموزشی و نظارت دقیق مسئولان مربوطه، امر آموزش با دقت نسبتاْ بیشتری پیگیری شد. اساتید یا با حضور در دانشگاه و ضبط آنلاین کلاس و یا آفلاین آموزش را ادامه دادند و یا به صورت تهیه اسلاید و از منزل کار را پیش­ بردند. استادان متعهد و حساس به امر آموزش تمامی راه‌­ها را برای آموزش بهتر، پیشگیری از تقلب و ارزیابی دانشجویان رصد کرده و تلاش کردند کیفیت کارشان افت نکند. گرچه این موضوع از ابتدای امر با کیفیت انجام نشد، چون اولین تجربه استادان و دانشجویان بود، اما رفته­‌رفته به سمت رضایت‌­بخشی پیش می‌­رود. یکی از دانشجویان برق دانشگاه تهران گفت «ما چند فضا داشتیم که در صورت نقص هر کدام به دیگری می‌­رفتیم». یکی از دانشجویان دانشگاه امیرکبیر در توصیفی دقیق از ماجرا و آنچه تجربه کرده بود، گفت: «فرآیند آموزش مجازی گرچه مانند آموزش حضوری نیست و در برخی دروس عملاْ امکان کار غیرحضوری وجود ندارد، اما تکنیک‌­های آموزشی به کار رفته در گروه آموزشی آن­ها رفته‌­رفته پیشرفت می­‌کند و او می­‌تواند از آموزش‌­ها تا حدی استفاده کند. استادان از مسیرهای مختلف آموزشی و ارزیابی و حتی شیفت­‌بندی برای کلاس­‌های آزمایشگاه تلاش می­‌کنند تا کارشان را درست پیگیری کنند». این دانشجو به سردرگمی و نقص چارچوب آموزشی اشاره کرد و گواهی داد که مسئله به مرور زمان با تعامل استادان و دانشگاه و دانشجویان در حال بهبودی است. این دانشجو به مشکلات دانشجویان غیرتهرانی و تلاش دانشگاه خود برای استفاده امکانات دانشگاه­‌های شهرهای مختلف برای دانشجویان بومی آن شهرها اشاره کرد و گفت: «گرچه نواقصی در این زمینه وجود دارد و دانشجویان شهرهای دیگر هنوز در استفاده از امکانات حضوری و آزمایشگاهی مشکل دارند اما دانشگاه­‌ها رو به تعامل آورده‌­اند تا کلاس‌­های به اجبار حضوری نیز با رعایت ضوابط بهداشتی پیگیری شود». با این وجود این دانشجو نیز مانند بیشتر افراد، آموزش حضوری را دارای راندمان بالاتر می‌­دانست. دلایلی که این دانشجو در برتری آموزش حضوری می‌­دید به ترتیب زیر بود:

  1. امکان تعامل دقیق‌­تر و همه‌­جانبه‌­تر با استاد و دانشجویان برای فهم مطالب؛
  2. سخت­تر شدن یادگیری به خاطر استفاده طولانی از کامپیوتر به عنوان وسیله‌­ای که خیره شدن به آن به مدت طولانی آسیب‌­های جسمی و روانی به دنبال دارد؛
  3. امکان استفاده از کتابخانه و سایت دانشگاه که دسترسی­‌های علمی بیشتری از طریق آن­ها وجود دارد؛
  4. امکان تعامل با دانشجویان رشته­‌ها و سال­‌های تحصیلی مختلف در فراگیری بهتر آموزشی؛
  5. بی اعتمادی اساتید به دانشجویان در نتیجه عدم تسلط بر کلاس و به تبع سخت­گیری­‌های آموزشی که انگیزه یادگیری دانشجویان را هدف می‌­گیرد؛
  6. وجود شور و نشاط در آموزش حضوری؛
  7. استفاده از سایر امکانات اجتماعی و افزایش انگیزه در تحصیل با چند بعدی شدن فضای زندگی؛
  8. آشنایی­‌های غیرآموزشی با کادر دانشگاه در فضاهای مختلف آن و به طریقی آشنایی بیشتر با فضای کاری و تخصصی.

اما دانشجویانی هم بودند که آموزش مجازی را ترجیح می­‌دادند، دلایل آن­ها به ترتیب زیر بود:

  1. ترس از شرایط همه‌­گیری؛
  2. امکان شاغل شدن و استفاده از زمان برای کار و فعالیت­‌های مالی؛
  3. بهینه شدن زمان برخی کلاس­‌ها که نیازی به امتداد آن­ها در طول یک ترم نبود؛
  4. امکان رفتن به فضاهای دیگر اجتماعی و استفاده از وقت برای گسترش ابعاد وجودی خود؛
  5. امکان استفاده از فضای آفلاین آموزش و کنترل و مدیریت زمان توسط خود دانشجو.

انسان­‌زدایی از سیستم آموزشی دغدغه و شور اجتماعی دانشگاه را تحت‌­الشعاع قرار می‌دهد

واضح است که مجدداْ نمی­‌توان افراد را در این زمینه یکدست کرد و بنا به سبک­ زندگی­‌های مختلف ترجیح­‌های متفاوتی وجود دارد اما در نهایت باید به توسعه کشور و توسعه انسانی به طور همزمان اندیشید. انسان­‌زدایی از سیستم آموزشی با فرآیند آموزش یکطرفه و کم­رنگ­ کردن و یا حذف سنت‌های داخلی فضا و زمان در دانشگاه دغدغه و شور اجتماعی را تحت‌­الشعاع قرار می‌دهد. نمی‌­توان انسان­‌ها را رباط­‌هایی که مسئولیت تزریق و یا دریافت مواد درسی دارند فرض کرد چنانچه دانشگاه چیزی فراتر از آموزش صِرف است.

یکی از دانشجویان دکتری که تدریس هم می‌­کند به نکته قابل توجه و کیفی‌ای به عنوان ره‌آورد آموزش مجازی‌­اش اشاره کرد؛ این دانشجو با توجه به فعالیت در حوزه صنعت و اشراف نسبی به ماهیت دروسی که تدریس می­‌کند و کاری که در حوزه تخصصی‌­اش در صنعت انجام می­دهد، «فاصله محتوایی» را علت دیرفهم و سخت شدن آموزش مجازی می‌دانست. از نظر او «با توجه به اعراض دانشجویان از آموزش، به‌خصوص نوع مجازی به نظرم آمد این بی‌­انگیزگی می‌­تواند به فاصله جهان معنایی امور آموزشی و کار و زندگی واقعیِ تخصصی دانشجویان برگردد». دانشجوی دکتری دیگری که در وضعیت مشابهی بود، با تاکید نسبی این مطلب به آشکار شدن ضع‌ف­های درونی آموزش عالی در دوران کرونا اشاره کرد و رجوع دانشجویان به حوزه‌­های اقتصادی مثل بووس و کم­انگیزگی در فراگرفتن درس را به ماهیت نسبتاْ عقب­‌مانده و به‌روز نشده دروس و صد البته عدم ارتباط جدی صنعت با بدنه کلی آموزش عالی ارجاع داد. این دانشجو ارتباط بیشتر با بخش خصوصی و ایجاد تعهد اجتماعی برای دانشگاه حداقل در بخش تحصیلات تکمیلی را یکی از موتورهای محرکه دانست و  پیشنهاد استفاده بیشتر از ظرفیت بالای آموزش عالی را داشت.

 

گروه علوم پزشکی، نبض خسته کشور در دوران کرونا

یکی از اعضای هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی شهر بزرگی در ایران در مخالفت با این پیش­‌فرض که استادان به علت تامین مادیِ ثابت، انگیزه کافی برای اجرای تعهدات خود ندارند بیان کرد: «در گروه آموزشی ما بلافاصاله پس از قرنطینه، درباره ادامه روند آموزش پیگیری­‌های جدی انجام گرفت و از تمام ظرفیت‌­ها برای بالا بردن کیفیت از دست رفته آموزش حضوری استفاده شد». این استاد دانشگاه با توجه به اینکه آموزش حضوری را بسیار مفیدتر می­‌دانست گفت: «ما تمام تلاش لازم را برای رفع کاستی­‌های این سبک آموزشی کردیم و از تکینک­‌های مختلف طرح سوال و ارزیابی دانشجو استفاده نمودیم تا کار درست و اصولی پیش رود، تمامی راه‌­ها را برای آموزش بهتر، پیشگیری از تقلب و ارزیابی دانشجویان رصد و تلاش کردیم کیفیت کار افت نکند. گرچه این موضوع از ابتدای امر با کیفیت انجام نشد چون اولین تجربه استادان و دانشجویان بود اما رفته‌­رفته به سمت رضایت­‌بخشی پیش می­‌رود».

 تشویش و اضطراب در سبک زندگی همیشه برخط 

این استاد دانشگاه با توجه دادن به اینکه در آموزش حضوری امکان ارزیابی همزمان از یادگیری و درک دانشجویان با توجه به ویژگی‌­های فیزیکی دانشجو وجود داشت و فضای کلاس درس، کتابخانه، آزمایشگاه ابزارهای جدی و کاربردی در آموزش بودند، آموزش مجازی را فاقد کارایی کامل دانست و امیدوار بود که زودتر اوضاع عادی شود. علاوه بر آن، استادان دانشگاه با توجه به مشغله­‌ها و برنامه­‌های پژوهشی و خصوصی، بار این سبک آموزش را در صورت متعهدانه پیگیری شدن آن، بسیار بیشتر از قبل عنوان کرده و به‌هم‌­خوردگی سبک زندگی و ورود به نوع پیش­‌بینی نشده‌­ای از زندگی که حامل نوعی تشویش و اضطراب است دانستند که در نهایت بر کیفیت کار آنها اثرگذار می‌گذارد.

قواعد سخت و قوانین مالی حاکم بر گروه علوم پزشکی و مراکز درمانی باعث تضعیف اخلاق اجتماعی می­‌شود

اما مسئله اجتماعی کرونا چه نکاتی را در گروه علوم پزشکی پررنگ کرد؟ یکی از دانشجویان سال آخر رشته پزشکی که دوره‌­های عملی را در بیمارستان­‌ها می­‌گذراند، به نکته­‌هایی درباره قواعد سخت­گیرانه حاکم در این دوره‌­ها (انترن یا اینترن (دوره کارورزی پزشکی) و رزیدنت (دستیاری پزشکی)) اشاره کرد. این دانشجو گفت: «ما باید زمان زیادی را به عنوان پزشک کشیک در بیمارستان­‌ها باشیم و این موضوع هم در امر آموزش و یادآوری مطالب و هم در درمان بیماران تأثیرات منفی دارد. علی­‌رغم مقاومت اولیه برخی دانشجویان، با توجه به سخت و محکم بودن قواعد درون سازمانی گروه علوم پزشکی، هیچ تغییری در این زمینه حاصل نشده است».

مهم­ترین آسیب این فشردگی، متوجه بیمارانی است که امیدوارانه برای درمان به مراکز درمانی می‌­آیند و با پزشکان خسته و بی‌­انگیزه­‌ای که ساعت­‌ها بیدار بوده‌­اند روبه‌رو می­‌شوند. این مسئله در این همه­‌گیری و فشار بر مراکز درمانی بیشتر خود را نشان داد. علاوه بر آن، این دانشجو که روحی‌ه­ای جوان و ناآشنا به قواعد تثبیت شده سازمانی داشت از قواعد سخت و مالی حاکم بر مراکز درمانی آزرده بود و کمبود اخلاق و موضوع‌های اجتماعی در گروه علمی خود را بسیار آزاردهنده می‌­دید. یکی از پیشنهادات این دانشجو حضور جامعه­‌شناسان در این حوزه و بررسی موضوع‌های اجتماعی پزشکان و نظام پزشکی بود تا مسیر روحیه‌­های علمی و علاقه‌­مند جوانان بهتر از وضعیت کنونی جهت­‌دهی شود، علاوه بر آن، در صورت ایجاد شدن نسبتی بین متخصصان پزشکی و متخصصان و مدیران علوم اجتماعی می‌­توان به توانمندتر شدن نظام پزشکی امیدوار بود، چراکه با افزایش ارتباط عملی و علمی بین این گروه‌­ها می­‌تواند به افزایش نیروهای پیشگیرانه و قدرت اجتماعی در درمان بیماری‌­ها و مقابله با همه‌­گیری­‌های اینچنینی امیدوار بود. پیشنهاد این دانشجو به‌طور دقیق مسیری است که کشورهای پیشرفته از طریق ایجاد فعالیت­‌های بین‌­رشته‌­ای در توانمند کردن اجتماع خود و نظام­‌های اداره کشور از جمله نظام پزشکی پیش­ گرفته‌­اند.

تلاش دانشگاه­‌های مختلف در گروه علوم پزشکی نیز متفاوت بوده و در نگاهی اجمالی دانشگاه­‌های دولتی بزرگ به نسبت موفق‌­تر و دقیق­‌تر عمل کردند. دانشجویانی که به هر طریقی هزینه تحصیل را می­‌پردازند، آموزش مجازی و حضوری را غیرقابل قیاس دانسته و نمی‌­توانستند بپذیرند هزینه هر دو یکسان باشد. دانشجویان این دانشگاه­‌ها کیفیت آموزش حضوری را بالاتر دانسته و به‌خصوص اگر آموزش عملی نیاز داشتند اصلاً آموزش مجازی را مکفی نمی­‌دانستند و از پرداخت کامل شهریه ناراضی بودند. علاوه بر آن، آموزش در برخی مراکز غیردولتی یا دولتی با مدیریت ضعیف اصلاً قابل مقایسه با تلاش دانشگاه‌­های برتر نبوده و عموماً کلاس‌­ها هنوز شروع نشده بود و دانشجویان ناراحت بودند که تنها صرف پرداخت شهریه آنها در حال گذراندن ترم تحصیلی هستند.

 

*کارشناس ارشد مطالعات فرهنگی

 

نظرات (0)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *