دوشنبه، 28 آبان 1397 22:08:18
آخرین اخبار
یک سال پس از وقوع زلزله؛

شمیم مهر در سرپل ذهاب

لطیف هلمت چه زیبا و هوشمندانه به اهمیت و تأثیر فعالیت فرهنگی بر کودکان اشاره می‌کند: نقش کودکی را که کشیدی/کیفی پر از کتاب بر شانه‌هایش بیاویز/ تا تفنگ‌به‌دوش گرفتن را یاد نگیرد/ درخت خشکی را نیز که بریدی/ از آن قلمی بساز/نه قنداق تفنگ و قفس/ تا پرنده‌ها/ آزرده نشوند و کوچ نکنند…

به گزارش عطنا به نقل از اعتماد، حوادث طبیعی را گریزی نیست اما آنچه اهمیت دارد نحوه عملکرد و هماهنگی بین مراکز دولتی، نهادهای مردمی در زمان‌های قبل و بعد از حادثه است در قالب پیشگیری‌های لازم در ساخت‌وسازهای شهری برای هرچه کمتر شدن خسارات و نیز آمادگی برای خدمات بهتر پس از وقوع حادثه (مرمت و بازسازی، در دو بعد روان انسانی و ساخت‌وساز شهری). این مختصر بیش‌ازپیش لزوم تشکیل گروه‌هایی متشکل از متخصصین را در هر دو نهاد بر ما آشکار می‌سازد.

امروز بعد از گذشت حدود یک سال از زلزله سر پل ذهاب نکته آزاردهنده، واقعیت عریان تکرار یک فاجعه انسانی بعد از تجربه تلخ زلزله بم است که در عکس و تصویری که سوغات سفر است، می‌توانید مشاهده کنید، خانه‌های ویران، زندگی در کانکس، عدم رسیدگی به نیازهای اولیه بهداشتی و…

گفتن از عمق فاجعه نه در بیان و نه در چند سطر نگنجد. همین اندک نیز آشکارا عملکرد ضعیف ما را در هر دو حیطه (قبل و بعد از حادثه) نشان می‌دهد. آسیب‌های اجتماعی با برطرف نشدن نیازهای ابتدایی، تنها از قالبی به قالب دیگر درآمده و به اشکال تازه‌ای خودنمایی می‌کنند.

ابعاد فاجعه آن‌چنان گسترده است که فوریت هماهنگی متخصصان را در حوزه‌های گوناگون می‌طلبد. آنچه می‌باید رخ نداده و نشستن جایز نیست. در همین راستا طی ماه‌های گذشته با مشارکت متخصصین و داوطلبین از اقصی نقاط کشور یک‌نهاد کوچک مردمی با نام «گروه جامعه‌شناسی فاجعه» تشکیل شد. هدف گروه، بررسی آسیب‌های اجتماعی و رفع آن‌ها است و پایه‌گذاری آن توسط انجمن جامعه‌شناسی سردشت با یاری انجمن جامعه‌شناسی سرپل ذهاب انجام شد.

نقش کودکی را که کشیدی/کیفی پر از کتاب بر شانه‌هایش بیاویز/ تا تفنگ‌به‌دوش گرفتن را یاد نگیرد/ درخت خشکی را نیز که بریدی/ از آن قلمی بساز/نه قنداق تفنگ و قفس/ تا پرنده‌ها/ آزرده نشوند و کوچ نکنند… لطیف هلمت چه زیبا و هوشمندانه به اهمیت و تأثیر فعالیت فرهنگی بر کودکان اشاره می‌کند.

روانشناسان وحدت نظر دارند که بخش مهمی از شخصیت انسان در دوران کودکی‌ شکل می‌گیرد، بنابراین برای رسیدن به جامعه‌ای پویا و سالم توجه به دوران کودکی ضروری است. به کمپ‌ها که سر می‌زنی کودکان را می‌بینی که بی‌هدف در خرابه‌ها و خاک‌های اطراف کانکس‌ها در کنار آب‌های آلوده‌ای که از سرویس‌های بهداشتی در اطراف خانه‌ها جاری است سرگردان‌اند. خانواده‌های خسته و افسرده که اغلب شعله خشمشان دامن کودکان را می‌گیرد.

بارزترین آسیب‌ها در انتظار کودکان منطقه، با فاکتور از آسیب‌های روحی – روانی، با توجه به شرایط معیشتی، ترک تحصیل و گرویدن به شغل‌های کاذب، اعتیاد، آزارهای جنسی و…است؛ لذا نیاز فعالیت‌های فرهنگی و آموزش‌های غیرمستقیم بیش‌ازپیش احساس می‌شود.

یکی از این فعالیت‌های قابل‌تأمل، تأسیس کتابخانه است که موسسه پژوهشی تاریخ ادبیات کودکان در ماه‌های نخست حادثه متقبل شد اما باگذشت حدود یک سال از تأسیس کتابخانه‌ای با کتب دست‌چین شده، گسترش فعالیت‌های آن آن‌چنان‌که انتظار بود رخ نداد. نمونه‌ای از فعالیت‌های تأثیرگذار نهادهای مردمی که باهدف بلندمدت انجام‌شده است لیک نیازمند آسیب‌شناسی است که چرا آن‌چنان‌که باید به ثمر ننشسته‌اند.

آنچه امروز در آموزش‌وپرورش کشورهای توسعه‌یافته اهمیت دارد آموزش چگونه زیستن در قالب بازی و فعالیت‌های فرهنگی هنری است؛ لذا آنچه این کودکان نیاز دارند حضور مستمر یک مربی در هر کمپ است. در دنیای کودکان مرزی بین بازی و دنیای واقعی نیست، در فعالیت‌های گروهی فضای امنی ایجاد می‌شود تا کودک اتفاقات تأثیرگذار بر روانش را (چه خوب چه بد) به میدان بازی بکشاند و ناگفته‌های درونی خود را ناخودآگاه آشکار کند.

در این فعالیت‌ها به‌خوبی می‌توان علت رفتارهای ناهنجار کودکان را دریافت و در صورت نیاز آن‌ها را با روانشناس یا خانواده مطرح کرد و نیز بسیاری از ضعف‌های رفتاری همچون گوشه‌گیری‌ها، ترس‌ها که حاصل حادثه است در فعالیت‌های گروهی رفع می‌شود. بلندخوانی کتاب و پرسش و پاسخ‌های مابین آن تشویقی برای خواندن کتاب‌های بیشتر است که مکملی بسیار قوی در آموزش‌وپرورش محسوب می‌شود. در این سفرها، لزوم بازنگری تعریف عرفی جامعه ما از کودک با تعریف جهانی آن بیش‌ازپیش خود را نشان داد، به‌زعم من در این حادثه رده سنی که ما (نوجوانان) می‌خوانیم تا حدود زیادی از قلم افتادند زیرا نه در آمار کودکان راه داشتند و نه در آمار بزرگسالان.

یکی از موارد دیگر نحوه نازیبای تقسیم کالا بین حادثه‌دیدگان بود، مسلم است که افراد حادثه‌دیده، آن‌چنان در بحران بوده و هستند که توقعی بر رفتارهای آگاهانه فردی و جمعی از آن‌ها نمی‌رود اما به‌عنوان امدادرسان مهم‌ترین نکته‌‌ای که نباید از یاد ببریم کرامت انسان‌ها و عزت‌نفسشان است، آن‌چنان‌که ذکر شد اگر کرامتی در کودکی شکست بازسازی و ترمیم آن بسی دشوارتر است و آسیب‌های اجتماعی حاصل از آن بسی عمیق‌تر.

نحوه نادرست امدادرسانی‌ها در همه ابعادش اهمیت فعالیت‌های گروهی زیر نظر متخصصین را پررنگ می‌کند و نیز این نکته را آشکار می‌سازد که امدادرسانان به جد نیازمند آموزش‌های روان‌شناختی و اجتماعی هستند تا با نوع رفتار خود زخمی بر زخم‌ها نیفزایند.

با توجه به موارد ذکرشده لزوم تشکیل گروه‌های تخصصی و تعامل آن‌ها (دولتی/مردم‌نهاد) به‌شدت به چشم می‌خورد تا از آغاز با روش‌های کارشناسی شده امدادرسانی به شکل مستمر تا پایان بازسازی‌های معنوی و مادی صورت‌پذیر و در ادامه شاهد پیوستن افراد بومی به چنین گروه‌هایی باشیم تا با پذیرش مسئولیت‌ها، پل ارتباطی با گروه‌ها باشد که این خود باعث تداوم و انسجام فعالیت‌ها می‌‌شود.

باشد رنجی کم کنیم و مهری بیفزاییم.

نظرات (0)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *