یکشنبه، 29 اردیبهشت 1398 18:22:29
آخرین اخبار
عباس عباس‌پور در نشست بررسی عملکرد آموزش عالی ایران:

«توسعۀ ظرفیت آموزش عالی» کلیدواژۀ گمشده‌ای است که هم در دنیای امروز و هم در نظام آموزشی عالی باید به آن توجه شود

نشست بررسی عملکرد آموزش عالی ایران با تاکید بر تعدد دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی از سلسله نشست های کمک دانشگاه به حل مشکلات کشور در سالن اجتماعات کتابخانه مرکزی و مرکز اسناد دانشگاه علامه طباطبائی برگزار شد.

به گزارش عطنا، عباس عباس پور، عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبائی در این نشست گفت: ما وضعیت پیچیده و شاید بغرنجی در کانون های تصمیم گیری آموزش عالی امروز داریم. طبیعتاً یکی از چالش های جدی ما این است که برای یک آموزش عالی ممتاز در آن مسیری که دکتر خورسندی و دکتر صالحی عمران به آن اشاره کردند من تامل کردم و احساس کردم که هر دوی اینها به نوعی درست است و شاید ما نیاز داریم که هم کاستی ها را ببینیم و هم امیدها را مد نظر قرار دهیم.

او ادامه داد: چارچوب ذهنی خود را باید با یک نگاه نظام یافته و راهبردی اصلاح کنیم. در ادامه سعی می کنم که تحلیل مختصری از وضع کنونی دانشگاه در حوزۀ عملکرد آن داشته باشم و این را با مداخلۀ بحث توسعۀ ظرفیت به آن توجه کنم. اینکه آیا واقعاً متناسب با الزاماتی که در دنیای امروز داریم ما توسعۀ مناسب آموزش عالی را رقم زده ایم یا خیر؟ و اساساً وضعیت بازار کار ما امروز خوشبین و خوش نگر نسبت به عملکرد آموزش عالی است؟ خروجی آموزش عالی برای بازار کار، خروجی مناسبی بوده است که بتواند از آن استفاده کند؟ یا اساساً نقاط بحرانی آموزش عالی را در چه نکاتی می توانیم مدنظر قرار دهیم و آیا ما فرمول مشخصی برای سرنوشت موفقیت آمیز آموزش عالی در اختیار داریم یا همچنان هر کدام از ما در هر نشست و محفل و میز سیاستی باز دوباره می خواهیم به صورت جزیره ای حرف های خودمان را به کرسی بنشانیم؟ یا مدتی بگذرد و ما باز دوباره برگردیم بگوییم شاید اگر اینطور عمل نمی کردیم، درست تر می توانست باشد؟

او در ادامه افزود: اقبال به گسترش آموزش عالی شاید در آغاز قرن جاری از سرعت فزاینده تری برخوردار شد. زمانی آموزش عالی همان شکلی که علم، همان شکلی که صنعت، همان شکلی که تکنولوژی در قالب پیشرفتۀ خود، در حوزۀ اقتدار قدرت های طراز اول در نظر گرفته می شد، آموزش عالی هم برای همان ها بود. ولی زمانی که از دهۀ ۸۰ احساس کردند که به نوعی کشورهای حلقۀ دوم و حلقۀ سوم برای مسیر علم گرایی را بایستی ایجاد کنند، انتقال ماموریت آموزش عالی تا کشورهای جهان سومی از قدرت بیشتر برخوردار شد و امروز ما سهم قابل توجهی از آموزش عالی را در کشورهای دنیا نگاه می کنیم.

وی در ادامه افزود: آموزش عالی به مثابه یک عرصۀ کسب و کار در همۀ کشورهای دنیا توانسته است جای واقعی خود را پیدا کند. شاید اگر بخواهیم یک نگاه انتقادی به کاستی های گسترش آموزش عالی داشته باشیم، یکی از آن نکات در کم توجهی ما به موضوع بهره وری علمی است.

عباسپور بیان کرد: ما برجستگی های ممتازی در عملکرد آموزش عالی سراغ داریم و این برجستگی ها را شاید نتوانیم از آن به سادگی بگذریم. اگر ما نگاهی به صورت مسئلۀ آمار و ارقام بخواهیم داشته باشیم به ما نشان می دهد که وضعیت ما در حوزۀ آمار و ارقام حداقل طی این ۴۰ سال گذشته که به عنوان دستاوردهای انقلاب در بهمن ماه در کانون توجه قرار گرفت حائز اهمیت است.

وی تصریح کرد: فرصت یابی ها به جای هدف گذاری ها کم کم توانست مسیر واقعی برای عملیات پیدا کند. متعاقب آن، کمتر به منافع نهفته در درون فرصت ها به جای مطلوبیت ها توجه کردیم. همچنان همین امروز هم که صحبت می کنیم دغدغه ما برجسته کردن مطلوبیت ها، آرمان ها و آرزوها است. حال اینکه چه منافعی را می توانیم از این ها برای امروز و فردای خود و برای نسل خود جست و جو کنیم، شاید اینها به علت سهل انگاری در تحلیل درست فرصت ها و تهدیدها به آن خوب ورود نکرده ایم.

این عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبائی در ادامه خاطرنشان کرد: همچنان دعوای ما این بود که به نسبت سرانه توزیع کنیم، به نسبت دانشجو توزیع کنیم و نتیجه این شد که دانشگاه هایی را درست کردیم که اسم آن دانشگاه بود ولی اساساً رسمش دانشگاه نبود. دانشگاه، محیطش، کلاسش، فضای باز و بسته اش، تریبونش و همۀ اینها اصول و استانداردهای خاص خود را دارد.

عباسپور در ادامه بیان کرد: یک بار در جلسه ای که مدیران دانشگاهی از سراسر کشور حضور داشتند یکی از مدیران دانشگاهی گفتند که مرکز دانشگاهی ما تقریباً ۳۰کیلومتر از شهر دور است. هیچ مدنیتی ندارد و ما حتی اگر بخواهیم مثلاً کفشی واکس بزنیم باید این مسافت را طی کنیم. خب باید ما این شکاف را پر می کردیم و مدنیت برای آن ایجاد می کردیم. عمران و آبادانی زمانی است که تمدن سازی صورت بپذیرد.

وی در ادامه خاطرنشان کرد: پیشران حرکت ما شاید کمتر متاثر از محیط بود و بیشتر تابع زمان بود. طبق الگوی زمانبندی برنامۀ اول، دوم، سوم و… حرکت کردیم و فرآیندهای ما نگاه اکتشافی خود را دنبال نکرد. در نتیجه ما نارسایی های زیادی را از حوزۀ قانون گذاری گرفته و رویکردهای عدالت محوری گرفته تا ضعف های حاکمیتی ما در سطح ملی و محلی و همچنین ضعف های ساختاری ما که همچنان دامن گیر آموزش عالی ما است.

او افزود: کُندی تصمیم و مخدوش بودن تصمیماتمان همچنان رنج دیرنمان است که خود را نشان می دهد و واقعاً نحوۀ ارائۀ خدمات اجتماعی از سوی دانشگاه هنوز به درستی تعریف نشده است و اینکه چه خدمات اجتماعی برتری را برای چه نیاز واقعی می تواند در نظر بگیرد. فعالیت خود را بهبود دهد و اینکه کمبودهای نیروی انسانی در کلاس جهانی را چگونه می تواند جبران کند؟ روش های مدیریتی ناصواب خود را چگونه می تواند بهبود دهد؟ اینها نکاتی است که امروز حتی رویکرد حرفه ای ما را هم زیر سوال می برد.

او در پایان گفت: بنابراین «توسعۀ ظرفیت آموزش عالی» فکر می کنم کلیدواژۀ گمشده ای است که هم در دنیای امروز و هم در نظام آموزشی عالی باید به آن توجه شود و این ظرفیت سازی با ادبیات مدرنی که امروز برای آن در نظر گرفته می شود یکی از آن نکات حائز اهمیت است.

نظرات (0)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *