چهارشنبه، 24 مرداد 1397 13:31:44
آخرین اخبار
استاد علوم سیاسی

محمدجواد غلامرضاکاشی

سیاست‌گذاران می‌گویند، تلگرام محیطی ناامن است. توسط بیگانگان مدیریت می‌شود. بیایید یک فضای مجازی خودی بسازیم و ارتباطات خود را از طریق شبکه‌های داخلی و مطمئن مدیریت کنیم. خیلی حرف حسابی است اما چرا به گوش مردم نمی‌رود؟ چرا مردم استقبال نمی‌کنند؟ اصلاً چرا مردم پا سفت نمی‌کنند که این کار زودتر انجام شود تا از شر شبکه‌ای که معلوم نیست مدیریت آن با کیست، رها شویم؟

به گزارش عطنا، محمدجواد غلامرضاکاشی، عضو هیئت علمی گروه علوم سیاسی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبائی در کانال تلگرامی خود در مطلبی با عنوان «فقط چند آجر باقی مانده است» نوشته است:

پیش از تلگرام، شبکه اجتماعی اصلی ایرانیان، وایبر بود. تلگرام که آمد گفتند بزرگترین مهاجرت تاریخ اتفاق افتاد و آن هجوم چندین میلیون ایرانی به یک شبکه مجازی طی چند روز بود. حال که زمزمه فیلترینگ تلگرام شدت گرفته، همه با هم در باره فیلتر شکن‌های تازه سخن می‌گویند و یا یک مقصد تازه برای مهاجرت.

سیاست‌گذاران می‌گویند، تلگرام محیطی ناامن است. توسط بیگانگان مدیریت می‌شود. بیایید یک فضای مجازی خودی بسازیم و ارتباطات خود را از طریق شبکه‌های داخلی و مطمئن مدیریت کنیم. خیلی حرف حسابی است اما چرا به گوش مردم نمی‌رود؟ چرا مردم استقبال نمی‌کنند؟ اصلاً چرا مردم پا سفت نمی‌کنند که این کار زودتر انجام شود تا از شر شبکه‌ای که معلوم نیست مدیریت آن با کیست، رها شویم؟

به نظرم انچه این روزها میان مسئولان مربوط به شبکه مجازی و مردم اتفاق می‌افتد، فوق العاده تامل برانگیز است. معادله پیچیده‌ای نیست. مردم ترجیح می‌دهند در شبکه‌هایی با هم ارتباط بگیرند که اتفاقاً توسط مراجع دولتی و داخلی مدیریت نمی‌شود. انگار به مدیریت بیگانگان اطمینان بیشتری دارند. یا انگار شبکه مجازی برای همه به یک اندازه ناامن نیست. مسئولین احساس ناامنی می‌کنند مردم اما نه. انگار مسئولان برای خود تصمیم می‌گیرند نه برای مردم. مردم هم مرتب تلاش می‌کنند تصمیمات مسئولان خود را از طریق فیلتر شکن دور بزنند.

واقعاً تعجب برانگیز است چرا مسئولان امر از این صحنه‌های عجیب درس عبرت نمی‌گیرند. چرا به این جمع بندی نمی‌رسند که مساله اصلی بحران اعتماد سیاسی است؟ چرا درک نمی‌کنند که این صحنه‌ها، حاکی از شکاف در ساختار حاکمیت سیاسی در ایران است. چرا مردم باید از هر شکافی برای فرار از کنترل توسط متولیان امور داخلی‌شان بگریزند؟ چرا فکر نمی‌کنند آنچه امروز در خصوص یک شبکه مجازی اتفاق می‌افتد، روز دیگر، در بحبوحه یک بحران عمیق‌تر، به صورتی فاجعه‌بار بروز خواهد کرد.

اگر جوانی را ببینید که از هر فرصتی برای فرار از خانه استفاده می‌کند و حتی خوابیدن در خیابان را با همه مخاطراتش، به خانه ترجیح می‌دهد چه قضاوتی در باره پدر و مادر آن جوان خواهید داشت؟

گاهی یک دیوار بلند ناگهان فرومی‌ریزد. صدای رعب‌آور ویرانی یک دیوار، همه را متوجه خود می‌کند. شاید سال‌ها همه در باره خاطره آن رویداد رعب‌آور با هم حرف بزنند. اما اگر هر روز یک آجر از روی دیوار بردارند. به طوری که صدها روز طول بکشد تا آخرین آجر دیوار برداشته شود، هیچ کس متوجه نخواهد شد چه اتفاقی افتاده است. به نظر می‌رسد، چند آجر دیگر از دیوار بلند اعتماد سیاسی در ایران باقی مانده است. هیچ کس به یاد هم نمی‌آورد روزی در این میان، یک دیوار وجود داشت بلند و پرشکوه. دیواری که تکیه گاه جمعی مردم بود.

نظرات (0)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *