پنجشنبه، 27 تیر 1398 05:50:44
آخرین اخبار
سردار خالدی؛

ارمغان روزنامه‌نگاری صلح در زمانۀ ما

در دنیای رسانه ای شده امروز که «دیگری» برای ما شکل گرفته و واقعیت از اصل افتاده، ضرورت توجه به کنش مخاطب نسبت به واقعیت برساخته در شکل دهی به افکار عمومی حیاتی است. از این منظر پیگیری چگونگی شکل دهی به واقعیت در دنیای کنونی اهمیتی انکارناپذیر است. قبل از آنکه به این موضوع ورود کنیم، بهتر است بدانیم نظریه های امروز ارتباطی گویای این نکته است که در کنار تاثیر اساسی رسانه بر ساخت پیام یا چارچوب بندی رویداد، درک مخاطب بر مبنای شرایط محیطی، فضای عمومی و اندوخته های معرفتیش از رویداد است.

البته همین گزاره های مفهومی جریان یافته در دوران جنگ تشدید می شود؛ به گونه ای که در اوج آن حقیقت به سلاخی می رود. اکنون اما ارتباطگران از رویکردی سخن می گویند که بر مبنای آن شایسته تغییر بنیادی واقعیت شکل گرفته برای دستیابی به حقیقت است. روزنامه نگاری صلح یا روزنامه نگاری حساس در درگیری در همان دایره با تاکید بر مسئولیت پذیری رسانه در قبال اخبار، قصد تجدیدنظر در سنت و جریان رسمی رسانه ای است که رویکرد هیجانی به رویداد دارد.

از نگاه عالمان ارتباطات نیاز به نگاه مسئولانه به اخبار که از وضعیت سطحی به وضعیت عمقی اشاره دارد، می تواند خواست ضروری باشد اما اکنون چگونه در این وادی قدم گذاریم؟ برای جست و جوی پاسخ آنچنان که مرحوم مجید تهرانیان؛ متفکر حوزه ارتباطات توسعه اشاره دارد، ارزش های دموکراتیک، جریان آزادی اطلاعات، مسئولیت اجتماعی رسانه ها، دسترسی و مشارکت رسانه ای و حق ارتباط رسانه ها و دموکراسی، مفاهیم کلیدی هستند که در ارتباط با گفتمان روزنامه نگاری صلح هستند. روزنامه نگاری صلح یا همان روزنامه نگاری حل‌درگیری به دنبال حقیقت راستین ماجراست و دنبال نتیجه گیری خوب و بد ماجرا یا رویداد نمی گردد بلکه با رویکردی تحلیلی به ریشه و عمق ماجرا می نگرد.

آنچه نیاز کنونی ماست درک همین نکته برای بازنگری در سنت گفتمان روزنامه نگاری رایج است. روزنامه نگاری صلح در آمیخته با عناصری همچون حقیقت گرایی، آگاهی سازی، مردم گرایی به دنبال آن است که رویداد را از کانال های خشونت آمیز به اشکال سازنده تبدیل کند. در این شرایط روزنامه نگار برای اندیشیدن درست باید ۴ نکته اساسی را در نظر گیرد: اول تردید که منجر به طرح پرسش شود، دوم کشف که به دنبال مستندات برای یافتن حقیقت باشد. سوم تشخیص رعایت انصاف، اولویت ها و عینیت در گزارش ها است و در پایان تقاضا و دسترسی آزاد به اطلاعات درست و آزادی بیان است.

اگرچه اصول روزنامه نگاری صلح بیشتر به منشا و چگونگی شکل گیری جنگ ها، خشونت ها و درگیری ها می پردازد اما دامنه گستره این رویکرد از روزنامه نگاری تنها به مقوله جنگ منتهی و محصور نمی شود، بلکه روزنامه نگاری صلح با جستجوی زمینه های مشترک به دنبال وحدت و انسجام است و با همفکری و همیاری با رویکرد تحلیلی به دنبال راهکار موثر برای طرح مشکلات است.

با درک اهمیت و نقش رسانه در بازتولید خشونت، صلح، همزیستی و تفاهم می توان به این نتیجه رسید که رسانه ها می توانند در قالب روزنامه نگاری صلح با منطق و استدلال قویتر، سطح تنش را پایین آورند.

روزنامه نگاران نیز رویداد مورد نظر را به گونه ای روایت کنند که بدانند چه زمانی می خواهند بنویسند و چگونه می خواهند بنویسند زیرا که این رویکرد فرصت هایی ایجاد می کند و البته پیامدهایی به دنبال خواهد داشت.

رایج شدن سنت جدید در رویکرد روزنامه نگاریمان البته هم در ساحت قدرت و هم در ساحت رسانه نیازمند تعیین وظیفه مسئولیت است. قدرت در سطح وسیع باید با جریان آزاد اطلاعات، اجازه خودنمایی به شفاف سازی کژی ها و ناراستی ها و فراگیری مسئله رقابت در برابر انحصار را فراهم آورد. در این وضعیت با بدیهی پنداشتن حق ارتباط، دسترسی و مشارکت رسانه ای نیز به دنبال خواهد آمد. در سوی دیگر، رسانه ها هم در قبال انتشار مسئولانه خبر و رویدادها باید تجدیدنظر کنند .فارغ از این الزامات، برای پاگرفتن مقدمات تجدیدنظر خواهی در رویکردهایمان، توسعه زیرساخت ها می تواند توسعه رسانه ها را جدّیتر شکل دهد، زیرا هدف بر این است اشارات و صداهای خاموش تقویت شود.

فارغ از هر نامی که برای روزنامه نگاری صلح بگذاریم که در آن مناقشه ای نیست، هدف آن است رویکرد دستیابی به حقیقت راستین آنچنان تنیده و قابل فهم شود که با پیگیری این سنت، دوسویه توسعه – صلح گام رو به به جلویی بگذارد. سنت جدید چه بخواهد در قیاس جهانی و چه بخواهد در چارچوب مطالعانی سرزمینیمان ورود پیدا کند، می خواهد جامعه را با یک رویکرد تحلیلی از هیجانات به دور کند و در یک وضعیت همیاری و همفکری محققانه آگاه ببخشد. مصداق این ناروایی ها و هیجان زدگی ها در حیطه رسانه های ایرانی) با تاکید در شرایط جدید در رسانه ملی(به وفور دیده می شود و در هر طیفی از نگاه سیاسی می توان نسبت به این رویکرد هیجانی نقد وارد کرد. البته همین انتقاد را در حیطه رسانه های جهانی نسبت به رویدادها در قبال ایران نیز می توان وارد دانست.

در جامعه ما که در یک وضعیت تماشا و بی تفاوتی، مشارکت رنگ باخته، به رهگیری از سنت جدیدی که تمایلات را اصلاح و ابزارهای مداخله و مشارکت توسط مردم را فراهم آورد، یک ضرورت است. ایجاد فرصت ها برای این جامعه پیچیده، اما نیازمند تعریف سیاست های بدون خشونت و عقلانی) به دور از هیجان و قرار دادن آنها در اختیار همگان است.

اگر قائل به این فرض باشیم که رسانه ها برای نبرد تسخیر قلب مخاطبان در یک جبهه سه گانه ساختارهای واقعیت وجودی، رسانه ای و اجتماعی سیر می کنند از این رهگذر به کارگیری سنت جدید می تواند مشکلات را حداقل طرح و ما را آماده طرح مسئله و واکاویی کند.

نظرات (0)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *