جمعه، 20 تیر 1399 10:37:30
آخرین اخبار
صادق پیوسته در نشست اکران و نقد فیلم میدان جوانان(سابق):

روایتی از فرودستان در این فیلم نمی‌بینیم/ فیلم، وجهی مردم‌نگارانه در جامعه‌شناسی سیاسی دارد

نشست اکران، نقد و بررسی مستند میدان جوانان (سابق) به همت انجمن علمی دانشجویی روزنامه نگاری در دانشکده علوم ارتباطات برگزار شد.

به گزارش عطنا، صادق پیوسته، جامعه شناس و مدرس دانشگاه علامه طباطبائی در این نشست در سخنانی گفت: آنچه روایت نشود گویی هیچگاه نبوده است. ارزش فیلم میدان جوانان سابق به این است که بخشی از ساختن حافظۀ تاریخی است. کارگردان به مناسبت حضورش در مطبوعات دورۀ اصلاحات، تجربۀ رونق مطبوعاتی را روایت می کند. رونقی که  سراسر آمیخته با کشمکش سیاسی است.

او ادامه داد: در واقع از صنف مطبوعات بودن در آن دوره مساوی با سیاسی بودن است. البته هر شغلی و به ویژه اهل قلم بودن، همواره جنبۀ سیاسی دارد اما در دورۀ اصلاحات، مطبوعات در پیشانی سوگیری های سیاسی جای داشتند و روایت مینا اکبری هم گرچه صنفی است، پر است از یادآوری رخدادهای سیاسی و همراه است با سوگیری سیاسی دوم خردادی به معنی تغییرطلبی و خواست اصلاحات به معنای آزادی خواهانۀ آن.

پیوسته در ادامه خاطرنشان کرد: آنچه بیشتر اهمیت دارد، روایت کردن تجربۀ افراد از این دوره و نشان دادن تاریخمندی روزنامه نگار دورۀ اصلاحات بودن است. برخی بعدها کوشیدند روزنامه نگاران آن دوره را جوانان جو زده نشان دهند و ابژه هایی ناتوان جلوه دهند که بازیچۀ دست کنشگران سیاسی شدند و در نتیجه با زدودن سوژگی آنان یعنی وجه اندیشندگی و نیت‌مندی درونی آنان، از روزنامه نگاری آن دوره، تاریخ زدایی کنند.

این جامعه شناسی تصریح کرد: تاریخ‌زدایی یعنی اینکه افراد و نهادهایی با اهداف و کنش های مشخص که با وجود تمام تفاوت ها، عضو گروهی صنفی هستند، پراکنده و تابع منافع نیروهای دیگر نشان داده شوند تا اهمیت روایی آن ها زدوده شود و بخشی از تاریخ دیگران و بی ارزش برای حضور در روایتی مستقل و درون ماندگار جلوه داده شوند. از این نظر، روایت مینا اکبری بسیار ارزشمند است و مقابل این حذف گفتمانی می ایستد. به واژگان محمود دولت آبادی، او می گوید، ما نیز مردمی هستیم و به سخن سعدی، ما هم مردمانیم.

نمایش روزنامه‌نگارانه

وی در ادامه با اشاره به اینکه این روایت با همۀ نشانگان سیاسی آن، صنفی و روزنامه نگارانه است، گفت: به این معنا که سوگیری خاصی به نفع هیچ یک از گروه هایی که در این مستند سینمایی گرد آورده شده اند، اعم از مهاجران (مانند لیلا نصیری ها و به معنایی، نیوشا توکلیان)، ممنوع شدگان از کار (مانند شمس الواعظین)، ترک کردگان مطبوعات (مانند لیلا فرهادپور) و باقی ماندگان (مانند احمد غلامی) ندارد. هر چهار دسته به علاوۀ زندانیان و فوت شده ها در تصاویر و نشانه های فیلم حضور دارند و هیچ گروهی بر دیگری برتری ندارد. البته روایت محدودی از آدم ها را داریم و روایت تاریخی به معنای روایت جمعی چندان روشن نیست.

سخنی در مورد سوگیری‌ها

این مدرس دانشگاه علامه طباطبائی در ادامه اظهار کرد: در همین حال، خودسانسوری در این روایت وجود دارد. همان چیزی که ماندن در مرز خط قرمزها نیز نام گرفته است. به هر حال، همین مجوز داشتن نشان می دهد که روایت درون چهارچوب مجاز است. البته این نه بد است و نه خوب. منظور از بیان این مورد، اشاره به این است که بگوییم روایت در کجا می ایستد و دیدن رخدادها با چه عینکی است. ممکن است راوی با مهارت روزنامه‌نگارانه‌اش، بسیاری از حرف هایش را با وجود خط قرمزها بگوید، اما آیا همه می توانند روایت از خط قرمز گذشته را  همانند سخنی درک کنند که بدون توجه به خط قرمزها گفته می شود؟ احتمالاً خیر!

پیوسته در ادامه تصریح کرد: خط قرمزها هم برای همین طراحی شده اند. همین که فهم روایت را محدود کنند و از شکل همگانی در بیاورند. گرچه وانمود می شود که خط قرمزها مطلق هستند اما کارکرد نسبی آنها نیز مورد قبول طراحان آنها است و البته درونی کردن این خط قرمزها هم  بازی جذابی (شاید از نوع مازوخیستی) برای راویان پدید می آید. از همین روست که بسیاری از روایت های این مستند گرچه سخن افراد است، سخنی است صیقل خورده و تندی و تیزی آن گرفته شده است.

وی تاکید کرد: این توصیف، برای زیرسؤال بردن روایت فیلم نیست، بلکه هشداری است به بیننده ای مانند خود من که شیفتۀ هیچ روایتی نشود.

این جامعه شناس در ادامه بیان کرد: سوگیری طبقاتی روایت را هم نمی شود انکار کرد. ما در این روایت، شکل مرفه و بالادست روزنامه نگاری با آرمان های سیاسی و فرهنگی آزادی خواهانه را می بینیم اما از بخش عمده ای از بدنۀ روزنامه نگاری آن دوره (و همین امروز) که بیش از آزادی، غم نان دارد و زندگی محقرش نیازمند درآمد هر چند ناچیز این شغل بوده است، خبری نیست. از تأثیر تعطیل شدن ها بر ویرانی زندگی آدم هایی که اصلاً دیده نشدند، خبری نیست.

روایتی دیگر

پیوسته در ادامه خاطرنشان کرد: شاید بشود در فیلمی دیگر، در کنار روایت تندروی ها و بیان تقصیرهای روزنامه نگاران شناخته شده در تعطیلی روزنامه ها (که در فیلم هست)، بیکار شدن و مفلوک شدن جمع بزرگی از اهالی این صنف هم نشان داده شود (که در فیلم نیست)، روایت دیگری داشته باشیم از واقعیتی که بر مطبوعات گذشت. ما از نظر ساختاری، فرادستان و قشر میانۀ دم و دستگاه روزنامه نگاری را در این روایت می بینیم اما از فرودستان، خبری نیست.

او ادامه داد: فرودستان مطبوعات دوم خردادی کسانی بودند که غم نان و نداشتن پناهگاه دیگری غیر از روزنامه، حتی هر تعطیلی موقت، آنان را آوارۀ بی پناه حاشیه‌ای‌ترین بخش های بازار کار می کرد.

وی اظهار کرد: این حذف‌شدگان از هر روایت و تاریخی، در آن دوره مجبور بودند حتی اگر می شد، به روزنامه های رقبای سیاسی دوم خردادی ها پناه ببرند. اگر روزنامه ای دوم خردادی پس از چاپ تیتر یا مطلب تندی، خودخواسته تعطیل می شد تا از حکم گیوتین دادگاه مطبوعات در امان بماند و به اصطلاح، آب ها از آسیاب بیفتد، ترجمه‌اش برای این فرودستان، بی کاری و نداشتن هیچ گونه تأمین اجتماعی بود.

این جامعه شناس در ادامه بیان کرد: یکی از ستون های برپادارنده ی تجربۀ مطبوعات دوم خردادی، همین ها بودند که فروریختند و دیده نشدند. در فیلتر دوربین میدان جوانان سابق هم، این جوانان سابق، محذوف مانده اند. البته در هیچ روایتی نمی توان همۀ واقعیت را آورد ولی این پیشنهادی است برای فیلمسازان دیگر که این قشر بی صدا را هم ببینند.

پیوسته تاکید کرد: در این فیلم، مشکلات مالی و آوارگی وجود ندارد و یکی به جای روزنامه باغ پسته دارد، یکی مهاجرت کرده است، یکی برای رسانه های خارجی عکاسی می کند و الی آخر. در حالی که بسیاری از روزنامه نگاران، به مشکلات حاد مالی بر خوردند و دغدغۀ اصلی آنان دیگر نه آزادی بیان بلکه تداوم بقا شد.

او گفت: قشری که کارگردان در آن است و فضای زندگی و آشنایانی که دارد، آن گروه محرومان را برای او رؤیت ناپذیر کرده است. بنابراین در کنار این روایت، آن روایت هم لازم است. اصلاح طلبان هیچ گاه متوجه نشدند که بدنۀ مطبوعات باید اقتصادی برای خود داشته باشد وگرنه محدود به افرادی خواهد شد که به دلیل درآمد مناسب یا به هر دلیل، دغدغه ی اصلی آنان امرار معاش نیست.

 سوژگی و معنامندی

او در ادامه خاطرنشان کرد: با این همه، هیچ روایتی نمی تواند روایت همگان باشد و اشاره به محذوفان، باز هم هشدار به بیننده ای مثل خود من است که هشیار باشد که وجهی و نه تمام ماجرا را می بیند. نه تنها فقط سویۀ دوم خردادی ماجرا روی پرده است بلکه بخش فرودست آن نیز پشت پرده مانده است.

پیوسته گفت: چیزی که به نظر من در این روایت مهم است، تفاوت تجربۀ آن دوره با امروز است که بیننده به علت تضاد جدی فضای گفتمانی، آن را آشکارا درک می کند و آن هم شور و ایمان جدی روزنامه نگاران آن دوره است که (تلخ یا شیرین) از باور آنان و همان سوژگی در گفتمان تغییر بر می آمد.

وی تصریح کرد: آنان با وجود همۀ تهدیدها، خود را عاملان دگرگونی و بازیگرانی جدی در بزنگاهی تاریخی می دانستند و به خاطر همین، فداکاری می کردند. از این جهت، این مستند مانند مستندهای خوب دفاع مقدس مقابل جنگ تحمیلی است که روحیه ای متفاوت را به ما نشان می دهد و این از نقاط قوت روایت مینا اکبری است.

این مدرس دانشگاه افزود: فرم روزنامه نگارانه به فیلم دادن و منطق رسانۀ روزنامه را به قالب تصویری رسانۀ سینما تحمیل کردن، در جهت تداوم همان شور و ایمان و سوژگی روزنامه نگارانه در گفتمان تغییر است و همین است که بیننده را درگیر می کند. او توانسته است تصویر روزنامه نگاران در میدان جوانان سابق را برای بیننده زنده و معنادار کند، چرا که آن را بخشی از تاریخ و روایت زندگی گروهی از مردم (روزنامه نگاران) نشان داده است.

او در پایان بیان کرد: تدوین خوب هم کمک بسیاری به جذابیت روایت کرده است، چه آنجا که فرازهای شکوهمند فعالیت دورۀ اصلاحات را می بینیم و می شنویم و چه آنجا که با تصویر تلخ شکست افراد در اهداف و تداوم فعالیت‎هایشان رو به رو می شویم. در این کار، موضوعی که به خوبی به آن اشاره شده است، بی توجهی روزنامه نگاران به واقعیت نبرد نیروها و تأثیرهای این بی توجهی بر تجربه تلخ شکست است. آنان به ما می گویند که چگونه نیروی خود را بیش از آنچه بود برآورد کردند و شکست خوردند. از این نگاه، فیلم وجهی مردم نگارانه در جامعه شناسی سیاسی دارد.

نظرات (0)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *