چهارشنبه، 24 دی 1399 08:14:39

خانیکی؛ دوگانه اندیشه ورزی و سیاست ورزی

به گزارش عطنا، هادی خانیکی زاده ی ۱۳۳۰ روستای خانیک شهرستان گناباد استان خراسان رضوی است. وی دوره ی لیسانس رشته ی جامعه شناسی را در دانشگاه شهید بهشتی تهران به پایان رساند و در سال ۱۳۸۱ از دانشگاه علامه طباطبایی در رشته ی علوم ارتباطات درجه ی دکتری گرفت و در همین دانشگاه عضو هیئت علمی و مدرس می باشد.

khaniki

خانیکی در دوره ی ریاست جمهوری «سیدمحمد خاتمی» مشاور رییس جمهوری در امور رسانه و مطبوعات و همچنین در برهه یی مشاور وی در امور فرهنگی بود.

خانیکی سردبیر نشریه ی «آیین» و همچنین «آیین گفت و گو» بود که هر ۲ در سال ۱۳۹۰ توقیف شدند.

وی دارای آثار بسیاری در قالب کتاب تالیفی، ترجمه، سخنرانی و مصاحبه است. از جمله آثارش می توان به «قدرت، جامعه مدنی و مطبوعات»، «در جهان گفت و گو»، «کار هنری در عصر باز تولید مکانیکی»، «درباره جایگاه گرایش های انتقادی»، «ارتباطات و توسعه» و «رسانه های جمعی و مردم سالاری، یک بازاندیشی» اشاره کرد.

*** دانشگاه، اعتدال و توسعه

یکی از دغدغه های خانیکی توجه به دانشگاه و رابطه ی آن با نهادها و مفاهیم دیگر است. از این رو است که وی در زمینه ی رابطه ی دانشگاه با فرهنگ، سیاست، اعتدال و … مباحثی را مطرح کرده است.

خانیکی درباره ی رابطه ی اعتدال و دانشگاه معتقد است که اگر نهاد دانشگاه از مداخله های سیاسی پیرامونی رها شود، به نهادی متعادل تبدیل می شود و اگر در دانشگاه اختلاف نظر سیاسی و روشن فکرانه وجود داشته باشد، این اختلافات می تواند با سازوکار دانشگاهی سنجیده شود.

وی در سخنرانی خود در همایش ملی «تبیین مفهوم اعتدال» که با عنوان «اعتدال، دانشگاه، فرهنگ و سیاست» ایراد کرد، یادآور شد: «متاسفانه دانشگاه ها میدان فرمانبری سیاسی شده اند و از برج عاج علم فاصله گرفته اند در حالی که نیاز دارند نهادی دموکراتیک باشند. بنابراین تنها چیزی که می تواند شکاف و فاصله بین نهاد سیاسی و فرهنگی را کم کند، برقراری یک رابطه دموکراتیک است و راه بازگشت به دموکراتیک شدن این است که فهم جدیدی از مساله اعتدال داشته باشیم. از طرفی نیز دانشگاه ها وقتی تعادل پیدا می کنند که سیاست های رسمی در رابطه با دانشگاه ها هم به سمت تعادل برود.»(۱)

همچنین خانیکی در رابطه ی دانشگاه و توسعه معتقد است که دانشگاه نه تنها در قلمرو توسعه ی علمی بلکه در حوزه های همگانی توسعه به مثابه ی یک نهاد در راستای نهادهای دیگر جامعه نیست.

وی در همین زمینه در یادداشتی با عنوان «نقش نهاد دانشگاه در توسعه» می نویسد: «گفت و گو و کنش فعال میان سه نهاد «دانشگاه»، «فرهنگ» و «جامعه» بر سر مسایل مشترک در ایران همواره دشوار بوده است. حاصل این دشواری نبود توازن پیوند میان «دانشمند»، «روشنفکر» و «سیاست ورز» ایرانی است. دانشمندان غیرروشنفکر و غیرسیاسی، روشنفکران غیرآکادمیک و گریز از سیاست و سیاستمداران ضد روشنفکر و ضدآکادمی در این سه حوزه چهره های متعارف تر و پرشمارتر نخبگانی بودند که خواسته اند این سه عنصر را در ناپیوندی با یکدیگر بپیمایند.»

خانیکی همچنین در این زمینه راهکار ارایه داده و می نویسد: «برای عبور از این گسستگی و مقابله های زیان بار راه های گوناگونی در عرصه نظر و عمل مطرح بوده و است. یکی از مرسوم ترین آنها توسعه علمی و تلاش برای تحقق آن است، چرا که توسعه همه جانبه با توسعه علمی آغاز می شود؛ یعنی اگر علم توسعه یابد فرهنگ و سیاست هم توسعه می یابد و نو می شود.»(۲)

***سطح تحولات جامعه ایران

یکی از پرسش هایی که ذهن اندیشمندان را به خود معطوف می کند امر توسعه و تحول است؛ این که توسعه کمی یا کیفی باشد.

به باور خانیکی در یادداشت «تاریخ به مثابه نشانه» جامعه معاصر ایران، همواره با ۲ سطح از تحولات روبه رو بوده است: اول، تغییرات محسوس که دربرگیرنده متغیرهایی هستند ملموس و قابل اندازه گیری نظیر بالارفتن نرخ شهرنشینی، سطح سواد، آموزش و بهره مندی گسترده از رسانه ها، افزایش سطح مشارکت اجتماعی، اقتصادی و سیاسی.

دوم، تغییرات نامحسوس که نتیجه پیوسته (بلافصل) آن عوامل تاثیرگذار است؛ نوگرایی، نیازهای جدید، میل به دموکراسی، بازاندیشی و تفکر انتقادی از جمله پیامدهای گریزناپذیر تغییرات سطح اول اند.

اگر متغیرهای دسته نخست را عواملی بدانیم که جامعه را «در معرض تغییر» قرار می دهند، می توان متغیرهای دسته دوم را عوامل «انعطاف شناختی» برشمرد.(۳)

***شبکه های اجتماعی

شبکه های اجتماعی پدیده های نوظهور ارتباطی هستند که عده یی نسبت به آن نگاه مثبت داشته و آن را ستایش می کنند و برخی دیگر نیز نگاهی منفی به آن داشته و تمام قد در مقابل آن قد علم می کنند.

خانیکی اندیشمندی است که با توجه به تخصص اش در زمینه ی رسانه های جدید و شبکه های اجتماعی صاحبنظراست.

وی معتقد است که جایگاه شبکه های اجتماعی در کشور ما هنوز تعریف مشخصی ندارد و ما هنوز اطمینان نداریم شبکه های اجتماعی باید وجود داشته باشند یا باید از سپهر ارتباطی حذف شوند. به همین دلیل است که در تصمیم گیری های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی نظر واحدی نسبت به شبکه های اجتماعی وجود ندارد. (۴)

همچنین خانیکی بر این باور است که زمینه و بستر هر جامعه است که می تواند جایگاه شبکه های اجتماعی را در درون خودش تعریف کند.

خانیکی در گفت و گویی با عنوان «شبکه های اجتماعی پیام آور تغییرند و نه تهدید»، برای شبکه های اجتماعی و رسانه های خرد ویژگی هایی را بر می شمارد که عبارتند از: ۱- ویژگی «تغییر»؛ به این معنا که روابط جدیدی در مناسبات اجتماعی، سیاسی و اقتصادی شکل می دهند؛ ۲-ویژگی «تناقض و تکثر»؛ به این معنا که زیستن در دنیای مجازی به معنای پذیرفتن تناقض ها و پارادوکس ها است؛ ۳-ویژگی «کم دوامی و کم عمقی»؛ به این معنا که هر پدیده یی در شبکه های مجازی این ۲ شاخصه را دارد؛ ۴-ویژگی «پیام خرد و کم محتوا»؛ به این معنا که شبکه های اجتماعی تحول فناورانه یی است که می تواند پیام های خرد و کم محتوا را تولید کند؛ ۵-ویژگی «مدیریت خودگران»؛ به این معنا که پدیده ی شبکه های اجتماعی پیام های خود را به صورت خودگردان مدیریت می کند و پیام های جدید را با گزینشی که از درون خودش وجود دارد، دریافت می کند.

به باور خانیکی اگر ما این ویژگی های شبکه های مجازی را درست درک کنیم، با آن ها به گونه ی صحیح و مفید تعامل می کنیم، چرا که با شناخت صحیح شبکه های اجتماعی از فرصت ها بهره می گیریم و می توانیم از ضریب تهدیدهای شبکه های اجتماعی کم کنیم. (۵)

***شبکه های اجتماعی موبایلی

رسانه یی اجتماعی به مثابه ی رقیبی جدی نسبت به رسانه های جمعی مطرح می شوند. رسانه های اجتماعی به چند گروه تقسیم می شوند که از مهمترین هایشان می توان به شبکه های اجتماعی مانند «فیسبوک»، «توئیتر» و همچنین شبکه های اجتماعی موبایلی همچون «وایبر»،«واتس آپ»، «تلگرام» و… اشاره کرد.

امروزه به علت گستردگی استفاده از شبکه های اجتماعی موبایلی تحلیل و بررسی آن در کنار سایر شبکه های اجتماعی مطرح می شود.

خانیکی در گفت و گویی با عنوان «چالش های شبکه های اجتماعی موبایلی» به تمایز رسانه های قدیم و رسانه های جدید یا اجتماعی می پردازد و می گوید: «در رسانه های جدید ارتباطات عمودی به افقی تبدیل می شوند؛ یعنی به جای ارتباطات یکسویه، متمرکز و از بالا، ارتباطات تعاملی، گفت وگویی و افقی از پایین جایگزین شده است، پس نمی توان همان نوع سیاستگذاری، برنامه ریزی و درنهایت مدیریتی را که در مورد رسانه های «یک به چند» داشتیم در مورد رسانه هایی که «چند به چند» یا حتی چند به یک هستند، اعمال کنیم. بر اساس این مفروضات، دیگر اعمال مدیریت از طریق مداخله های ملموس و فیزیکی امکانپذیر نیست. از مهم ترین مصادیق این نوع از مدیریت، سیاست «ممیزی» در مورد رسانه های مکتوب و «فیلترینگ» در مورد رسانه ها و شبکه های مجازی است.»(۶)

وی معتقد است: «مهم ترین ویژگی فضای مجازی، خصلت شبکه ای آن است. همچنین از ویژگی های یک جامعه شبکه ای، «مرکز گریزی» یا به تعبیری «مرکزناپذیری» است. در واقع شبکه ها، منظومه هایی را می سازند که با گسترش هرچه بیشترشان، نقاط اتصال آنها در مقایسه با مرکز پذیری شان اهمیت بیشتری می یابد. از این رو، هر رسانه به میزانی که تمرکز بر آن حاکم باشد، قابلیت مدیریت و برنامه ریزی پیدا می کند. بر اساس منطق فوق، از جمله ویژ گی های شبکه های اجتماعی، کنترل ناپذیری و تمرکزناپذیری خواهد بود.» (۷)

بر این اساس خانیکی معتقد است که پایه ی شبکه های اجتماعی موبایلی، «تمرکز بر خود» است در حالی که پایه ی رسانه های قدیم متکی بر «جمع» و «تولید و مصرف انبوه پیام» بوده است. به باور وی اگر این تحول گفتمانی مد نظر قرار نگیرد، در حقیقت نگاه به مساله هم، واقعی نخواهد بود.

***آیین گفت و گو

یکی از علاقه مندی و دغدغه های خانیکی اصل گفت و گو، آیین گفت و گو، جهان گفت و گو و به ویژه گفت و گوی تمدن ها است. وی در این زمینه دارای آثاری قابل توجه است.

خانیکی گفت و گو را در سطحی فراتر از گپ و گفت، مذاکره و مرافعه می بیند و از این رو معتقد است که گفت و گو و به ویژه گفت و گوی فرهنگ ها و تمدن ها مفهومی گسترده تر دارد.

وی در همین پیوند طی یادداشتی با عنوان «جایگاه گفت وگوی تمدن ها کجاست؟» می نویسد: «کمتر گفت و گو به عنوان مفهومی مطرح می شود که محصول جهان مدرن است، با آن که تجربه های معرفت شناسانه و هستی شناسانه چندین هزار ساله را به دنبال دارد. «گفت وگوی فرهنگ ها» ظرفیت و فرصت جدید نظری است که آثار و نتایج ملموس و عملی نیز دارد. گفت وگو را می توان یک کاوش مشترک برای دستیابی به فهم، ارتباط و امکان افزون تر دانست که یک فرصت واقعی در برابر نظرات بدبینانه و خوش بیانه عصر ماست. پس گفت وگو نشانه ای از میزان عقلانیت و پختگی کنشگران اجتماعی و سیاسی است، هر اندازه عقلانی تر عمل کنند، گستره و قدرت گفت وگو بیشتر خواهد بود و هرچه دایره گفت وگو گشوده تر باشد، عقلانیت و پختگی نیز در جامعه بیشتر جا خواهد داشت. به هر رو رنج دیرپای جامعه ما از تنگی و ناپایداری فضا و فرهنگ گفت وگوست و ذهن و زبان ما در این روزگار چنانکه باید و شاید با گفت وگو در افق معنایی آن سازگار نیست.» (۸)

***روشنفکری دینی

بحث از روشنفکری دینی که حامل ۲ گانه ی سنت و مدرنیته است در ایران معاصر به مثابه یکی از موضوع های مهم عرصه ی اندیشه ورزی، ذهن اندیشمندان را به خود معطوف کرده است. به بیانی دقیق تر باید گفت روشنفکر دینی از طرفی حس دینی و ایمانی دارد و از طرفی دیگر به عقلانیت جدید پایبند است.

همچنین درباره ی مفهوم روشنفکری دینی تعریف و تفسیرهای متفاوتی شده است.همین نگاه های متفاوت و چندگانه نسبت به این موضوع باعث شده تا بحث در این زمینه پویایی خود را حفظ کند.

در واقع قرائت و روایت هایی که نسبت به روشنفکری دینی می شود بیشتر از زاویه ی ارتباط میان ۲واژه «روشنفکری» و «دینداری» است که خود موجد این خوانش های متفاوت نسبت به آن شده است.

خانیکی در زمینه تعریف و تبیین روشنفکری دینی و میدان عمل روشنفکری طی مقاله یی با عنوان «میدانِ عمل روشنفکری دینی» می نویسد: «روشنفکر دینی کسی است که اولاً روشنفکر است، و به طبع آن ملتزم به «عقلانیت انتقادی» به معنای جدید آن و پیشبرد تحول و تجدد هم در اندیشه و هم در عمل خواهد بود. ثانیاً دین باور و دیندار است و به اقتضای آن خود را ملزم به پاسداشت نقش سازنده و پیش برنده دین در حوزه عمومی و خصوصی می داند، در نگاه او نه دین مساوی «سنت» است و نه سنت برابر نهاده دین، پس باید با فهم همه جانبه سنت به نقد آن پرداخت چنان که در مواجهه با مدرنیته نیز باید از همین راه عبور کرد. ثالثاً دین را از پایه های اساسی حیات انسان و جامعه می داند، چون مشاهده می کند که هر رهیافت مدرنی در عرصه فرهنگ، سیاست، اقتصاد یا اجتماع به گونه ای با نگرش ها، رفتارها و نهادهای دینی پیوند می خورند.»(۹)

وی معتقد است کسانی می توانند بیشترین تاثیرگذاری را در فرآیند تحول و اصلاح جامعه داشته باشند که سنت را در کنار مدرنیته به درستی بشناسند و در عین وفاداری به مبانی و اصول قطعی دین، توانایی و شجاعت نقد سنت و نوسازی آن و بالابردن هاضمه جامعه برای برخورداری از مدرنیته را داشته باشند. روشنفکر مسلمان با اعتنا به این ضرورت ها و واقعیت ها، امروز ناگزیر از بازنگری، بازخوانی و بازآفرینی نقش خویش در زمینه ای فرهنگی و اجتماعی است.(۱۰)

*پی نوشت ها:

۱-خانیکی هادی، اعتدال، دانشگاه، فرهنگ و سیاست ، گزارشی از همایش ملی تبیین مفهوم اعتدال، بر گرفته از تارنمای ایسنا به نشانی http://isna.ir/fa/news/92060604191

۲- خانیکی هادی، نقش نهاد دانشگاه در توسعه، روزنامه آرمان، شماره ۲۶۱۰، ۱۷آبان ۱۳۹۳،ص۲

۳- خانیکی هادی، تاریخ به مثابه نشانه ،روزنامه ایران، شماره ۵۹۳۵، ۲خرداد۹۴، ،صفحه آخر

۴- خانیکی هادی، شبکه های اجتماعی پیام آور تغییرند نه تهدید، روزنامه اعتماد، شماره ۳۰۰۲ به تاریخ ۱۵/۴/۹۳، صفحه ۱۰

۵- منبع قبلی

۶- خانیکی هادی، چالش های شبکه های اجتماعی موبایلی، روزنامه ایران، ۱۹اسفند۹۳، شماره۵۸۸۷،ص۱۷

۷- منبع قبلی

۸- خانیکی هادی، جایگاه گفت وگوی تمدن ها کجاست؟،تارنمای تاریخ ایرانی قابل دسترس در: (http://tarikhirani.ir/fa/news/4/bodyView/3571/0)

۹- خانیکی هادی، میدان عمل روشنفکری دینی، ماهنامه نسیم بیداری، ویژه نامه نوروز۹۲،شماره۳۴و۳۳،ص۵۴

۱۰- منبع قبلی

منبع: ایرنا

نظرات (0)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *