دوشنبه، 30 اردیبهشت 1398 06:08:13
آخرین اخبار
شخصیت فردی و حرفه‌ای استاد حسین قندی از نگاه استادان ارتباطات و روزنامه‌نگاری؛

مردی که سرآمد تیتر ایران بود/زندگی او با روزنامه‌نگاری پیوند خورده بود

ویژه‌ترین مهارت حسین قندی را در انتخاب تیترهای مناسب برای مطالب مطبوعاتی می‌دانند. او از جمله روزنامه‌نگارانی است که بسیار بر اخلاق روزنامه‌نگاری تأکید می‌کرد. چهار سال قبل آسمانی شد، هر چند از چند سال پیش‌تر، با خانه‌نشینی اجباری، هم تیتر نمی‌زد، هم راه کوچ ابدی را در پیش گرفته بود.

به گزارش عطنا و به نقل از ایسنا، سوم اردیبهشت، چهارمین سالگرد درگذشت مردی است که از او به عنوان سرآمد تیتر در روزنامه‌نگاری ایران یاد می‌شود. کسی که تالیف‌های ماندگار و کاربردی او در روزنامه نگاری؛ در کنار اثرگذاریش در بسیاری از روزنامه‌ها و مجله‌ها، از کیهان هوایی گرفته تا روزنامه‌های ابرار، اخبار، جامعه، توس، انتخاب و جام جم، از او یک روزنامه نگار چند وجهی ساخت.

قندی معتقد بود که هر خبرنگار به هر خبر با زاویهٔ دید خاص خود نگاه می‌کند و می‌تواند خبر را با رعایت صحت آن به‌صورت توصیفی بنویسد که خبرگزاری‌ها با استفاده از این روش خبرنویسی می‌توانند مخاطب و مشترک بیشتری جذب کرده و علاوه بر کسب درآمد، بیشتر رقبا را از صحنه خارج کنند.

روزنامه‌نگار و استاد رشتهٔ علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبائی و مدرس روزنامه‌نگاری، همچنین بر این باور بود که هر حوزهٔ خبری، زبان و ادبیات خاصی دارد و خبر باید توسط رسانه‌ها و خبرگزاری‌ها با انعطاف و جذابیت نگارش شود تا احساسات خواننده را تحریک کند. قندی خبر را به دو مقولهٔ «سخت‌خبر» و «نرم‌خبر» تقسیم کرد و معتقد بود سخت‌خبر، عناصر اصلی خبر را بیان می‌کند و نرم‌خبر با استفاده از قوهٔ تخیل به تشریح حوادث حاشیه‌ایِ خبر اصلی می‌پردازد.

«روزنامه‌نگاری ایران استاد تیترش را از دست داد»، «تیتر با قندی خداحافظی کرد»، «قندی را با تیترهای خلاقانه‌اش می‌شناسند»، «رودخانه دیگر راه نمی‌رود»، «تیتر اول روزنامه‌نگاران ایران: قندی هم رفت» و «قناد تیتر ایران رفت»؛ این‌ها بخشی از تیترهایی است که اساتید ارتباطات به درخواست بخش رسانه ایسنا پس از درگذشت حسین قندی که به «سلطان تیتر» روزنامه‌نگاری ایران مشهور است انتخاب کردند.

در این گزارش مروری خواهیم کرد بر گفته‌های تعدادی از استادان ارتباطات و روزنامه‌نگاری، از جمله یونس شکرخواه، فریدون صدیقی، مهدی فرقانی، وحید عقیلی، علی اکبر فرهنگی، هادی خانیکی و بیژن نفیسی درباره شخصیت فردی و حرفه‌ای استاد حسین قندی، پس از درگذشتش؛ با این وصف که شاید آن‌ها که حسین قندی را در اوج، خانه‌نشین کردند، حتا با وجود چنین عملی هم از یاد بروند اما حسین قندی از خاطر نخواهد رفت.

«زندگی قندی با روزنامه‌نگاری پیوند خورده بود»

محمد مهدی فرقانی از ویژگی‌های حرفه‌ای این استاد و روزنامه‌نگار باسابقه کشورمان معتقد است: من و حسین قندی سال ۱۳۵۰ رشته روزنامه‌نگاری را در دانشکده علوم ارتباطات آغاز کردیم. سال دوم دانشکده بود که ایشان به تحریریه کیهان هوایی رفتند. در همه این سال‌ها که از کیهان هوایی رفت و در روزنامه‌های دیگر مشغول به فعالیت شد تا زمانی که در سال ۱۳۶۵ با هم برای تدریس به دانشکده رفتیم با هم بودیم. قندی یکی از نمونه‌های برجسته روزنامه‌نگاری حرفه‌ای بود. کسی که زندگیش را وقف روزنامه‌نگاری کرده بود و همه زندگیش چه به لحاظ حرفه‌ای و چه به لحاظ عملی با آن پیوند خورده بود.

فرقانی اضافه کرد: ایشان در رده‌های مختلفی کار کرده بودند، از خبرنگاری تا سردبیری برخی روزنامه‌ها. او کسی بود که خودش را وقف حرفه کرده بود و با تمام وجود به آن عشق می‌ورزید. قندی انسان خوش ذوقی بود، به خصوص در زمینه خبر که آن را خوب می‌شناخت و تیترهای خوبی هم انتخاب می‌کرد. در تمام این سال‌ها شاگردپروری کرده بود و میراثی را ازخود به جاگذاشته است. قندی به تمام معنی یک روزنامه‌نگار بود؛ عنوانی که امروز خیلی ارزان شده است و به هرکسی اطلاق می‌شود. این عنوان را در مرحله تکامل حرفه‌ای یک انسان می‌شود اطلاق کرد.

رئیس دانشکدۀ علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبائی گفت: روزنامه‌نگار، کسی است که بر همه فنون روزنامه‌نگاری مسلط است و به مسئولیت‌ها و تعهدات این رشته هم پایبند است و همه زندگیش با آن پیوند خورده است. متأسفم از این بابت که خیلی زود از میان ما رفت. ایشان سال‌های زیادی منشأ خدمات در عرصه مطبوعات بودند.

«قندی در گفته‌های هادی خانیکی»

هادی خانیکی با اشاره به بارزترین ویژگی‌های وی گفته است: قندی در عین اینکه یک روزنامه‌نگار حرفه‌ای بود و کار خودش را در حوزه‌های مختلف روزنامه‌نگاری به خوبی انجام می‌داد، وارد حوزه تدریس و تعلیم هم شده بود و فاصله بین دانشگاه و روزنامه را کوتاه کرده و به دلیل ارتباط با دانشگاه و حوزه‌های نظری سعی می‌کرد این دانسته‌ها را به نحوی در روزنامه هم به کار ببرد. کلاس‌های آن مرحوم انتزاعی نبود، بلکه کاربردی بود و در واقع مصداق‌ها و شواهد کار را از درون مطبوعات و نشریات مختلف به کلاس درس می‌آورد.

خانیکی ضمن اشاره به تلفیق روزنامه‌نگاری حرفه‌ای و دانش روزنامه‌نگاری در دانشگاه به عنوان ویژگی‌های برجسته قندی، همچنین گفته است: شاخص‌ترین تبحر و تأکیدی که قندی داشت، متمرکز کردن حرفه روزنامه‌نگاری به چگونه بهتر جلب کردن مخاطب به واسطه چگونه تیتر زدن بود.

وی همزمان با فوت حسین قندی با بیان اینکه قندی تبدیل به یک خبر شد، افزوده است: با توجه به خبرهایی که در عالم مطبوعات هست، ممکن است قندی تیتر اول نباشد، اما او در فضای روزنامه‌نگاران، تیتر اول شده است. مرگ او فضای مجازی، رسانه‌ها و مطبوعات را به خودش اختصاص داده و کسانی را که در ارتباط با ایشان بودند، سخت گداخته و تأثیرگذار کرده است.

«رفتار حسین مثل همان لیدهای گلوله‌ای بود؛ سریع و تند»

یونس شکرخواه در پاسخ به این پرسش که شما برای خبر فوت مرحوم حسین قندی چه تیتر می‌زنید؟ به ویژگی‌های شخصیتی مرحوم قندی و شباهت‌های آن با برخی سبک‌های خبرنویسی اشاره کرده و گفته است: در روزنامه‌نگاری ده‌ها نوع لید داریم که یکی از آن‌ها لید گلوله‌ای است؛ لیدهای کوتاه و ضرب‌دار. رفتار حسین مثل همان لیدهای گلوله‌ای بود؛ سریع و تند. من در یاداشت کوتاهی که نوشتم و انگار به شدت حسین در طول نوشتن با رفتارها در برابرم بود، با چشم خیس تیتر زدم “زخم گشوده” ولی حالا که کمی از آن فضا فاصله گرفته‌ام تیترم این است: “می‌بالیم به ستاره‌ات بر دوش روزنامه‌نگاری”.

«رودخانه دیگر راه نمی‌رود»

فریدون صدیقی هم گفته است: حسین قندی به سبب کوشش‌ها و تقلاها و دید و پرداخت متفاوتی که نسبت به کار ارتباطات داشت، از برجسته‌ترین و متمایزترین روزنامه‌نگاران هم‌نسل خودش محسوب می‌شد.

این روزنامه‌نگار، مدرس روزنامه‌نگاری و از دوستان دیرین و نزدیک مرحوم حسین قندی به خبرنگار بخش رسانه ایسنا، اظهار کرده است: تمایز سلیقه و نظر در روزنامه‌نگاری که با جنس گفتار و رفتار خاص قندی همراه بود، هم در روزنامه‌نگاری و هم در زمینه‌ی آموزش از او یک چهره‌ی متفاوت و محبوب ساخته بود.

وی در پاسخ به این پرسش که شما برای مرحوم قندی که از بزرگان عرصه‌ی روزنامه‌نگاری و از برترین تیترنویسان ایران بود، چه تیتری را مناسب می‌دانید؟ گفته است: من با این استاد بزرگوار به مدت ۴۰ سال دوست بودم و پنج سال هر روز پشت یک میز و رودررو با او کار کردم و سفرهای طولانی با او داشتم. در همان زمانی که ایشان دچار بیماری آلزایمر شد و از تدریس و کار کردن باز ماند، یک یادداشت با تیتر «رودخانه دیگر راه نمی‌رود» درباره‌ی او نوشتم و فکر می‌کنم مناسب‌ترین تیتر برای توصیف این روزنامه‌نگار است.

«ممارست؛ دلیل مرتبه‌ی بالای حسین قندی»

اما سید وحید عقیلی هم به یاد حسین قندی روزنامه‌نگار فقید گفته است: قندی با پشتکار و ممارست و قریحه خود پدر تیتر ایران شد. قناد تیتر ایران رفت.

او در گفت‌وگو با خبرنگار بخش رسانه ایسنا خاطرنشان کرده است: تنها چیزی که در مورد ایشان می‌توانم بگویم این است که مرحوم قندی قناد مطبوعات ایران بود. تیترهایی که ایشان نوشتند واقعاً پر از قند، حلاوت، شیرینی و حرفه‌ای‌گری و تکنیک‌هایی بود که تمامش پر از درس و نکات آموزنده‌ای است که می‌توان به عنوان مرجع استفاده کرد.

وی دلیل مرتبه بالای مرحوم قندی را ممارست وی دانسته و گفته است: به جرأت می‌توانیم بگوییم یکی از دلایلی که مرحوم قندی در تیتر به چنین مرتبه و در کار روزنامه‌نگاری به چنین موفقیتی رسیدند این است که ایشان خمیر مایه درونی و قریحه، همراه با پشتوانه ادبی و علمی روزنامه‌نگاری را با هم داشتند. این خمیر مایه ادبی و علمی همراه با تمرین و ممارست باعث شد تا ایشان به یکی از شاخص‌ترین چهره‌های ایرانی معاصر در حوزه روزنامه‌نگاری تبدیل شوند.

«جای خالی او هیچگاه پُر نخواهد شد»

علی اکبر فرهنگی نیز گفته است: روزنامه‌نگاری ایران استاد برجسته‌ای را از دست داد. امیدوارم دانشگاه‌های کشور این پتانسیل را داشته باشند که به جای ایشان بتوانند کسی را تربیت کنند. اما بعید می‌دانم که بتوانند. ما سالیان سال این خلاء را خواهیم داشت.

وی با اشاره به ویژگی‌های تکنیکی حسن قندی در عرصه رسانه، ادامه داده است: ایشان بسیار خوش فکر بود. مخصوصاً از نظر کوتاه‌نویسی و تیتر زدن، یکی از بهترین تیترزن‌های رسانه‌های ما بود و در جای خودش بی‌بدیل بود. اگر بخواهم تیتری برای این مطلب انتخاب کنم می‌گویم: «روزنامه‌نگاری ایران استاد تیترش را از دست داد»

«پدر روزنامه‌نگاری مدرن ایران»

بیژن نفیسی هم گفته است: قندی یکی از زبده‌ترین روزنامه‌نگاران ایرانی بود که سعی کرد تئوری و عمل را توأمان در روزنامه‌نگاری ایران به کار بگیرد. اگر کسی بتواند تئوری و عمل را نزدیک کند حقیقتاً کار بسیار مهمی انجام داده است که در حقیقت میزان موفقیت در عمل و آموزش را بالا می‌برد و مرحوم قندی در طول فعالیت روزنامه‌نگاری‌اش این کار را به خوبی انجام داد و شاگردانی را تربیت کرد که در حوزه‌ی عمل هم بتوانند مباحث تئوریک را پیاده کنند.

وی در بخش دیگر سخنان خود قندی را پایه‌گذار روزنامه‌نگاری مدرن ایران خوانده و گفته است: او پایه‌گذار مباحث جدیدی است که پس از انقلاب اسلامی در روزنامه‌نگاری ایران مورد صحبت هستند.

دکتر نفیسی ادامه داده است: قندی در زمانی که در کشور منابع آموزشی روزنامه‌نگاری غنی نبود در این راه زحمات زیادی کشید و تدوین و تألیف بسیاری از کتاب‌ها و مقالات را به عهده داشت.

وی در پایان و در پاسخ به درخواست خبرنگار ایسنا در رابطه با انتخاب تیتری به مناسبت درگذشت حسین قندی چنین گفته است: قندی در انتخاب تیتر مطبوعات فردی برجسته بود و اعتقاد داشت انتخاب تیتر مانند کار یک شاعر در غزل‌سرایی است و باید ضرب آهنگ داشته باشد و همان‌طور سریع بتواند در ذهن مخاطب اثر بگذارد؛ بنابراین مناسب‌ترین تیتری که به ذهن من می‌رسد این است: «پدر روزنامه‌نگاری مدرن ایران درگذشت»

استاد قندی در یک نگاه

زنده‌یاد حسین قندی سوم اردیبهشت ماه ۹۴ پس از چند سال تحمل بیماری آسمانی شد.

مرحوم قندی یکی از تاثیرگذارترین استادان روزنامه‌نگاری کشور در سه دهه گذشته بود که از حدود دو هفته قبل زا فوتش به عارضه سکته مغزی دچار شد و سپس به کما رفت.

قندی متولد اسفند ۱۳۳۰ در سبزوار و فارغ‌التحصیل کارشناسی ارشد مدیریت بین‌الملل از آمریکا بود که از اوایل دهه‌ی ۵۰ تا اوایل دهه ۹۰ نزدیک به ۴۰ سال فعالیت و تدریس روزنامه‌نگاری را در کارنامه خود داشت.

وی علاوه بر سال‌ها تدریس علوم ارتباطات در دانشگاه علامه طباطبائی و آموزش صدها خبرنگار و روزنامه‌نگار شاغل در روابط عمومی‌ها و رسانه‌های کشور، در حوزه خبر جراید کثیرالانتشار نظیر کیهان، ابرار، اخبار، انتخاب و جام جم مسئولیت داشت و به خاطر تسلط و نوآوری‌های ویژه در این زمینه به «سلطان تیتر» شهرت پیدا کرد.

از استاد حسین قندی تألیفات متعددی چاپ و منتشر شده که کتب تخصصی «روزنامه نگاری نوین»، «مقاله نویسی در مطبوعات» «روزنامه نگاری تخصصی» و «تخیل در روزنامه‌نگاری» از مهم‌ترین آنهاست.

استاد حسین قندی پس از آنکه در دولت احمدی‌نژاد از تدریس در دانشگاه علامه طباطبایی محروم شد، نزدیک به پنج سال به دلیل ابتلاء به بیماری نادر مغزی «هزار علت»، حافظه خود را از دست داد و در کنار خانواده ضمن پیگیری درمان خود، با مشکلات متعددی دست و پنجه نرم می‌کرد.

نظرات (0)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *