یکشنبه، 22 تیر 1399 12:13:04
آخرین اخبار
وحید آگاه؛

راه‌های نرفته فرهنگی و آموزش فقیر

استاد حقوق دانشگاه علامه طباطبائی: در «ملی» تهمینه میلانی، برخلاف دیگر آثار از این دست، اتفاقا «حقوق»، موثر و کارآمد است و مشکل، در فرهنگ و فی‌الواقع، زیر پوست حقوق است. ملی می‌گوید اگر آموزش حقوق، درست و بجا باشد، ناهنجاری‌ها و عواقبش، کمتر است. در فیلم، همه ابزارها و نهادهای حقوقی موثرند: پلیس با اعلام جرم همسایگان در باب کتک خوردن زن، مراجعه کرده و به شوهر مجرم، یادآوری می‌کند که می‌تواند حکم گرفته و به خانه ورود کند. پلیسی که در مقام رفع‌تکلیف نیست، وظیفه‌شناس است و تا «شکایت ندارم» را از زن نمی‌شنود، نمی‌رود.

به گزارش عطنا، وحید آگاه، عضو هیئت علمی گروه حقوق عمومی و بین الملل دانشگاه علامه طباطبائی و استاد حقوق سینما و ارتباطات این دانشگاه، در ادامه نوشته‌های خود با عنوان «در جستجوی نسبت حقوق و هنر» در روزنامه اعتماد، نگاهی داشته است به فیلم «ملی و راه‌های نرفته‌اش»، جدیدترین ساخته «تهمینه میلانی» که این روزها در سینماهای کشور درحال اکران است.

١- «ملی و راه‌های نرفته‌اش»، فیلمی دیگر از دغدغه مدام تهمینه میلانی. ملیحه، دختر ساده بزرگ‌شده در خانواده بسته و سنتی، برای رهایی و داشتن زندگی آزادتر، با «سیا» ازدواج می‌کند، خیلی زود و بدون آزمودن حداقل‌ها. شوهر هم، شکاک و بیمار از آب در آمده و بدین‌سان، فرآیند اعمال محدودیت، محرومیت، خشونت کلامی، فیزیکی و قتل فرزند (سقط جنین) توسط سیامک طی می‌شود و نهایتا به قتل او توسط ملی می‌انجامد. مسیری که مثل غالب فیلم‌های میلانی، محتوایی پررنگ‌تر از فرم دارد و حرف فیلم برای کارگردان، بسیار مهم‌تر از چگونه گفتن و زوایای هنری است.
٢- در «ملی»، برخلاف دیگر آثار از این دست، اتفاقا «حقوق»، موثر و کارآمد است و مشکل، در فرهنگ و فی‌الواقع، زیر پوست حقوق است. ملی می‌گوید اگر آموزش حقوق، درست و بجا باشد، ناهنجاری‌ها و عواقبش، کمتر است. در فیلم، همه ابزارها و نهادهای حقوقی موثرند: پلیس با اعلام جرم همسایگان در باب کتک خوردن زن، مراجعه کرده و به شوهر مجرم، یادآوری می‌کند که می‌تواند حکم گرفته و به خانه ورود کند. پلیسی که در مقام رفع‌تکلیف نیست، وظیفه‌شناس است و تا «شکایت ندارم» را از زن نمی‌شنود، نمی‌رود. هر چند می‌توانست زن را از ایوان به پایین فرا‌بخواند و پس از رویت آثار ضرب و جرح، ارتکاب جرم را ثبت کند. دادگاه هم که با شکایت سقط جنین، سیا را به زندان انداخته و جز با رضایت ملی، آزاد نمی‌کند و البته «خانه امن». مراکزی با هردو وصف دولتی و غیر‌دولتی، زیر‌نظر بهزیستی، برای زنان خشونت‌دیده یا در معرض آن (غالبا همسر‌آزاری)؛ که پرسنلش، همه اوقات شبانه‌روز، با حوصله و آرامش پاسخگوست. آنقدر مسوولیت پذیر که از موبایل ملی، جایش را یافته و «بلافاصله» مامور قطار را برای کمک و جلوگیری از خودکشی ملی، خبر می‌کند و همه اینها، یعنی تصویری شیک از «حقوق» در فیلم که کمتر دیده‌ایم. هر‌چند این هیبت، ترک‌هایی هم دارد: جایی که ملی می‌شنود: «شکایت فایده‌ای ندارد و صرفا موجب می‌شود سیا دفعه دیگر، یواش‌تر بزند!» یا «قانون نمی‌گذارد طلاق بگیری و برت می‌گرداند» یا «الان که طلاق را سخت می‌گیرند، وضع اینه!»
٣- کارگردان، مشکل را نه در ضعف نظام حقوقی، بلکه در فرهنگ و بستر شکل‌دهنده حقوق می‌داند و درست هم می‌گوید. حقوق بدون فرهنگ، راهگشا که نیست؛ اوضاع را بدتر هم می‌کند! فرهنگی که به لسان فیلم، کسی با دکتر و مهندس شدن، آن را دارا نمی‌شود و تعصب بی‌جا، خلاف کرامت انسانی و مغایر با حقوق شهروندی را «غیرت» می‌نامد. زن را از اموال شوهر دانسته و پس از عقد نکاح، در پی قطع ارتباط او با جهان خارج است. چنان‌که خانواده ملی با او کرده‌اند. پدر سیا هم با او و همسرش، بد‌رفتاری می‌کرده. مادر باید طلاق می‌گرفته، اما نگرفته یا نتوانسته. تحمل کرده و نتیجه، فرزند نامتعادل و بزهکار است. مادری که عمری را با کینه گذرانده، حالا نسبت به عروسش، منفعل است و جلوی پسر را نمی‌گیرد و حتی، لذت هم می‌برد؛ حظی که مادر از ضرب و شتم عروس می‌برد و بالطبع عروس از کتک خوردن سیا. گیرم خنک شدن دل مادر سیا، پنهان است و برای ملی، هویدا. او نه می‌بخشد، نه فراموش می‌کند و نه توانی برای ادامه بهتر زندگی دارد. شوهرش هم، حالا منتقد رفتار پسرش به عروس است- همان رفتاری که قبلا خود داشته- اعتراف می‌کند که تغییر دیدش، به خاطر پشیمانی از گذشته و احترام به حقوق انسان‌ها نیست و می‌گوید: « قدیما که ما می‌زدیم آب از آب تکان نمی‌خورد اما الان وقیح شدن و آژان میارن» در جامعه‌ای که هنوز در جایی از فرهنگ برخی از مردمانش، به هر گونه ارتباط با جنس مخالف، مظنون است و زن هنوز شخصیت مستقل و مساوی نیافته، از حقوق هم، کاری بر نمی‌آید. هر چند حقوق می‌تواند مسکن و آرامبخش غیر طبیعی باشد. در این فضا که: به حقوق فردی آدم‌ها احترام گذاشته نمی‌شود، دختر برای رهایی از نظام صدور مجوز خانواده و بازتر شدن فضا مجبور است به ازدواج، آن هم بدون رصد تناسب فرهنگی، سواد، خانوادگی و فکری خود با شوهر آینده تن دهد ؛ در این فرهنگ که زن حتی برای رفت و آمد و انواع ارتباطات فیزیکی و مجازی، اذن شوهر را لازم دارد راه اول، تحمل است، بعد، دروغ و پنهانکاری و سرآخر، فاجعه. چنان که برای ملی رخ داد و قبل‌ترها، «فریدون جیرانی» در «قرمز» گفته بود؛ هنرمندانه‌تر و سینمایی‌تر. اما اینکه بعد این همه سال، باز هم «ملی» ساخته و دیده می‌شود یعنی مساله، کامل حل نشده و خشونت علیه زنان و نقض حقوق شهروندی آنها، زیر پوست شهر جریان دارد.
۴- راهکار اما، درک درست خانواده، جامعه و روابط انسانی است که جز با آموزش غیرعمودی و غیر‌رسمی و فراگیر، کارساز نیست. این همه قانون و مقررات نوشتیم. کلی نهاد و ارگان داریم: وزارتخانه‌های آموزش و پرورش، فرهنگ، علوم، بهداشت، سازمان تبلیغات اسلامی، صدا و سیما و… خروارها الزام حقوقی داریم برای آموزش مسائل مختلف. اما نتوانستیم حقوق شهروندی ابتدایی را نهادینه کنیم. نتیجه اینکه با صرف انبوهی از ثروت ملی، «خانه امن» را باید کارگردان سینما تبلیغ کند و ملی آن را یواشکی از دوستش بداند! آموزش روابط مسالمت‌آمیز و حقوق انسانی آن (اصل٢٠ قانون اساسی) را دریابیم تا به غیر از «ملیحه تقوی»، باقی دختران مشابه وضعیت او، برای فرار از جو خانه و خانواده، ازدواج نکنند و راه‌های رفته ملی را نروند.

نظرات (0)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *