چهارشنبه، 23 آبان 1397 21:52:44
آخرین اخبار
رضا مصطفوی سبزواری:

تغییر موضع شاعران در بهره‌گیری از کلام وحی/شعر متأخرین مضمونی است

استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه علامه طباطبائی(ره) گفت: بهره‌گیری از آیات قرآن در آثار ادبی گذشته اغلب مستقیم و گاهی غیرمستقیم بوده، اما در شعر شاعران متأخر شاهد بهره‌گیری مضمونی هستیم.

به گزارش عطنا به نقل از ایکنا؛ شاعران و نویسندگان فارسی‌زبان پس از قرن دوم هجری با آمیختن فرهنگی ایرانی با آموزه‌های متعالی اسلام رنگ تازه‌ای به ادبیات فارسی زدند و به نوعی از قرآن و حدیث تأثیر پذیرفتند که این تأثیرپذیری در قرن ششم هجری به اوج خود می‌رسد. رضا مصطفوی سبزواری، عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبائی(ره) در زمینه چگونگی این تأثیرپذیری و عوامل مؤثر بر آن سخن گفته است. در ادامه مشروح گفت‌وگو با وی را می‌خوانید؛

-ادبیات فارسی در طول تاریخ پس از اسلام به طور گسترده‌ای تحت تاثیر قرآن و حدیث قرار گرفته است. این تاثیرپذیری در نظم و نثر با موضوعات و سبک‌های مختلف به طور چشمگیری مشهود است. با توجه به این واقعیات چه عواملی را در این تأثیرپذیری مؤثر می‌دانید؟

با توجه به اعتقادی که مردم سرزمین ما به اسلام و قرآن داشته‌اند، همواره این کلام وحی و ائمه معصومین(ع) در روح و فکر آنها جاری بوده و شاعران و نویسندگان تحت تأثیر آنها بوده‌اند و به جرئت می‌توانم بگویم؛ کمتر شاعری است که به نحوی از قرآن مجید متأثر نباشد. چه کلمات و آیات شریفه قرآن و چه مفاهیم قرآنی که به صورت منظوم یا منثور در آثار ادبی تراز اول تجلی کرده است؛ از این رو جایگاه قرآن و معارف اسلامی در میان مسلمانان و از سوی دیگر اعتقاداتی که داشته‌اند در این تأثیرپذیری مؤثر بوده است. این تأثیر به اندازهای است که باید به صورت جداگانه هر یک از آنها را با دیدگاه‌ها و رویکردهای متفاوت بررسی کرد. برخی از آنها عیناً و صریحاً آیه یا عبارتی از قرآن را در شعر یا نثر خود به کار بردهاند و یا گاه ممکن است اشاراتی به صورت مضمون داشته باشند و مفاهیم قرآنی که در روح و فکر شاعر بوده، در نظم و نثر فارسی متجلی شود.

-میزان تأثیرپذیری از آیات و احادیث در آثار برخی شاعران مانند خاقانی و سنایی بیش از سایر شاعران بوده است، آیا این تأثیرپذیری از اعتقاد این شاعران برمی‌خیزد؟

اگر یک شاعری آیه‌های قرآن را در شعرش و یا یک نویسنده در نثرش نیاورده، دلیلی بر این نیست که کمتر باور داشته است؛ چرا که یک شاعر ممکن است مضمون شعر یا نثری که می‌گوید متفاوت باشد، در واقع ممکن است یک موضوعی به مفاهیم اسلامی نزدیک باشد که در آنجا امکان بهره‌گیری از آیات و احادیث نیز بیشتر می‌شود، اما مثلاً در آثاری مانند رباعیات خیام جایی برای تجلی آیات قرآن وجود ندارد؛ از این رو دلیل اعتقاد شاعر نیست و نمی‌توان گفت اگر آیات قرآن در شعر شاعر وجود ندارد، شاعر معتقدی نبوده است، بلکه به مضامین شعر بستگی دارد.

-اشاره کردید به تلمیح و تضمین، این نحوه استفاده از صنایع ادبی در آثار متقدم و متأخر با گذشت قرن‌های متمادی چه تفاوت و تغییری کرده است و اکنون شاهد چه روندی هستیم؟

با نگاهی به شعر شاعران گذشته، درمی‌یابیم که این بهره‌گیری از آیات و احادیث گاهی مستقیم و گاهی غیرمستقیم بوده، اما در شعر شعرای معاصر مثل ملک الشعرای بهار که استاد مسلم شعر معاصر است، به صورت مضمونی و غیرمستقیم آمده است؛ از این رو در گذشته به صورت واضح و صریح بهره می‌گرفتند، اما در آثار متأخر مضمون و مفاهیم کاربرد بیشتری دارد، یعنی ممکن است اصل آیه در شعر ملک الشعرای بهار نباشد، اما مضمون آن در دیوان آن به صورت فراوان متجلی است. در شعر نو چیزی نمی بینم و اما در شعر سنتی اکنون نیز وجود دارد، مثلاً در شعر پروین اعتصامی نیز مضامین قرآنی فراوان است که جای دارد مقاله‌های مختلفی برای آنها نوشته شود.

-آیا در بین مسلمانان گروه‌هایی بوده‌اند که استفاده از آیات را در شعرها نهی کرده باشند؟

ممکن است باشد، اگر نهی کرده باشند، دلیل بر عدم اعتقاد آنها نیست. مثلاً در یک غزل عاشقانه مضامین قرآنی وجود ندارد و یا در یک غزل عارفانه امکان به کار بردن مفاهیم قرآنی وجود دارد و این به هیچ وجه دلیلی بر عدم اعتقاد شاعر نیست و از سوی دیگر در مورد مسلمانان نیز به خاطر ندارم که استفاده از آیات را در آثار ادبی نهی کرده باشند.

-آیا تأثیرپذیری بیشتر، نیازمند سپری شدن زمان طولانی‌تر و تقویت ارکان فرهنگ اسلامی در ایران بوده یا عامل دیگری در این زمینه مؤثر بوده است؟

قطعاً فضای فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و … در این زمینه مؤثر بوده است، همچنین کسانی که به عنوان حاکم و خلیفه بر این سرزمین حکومت می‌کردند، نقش مهمی داشتند و همین عامل سبب می‌شد، گرایش‌های دینی و قرآنی چندان پررنگ نباشد، که این موضوع را در قرون اولیه شاهدیم، اما پس از آن در قرن‌های چهارم و پنجم به دلیل گسترش تصوف و عرفان این گرایش پررنگتر می‌شود؛ چرا که در یک کشور اسلامی به هر جهت یک فرد نمی‌تواند تحت تأثیر این موضوعات نباشد، قرآن و معارف اسلامی در میان مردم رواج داشته و فضای فرهنگی و اجتماعی کشور در این تأثیرپذیری مؤثر بوده است.

نظرات (0)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *