سه شنبه، 22 آبان 1397 20:10:16
آخرین اخبار
حسین دهشیار:

راه‌حل بلندمدت حل چالش‌های ما و آمریکا، تغییر نگرش‌هایمان نسبت به هم است

استاد دانشگاه علامه طباطبائی گفت: هدف آمریکا در دشمنی با ایران ایجاد شرایطی است تا پوسته ساختار سیاسی حفظ اما محتوای آن تهی بشود، با این پوسته مشکلی نخواهد داشت.

به گزارش عطنا به نقل از ایرنا، حسین دهشیار، استاد دانشگاه علامه طباطبائی در نشست واکاوی علمی چالش رابطه ایران و آمریکا در خانه اندیشمندان علوم انسانی تأکید کرد: آمریکایی‌ها معتقدند باید با یک استراتژی هماهنگ با ایران روبرو شوند. این راهبرد کمک، تشویق و تقویت شرایطی است که ساختار سیستم سیاسی حاکمیت در ایران در عین حفظ پوسته تهی از محتوا شود.شاشسا

وی تصریح کرد: ازنظر آمریکایی‌ها ایران دشمن آن‌ها است و راهی که برای مقابله با ما انتخاب کرده‌اند رویارویی و برخورد سخت است و راه‌حل‌های دیگر را کنار گذاشته‌اند.

به گفته وی آن‌ها دنبال این هستند که سیستم نتواند آن چیزهایی که گفته را انجام بدهد، یعنی آن را از اعتبار تهی کنند، جایگاه توزیعی سیستم را به چالش بکشانند و درواقع اعتبار هنجاری و توزیعی سیستم را کاهش بدهند. برای تحقق این خواست یک جعبه‌ابزار همیشه کنار دست خود دارند تا در کمترین فرصت بهترین ابزار خود را بیرون بیاورند و به مقابله با ایران بپردازند. چراکه سیاست هم عین زندگی سیال و تغییرپذیر است.

وی گفت: این ابزارها در هر دوره‌ای متفاوت است مثلاً در دوره اوباما تلاش می‌شد ایران در جامعه بین‌المللی ادغام شود و این از طریق مسیر مماشات پیگیری می‌شد اما در دوره ترامپ تلاش می‌شود ایران داخل مرزهای خود محصورشده و به انزوا کشیده شود.

این کارشناس مسائل آمریکا سپس به بیان برخی ویژگی‌های داخلی آمریکا پرداخت و گفت: اتفاق‌نظر وسیعی بین نخبگان سیاسی در آمریکا وجود دارد که ایران دشمن است. داخل آمریکا بعد از جنگ‌های چون ویتنام، احزاب یکپارچه شده‌اند.

سیاست برش و گازانبری دو حزب آمریکایی علیه ایران

دهشیار افزود: درست است که در آمریکا دو حزب داریم اما در استراتژی‌های کلان یکسان هستند، حزب دموکرات‌ها بیشتر متمایل به لیبرال‌ها است و جمهوری‌خواه متمایل به محافظه‌کاران، به دلیل این یکپارچگی ماهیت این‌ها یکسان است، تنها در شیوه برخورد با ایران تفاوت دارند. محافظه‌کاران معتقد به شیوه برخورد گازانبری با ایران هستند اما لیبرال‌ها به سیاست برش اعتقاد دارند همانند بریدن آرام‌آرام یک‌تکه کالباس که درنهایت آن شکل و وجود کالباس از بین می‌رود؛ درواقع سیاست نرم را دنبال می‌کنند.

وی ادامه داد: ویژگی دیگر در سیاست آمریکایی این است که دوست و دشمن قابل‌تغییر است همان چیزی که در قبال ژاپن و آلمان دیدیم و برای آن‌ها دوست و دشمن ثابت وجود ندارد.

دو راه کاهش چالش با آمریکا

دهشیار سپس به ارائه راهکارهای خود برای کاهش چالش با آمریکا پرداخت: دو راه برای از بین بردن دشمنی ما با آمریکا وجود دارد. راه اول تغییر تاکتیکی است یعنی درواقع شما فقط برای منافع کوتاه‌مدت به پای میز مذاکره بروید و با آمریکا مذاکره کنید درواقع هر طرف در این ماجرا حس زرنگی خواهد داشت که می‌خواهد امتیازی بگیرد اما رویه سابق خود را ادامه بدهد. در این مسیر بازیگران به هم اعتماد نخواهند داشت.

وی ادامه داد: راه‌حل دوم این است که هیچ‌چیز ثابت نیست و می‌توان نگرش‌های کلان را تغییر داد. جغرافیای کشورها ثابت است اما این ایده‌ها هستند که از این جغرافیا تفسیرهای مختلفی می‌کنند ازاین‌رو ما و حتی آمریکا، هم می‌توانیم از هم تفسیرهای دیگری داشته باشیم، به نظر من راه‌حل بلندمدت حل چالش‌های ما و آمریکا تغییر نگرش‌هایمان نسبت به هم است. باید بپذیریم هیچ کشوری در نقش همیشگی خود ثابت نخواهد ماند و باید با تغییر و تحولات عرصه بین‌الملل، روابط را هم دچار تغییر کنیم.

نحوه برخورد چین با آمریکا

دهشیار در توضیح دیدگاه خود به ذکر مثالی پرداخت و افزود: این را می‌توانیم در مورد کشور چین مثال بزنیم که درهای خود را به روی امریکا باز کرد و امریکا هم بازار ۴۰۰ میلیارد دلاری در اختیار چین گذاشت و اقتصاد چین رونق گرفت؛ این همان چینی بود که آمریکا را به‌عنوان امپریالیسم می‌شناخت اما جهان‌بینی خود را تغییر داد و درهای خود را به روی جهان باز کرد.

وی افزود: درنتیجه همین فرایند بود که احترام متقابل هم بین دو کشور شکل گرفت؛ وقتی کلینتون می‌خواست به چین برود مقامات چینی از او سؤال پرسیدند که می‌خواهید در چه زمینه‌هایی سخن بگویید او گفته بود مسائل حقوق بشری و چینی‌ها مخالفت کرده بودند و کلینتون هم پذیرفته بود در مورد آن مسائل صحبت نکند این یعنی چین آمریکا را وادار کرده است به آن‌ها احترام بگذارد.

 ایران می‌تواند از شرایط کنونی خارج شود

دهشیار سپس به ظرفیت‌های ایران اشاره کرد و گفت: منابع مادی و انسانی وسیعی در کشور ما وجود دارد. ترکیه، عربستان و بقیه کشورهای منطقه قابل‌مقایسه با ما نیستند، از عمر به وجود آمدن خیلی از این‌ها ۲۰۰ سال بیشتر نمی‌گذرد اما شما می‌بینید ترکیه، کره جنوبی و غیره کجا هستند و ما کجا. معتقد هستم ما می‌توانیم از این شرایط خارج بشویم، ظرفیت‌های گسترده‌ای داریم فقط یک مثال بزنم در زمان انقلاب، مکزیک دارای اقتصاد نفتی بود در حاضر کمترین وابستگی به نفت را دارد. وقتی مکزیک توانسته است چرا ما نتوانیم.

تعریف دشمن در ساختار سیاسی آمریکا

دهشیار در بخش دیگری از سخنان خود گفت: ساختار سیاسی آمریکا، کشورهای جهان را به چهار دسته دوست، دشمن، متحد و رقیب تقسیم‌بندی کرده است. در این تقسیم‌بندی ایران دشمن آمریکا محسوب شده که مستوجب شدیدترین برخوردها قلمداد شده است.

وی ادامه داد: دلیل اینکه آمریکایی‌ها یک کشور را به‌عنوان دشمن تلقی می‌کنند، دو عامل درونی دارد و یک عامل بیرونی هم در آن دخیل است، کشورهایی که دشمن آمریکا تلقی می‌شوند به‌صورت کلامی و عملی شیوه زیست آمریکایی را نفی می‌کنند و دلیل داخلی دیگر هم این است که این کشورها به مبانی و اصول حیات‌بخش معنا دهی به زندگی آمریکایی حمله می‌کنند.

استاد دانشگاه علامه افزود: در جنبه بیرونی هم کشوری که ماموریت جهانی که آمریکا برای خودش تعریف کرده است را زیر سؤال ببرد و به دنبال از بین بردن و تغییر ارزش‌ها و اصول حاکم بر نظم نوین جهانی باشد، به‌عنوان دشمن آمریکا تلقی می‌شود.

 ۴ روش آمریکا در برخورد با دشمنان

استاد دانشگاه علامه طباطبائی در مورد برخوردهای آمریکا با کشورهای دشمن هم گفت: آمریکایی‌ها در مقابل کشورهایی که به‌عنوان دشمن خود قلمداد می‌کنند چهار روش را در پیش می‌گیرند. گزینه اول قبول انتقادات و مخالفت‌های کشور دشمن است یعنی به این معنا که آمریکا بگوید بله کشور دشمن ما راست می‌گوید و ما این مشکلات را داریم، گزینه دوم مماشات و مهار آن کشور است؛ درواقع با عدم پذیرش نقدهای آن کشور به دنبال مهار بیشتر با روش‌های نرم مدنظر است، گزینه بعدی رویارویی چندجانبه و چند سطحی است.

وی درباره نحوه برخورد آمریکا با گزینه‌های موردنظر گفت: این‌که آمریکا کدام‌یک از گزینه‌ها را بر چه اساسی انتخاب می‌کند، بستگی به سه عامل دارد. عوامل مربوط به فضای داخلی آمریکا، عرصه بین‌المللی و کشور هدف.

دهشیار در مورد دلایل مربوط به فضای داخلی آمریکا گفت: دلیل اول به این مربوط می‌شود که اقتصاد آمریکا چقدر کارآمد باشد؛ یعنی سیستم چقدر توان دارد انباشت سرمایه بکند و ظرفیت‌های توزیعی نظام اقتصادی در چه حدی است. عامل دوم به پویایی سیستم سیاسی آمریکا برمی‌گردد یعنی چقدر همسویی بنیادین بین نخبگان سیاسی در جامعه وجود دارد. بحث بعدی قواره سیستم فرهنگی است یعنی اینکه سیستم فرهنگی آمریکا چقدر در بین مردم آمریکا پذیرش و مخاطب دارد مثلاً آیا پرچم آمریکا برای مردم آمریکا مهم است، آیا مردم لباس آمریکایی می‌پوشند و…

به گفته این کارشناس عامل دیگری که دولت آمریکا به آن توجه می‌کند توان نظامی خود است. آمریکا نگاه می‌کند که برای دفاع از کشور زیرساخت‌های اقتصادی و ارتباطی و سرمایه‌های انسانی چقدر توان دارند و در صورت نیاز چقدر قادرند خود را بر دیگران تحمیل کرده و به ظرفیت‌های دشمن خود و یا دوستان دشمنان خود ضربه بزنند.

وی در پایان افزود: درصحنه بین‌الملل هم نگاه می‌کنند تا ببینید ماهیت روابط آمریکا با کشورهای مرجع نظام بین‌الملل چگونه است و آن کشور متخاصم چه رابطه‌ای با کشورهای مرجع چون چین، روسیه، فرانسه و غیره دارد. دلیل دیگر در این زمینه این است که آمریکا چه میزان در سازمان‌های بین‌المللی نقش و نفوذ دارد.

دهشیار در مورد عواملی که به کشور هدف مربوط می‌شود، نیز توضیح داد: آمریکا به درون کشور هدف نگاه می‌کند که چه اندازه ظرفیت مادی و غیرمادی دارد؛ و چه میزان اثرگذاری در منطقه جغرافیایی که زیست می‌کند، به‌جای خواهد گذاشت.

نظرات (0)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *