سه شنبه، 12 فروردین 1399 05:59:00
آخرین اخبار
دهقانی فیروزآبادی:

منطقه‌گرایی، الزام استراتژیک در سیاست خارجی ماست

همایش بین المللی نظام بین‌الملل، تحولات منطقه‌ای و سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران با حضور صاحب نظران این حوزه در دانشکده حقوق و علوم سیاسی برگزار شد.

به گزارش عطنا، دهقانی فیروزآبادی، معاون پژوهشی دانشگاه علامه طباطبائی در مراسم افتتاحیه این همایش، ضمن خیر مقدم به مهمانان و تقدیر و تشکر از دست اندرکاران برگزاری همایش، گفت: همایش های بین المللی مانند علم، می تواند سه کارکرد داشته باشد، کارکرد اول تولید علم، فکر و اندیشه محض است، دومین کارکرد، علم انتقادی است و کارکرد سوم، علم کاربردی و سیاست گذارانه است.

وی با اعلام اینکه در این همایش دو روزه، هر سه حوزه به ویژه وجه سیاست گذارانه و کاربردی آن، پوشش داده شده است، افزود: محورهای اصلی مقالات مولفان داخلی، موضوعاتی از قبیل سیاست خارجی دولت دوازدهم، آمریکا و خاورمیانه، هند و خاورمیانه، آسیای مرکزی و ایران و خروج آمریکا از برجام است و مولفان خارجی نیز به موضوعاتی همچون تحریم ­ها، خروج آمریکا از برجام، امنیت در خاورمیانه و روابط ایران و کشورهای عربی پرداخته اند.

دهقانی فیروزآبادی گفت: در سیاست های خارجی ایران، چالش ­های نظری مختلفی وجود دارد که به چالش های عملی و رفتاری نیز منجر شده و می­ شود. یکی از این چالش­ ها بحث نسبت بین منطقه گرایی و بین‌الملل‌گرایی در سیاست خارجی ایران است. به بیان دیگر روابط و سیاست منطقه ای جمهوری اسلامی ایران چه نسبتی با روابط ما با خارج از منطقه به ویژه با قدرت­های بزرگ و تعیین کننده در نظام بین الملل دارد.

وی ادامه داد: قبض و بسط منطقه‌گرایی در سیاست ­های خارجی جمهوری اسلامی ایران، می تواند پیوندی بین سه سطح مطرح شده در همایش باشد. یعنی، نظام بین الملل، تحولات منطقه ای و سیاست های خارجی، چه نسبتی با هم دارند و در سیاست خارجی ایران چه نسبتی برقرار است.

استاد روابط بین الملل دانشگاه علامه طباطبائی اذعان کرد: منشا این چالش دو چیز است. نخست اینکه جمهوری اسلامی ایران بدون تردید قدرتی منطقه ای است، بنابراین باید در سطح منطقه­ ای که حضور دارد، نقش آفرینی کند و فراتر از آن در مناطق مجاور و پیرامونی هم نقش آفرین هستیم. دوم اینکه، تقریباً یک اجماع نظری وجود دارد که جمهوری اسلامی ایران از قبل از انقلاب تا به الان از لحاظ استراتژیکی و ژئوپلیتیکی یک ماهیت بین المللی دارد که حتی اگر نخواهیم در تحولات و سیاست بین الملل نقشی ایفا کنیم، نظام بین الملل و بازیگران بین المللی ما را به واکنش وا می­ دارند و باعث می ­شود که ما موضع بگیریم.

وی در پاسخ به این سوال که در سیاست خارجی ایران اصالت و اولویت با منطقه گرایی یا بین الملل گرایی است؟ گفت: سه دیدگاه در این مورد وجود دارد. دیدگاه نخست، اصالت و اولویت را به منطقه گرایی می دهد و از منظر منطقه به نظام بین الملل نگاه می کند و حوزه اعمالش در منطقه و نظام بین الملل است. سیاست منطقه ای را مستقل و جدا از روابط جهانی و بین المللی ایران می­داند و نوعی استقلال عمل در این دیدگاه مشاهده می شود. یعنی ابتدا منطقه اهمیت دارد و از موضع منطقه به نظام بین الملل نگاه می­ شود. بر اساس این دیدگاه در برخی موارد، اصالت دادن به منطقه باعث نوعی تقابل با نظام بین الملل می شود.

معاون پژوهشی دانشگاه علامه طباطبائی ادامه داد: دیدگاه دوم، اصالت و اولویت را به بین‌الملل‌گرایی می ­دهد. کسانی که قائل به این دیدگاه هستند، اعتقاد دارند که ایران باید به واسطه موقعیت استراتژیک و ژئوپولیتیک در سطح بین الملل، روابطش را تنظیم کند. این دیدگاه به یک نوع سیاست تبعی و اقتضایی می ­انجامد، یعنی سیاست منطقه ای ما تابعی از روابط بین المللی ما است.

وی اظهار کرد: در دیدگاه سوم اصالت با هر دو سطح منطقه ای و جهانی است. بر اساس این دیدگاه نسبت بین منطقه و نظام بین الملل دیدگاه معقول و مقبول و تعامل دو جانبه بین این دو است. بنابراین در تدوین سیاست منطقه ای نسبت برابری بین دو سطح سیاست منطقه ای و بین المللی برقرار است، به این دلیل که محیط استراتژیک ملی، منطقه ­ای و بین المللی ما با هم تداخل دارد در صورتی که در بسیاری از کشورهای جهان اینگونه نیست و این سه محیط به این میزان درهم تنیده نیستند. همچنین بین سطح منطقه ای و سطح بین المللی تعامل دو سویه وجود دارد. بنابراین ما نیازمند به تدوین و تعقیب یک سیاست منطقه ای موازی متعامل هستیم، یعنی بر اساس دیدگاه سوم ما به یک سیاست منطقه­ ای مستقل نیاز داریم که به موازات سیاست و روابط بین المللی وجود داشته باشد.

دهقانی فیروزآبادی تاکید کرد: این سه دیدگاه در سیاست خارجی ایران متاثر از سه دیدگاه خاص در مورد منطقه گرایی و انواع سیاست منطقه ای است. نوع نخست، منطقه گرایی ارادی-انتخابی است. بر اساس این فرض که ما غیر از منطقه گرایی و سیاست گرایی، آلترناتیوهای دیگری هم داریم و ایران می ­تواند بین منطقه گرایی و آلترناتیوهای دیگر، یکی را انتخاب کند. نوع دوم منطقه گرایی اضطراری-اقتضایی است به معنای اینکه منطقه گرایی بهترین آلترناتیو ما نیست و به آلترناتیوی بهتر از منطقه گرایی باور داریم. نوع سوم منطقه گرایی الزامی- استراتژیک است که در این دیدگاه، منطقه­ گرایی بهترین گزینه و آلترناتیو سیاست خارجه ما است.

وی افزود: نوعی الزام استراتژیک وجود دارد که ما خیلی قادر به انتخاب بین منطقه گرایی و غیر منطقه گرایی نیستیم و بر این اساس، سه نوع سیاست منطقه ای قابل تصور است. نخست، سیاست منطقه ­ای مستقل، منزوی  و انحصاری است. به معنای اینکه ما قادریم بر اساس سیاست منطقه ای و تعاملات منطقه ای منافع ملی و منطقه ای خود و به تبع آن سیاست بین المللی را نیز تامین کنیم. دوم، سیاست منطقه ای تبعی است، یعنی منافع ملی و منطقه ای ایران به  تبعیت از منافع بین المللی تامین می شود و سوم سیاست منطقه ­ای تعاملی است. به این معنا که تامین منافع ملی، منطقه ای و بین المللی ما مستلزم یک سیاست منطقه ای و سیاست بین الملل و روابط بین الملل موازی متعامل است.

استاد دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبائی با بیان اینکه دیدگاه حاکم بر سیاست خارجی ما، اصالت و اولویت را به بین الملل گرایی داده بود، افزود: تصور و تلقی ما این بود که از طریق تنظیم و تعقیب روابط با قدرت های بزرگتر در سطح نظام بین الملل می ­توانیم هم منافع ملی و اهداف بین المللی خود را تامین کنیم هم در سطح منطقه حفظ منافع کنیم. بنابراین یک نوع سیاست منطقه ای اقتضایی-اضطراری داشتیم. یعنی در زمان اضطرار و مواجه شدن با یک انقباض بین المللی، به انبساط منطقه گرایی روی می­ آوردیم. در سیاست خارجی ما رابطه معکوسی بین منطقه گرایی و بین الملل گرایی وجود داشته است. انبساط روابط بین المللی جا را برای روابط منطقه ای و منطقه گرایی تنگ کرده و برعکس وقتی روابط بین الملل ما دچار انقباض و محدودیت شده است امکان و فرصت گسترش روابط در منطقه و تاکید بر منطقه گرایی شدت گرفته است.

دهقانی فیروز آبادی در پایان گفت: ما به تدوین یک سیاست منطقه­ ای مستقل و متعامل با نظام بین الملل و روابط بین المللی نیاز داریم. پس منطقه گرایی یک الزام استراتژیک در سیاست خارجی ماست چه ما امکان گسترش روابط بین المللی و تعامل با نظام بین الملل داشته باشیم چه نداشته باشیم. تاکید بر این است، ما زمانی که امکان تعامل با نظام بین الملل و گسترش روابط بین المللی وجود دارد باید به منطقه بپردازیم، این دو مستقل از همدیگر هستند ولی جدا نیستند و یک تعامل دوسویه ای باید بین اینها وجود داشته باشد.

نظرات (0)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *