سه شنبه، 21 آبان 1398 10:22:07
آخرین اخبار

الزامات هفتگانه برای پیشبرد «دیپلماسی وحدت اسلامی»

دکتر دهقانی فیروزآبادی، استاد روابط بین الملل و عضو هیئت علمی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی به بررسی این موضوع پرداخته است که در پی تأکیدات اخیر رهبر معظم انقلاب بر موضوع وحدت اسلامی، بخش های مهم آن بازنشر می شود.

اگر بخواهیم به «دیپلماسی وحدت اسلامی» از لحاظ معنایی توجه کنیم، معنا و مفهوم دقیق این مقوله چه می تواند باشد؟

برای تبیین دیپلماسی وحدت قاعدتاً لازم است به تعریف و معنای عام خودِ دیپلماسی اشاره کنیم. تعاریف متعددی از دیپلماسی وجود دارد که به چند مورد آن اشاره می کنیم. بعضی در تعریف دیپلماسی گفته اند: فن اداره و مدیریت سیاست خارجی و تنظیم روابط بین الملل به صورت مسالمت آمیز و از طریق گفت  وگو. برخی دیگر بر این باورند که دیپلماسی هنر و فن حل و فصل اختلافات بین کشورها و مسائل بین المللی از طریق مذاکره است که این هم جزو تعاریف سنتی است. عده ای هم در تعریف دیپلماسی تصریح کرده اند که هنر کارگردانی منافع متضاد در سطح بین المللی است. یعنی آن گونه که شما می توانید امور بین المللی مبتنی بر منافع متضاد و متعارض بین کشورها را مدیریت و منافع خود را تأمین کنید.در تعریف جدید تر، دیپلماسی عبارت است از مدیریت امور متحول جهانی؛ یعنی این که چگونه بتوانیم در روابط بین الملل سیال و متحول روابط خارجی خودمان و امور بین المللی را مدیریت کنیم.یک تعریف دیگر که بحث ما بیشتر بر آن مبنا خواهد بود، این است که دیپلماسی، فن و هنر به کارگیری مسالمت آمیز قدرت برای تأمین منافع ملی و اهداف مطلوب است. نمی توان گفت این تعریف جامع است، ولی به بحث ما نزدیک تر است. در واقع مقصود این است که چگونه می توان در روابط بین الملل از قدرت ملی به صورت مسالمت آمیز استفاده کرد تا منافع ملی و اهداف مطلوب تأمین شود؟

اگر این تعریف را بپذیریم، چگونه می توانیم به تعریف «دیپلماسی وحدت اسلامی» برسیم؟

قبل از هر چیز باید اشاره کنم که من این تعبیر را جایی ندیده ام و این اولین بار است که رهبر معظم انقلاب آن را ارائه داده اند. اگرچه توضیح خواهم داد که دیپلماسی وحدت اسلامی نسبت هایی با انواع دیگر دیپلماسی دارد، ولی جایی ندیده ام که این تعبیر را قبلاً استفاده کرده باشند. در تعریف دیپلماسی وحدت اسلامی باید تصریح کنم که این مفهوم سه جزء دارد: دیپلماسی، وحدت و قدرت و منافع. در دیپلماسی وحدت، منافع و مصالحی فراتر از منافع ملی صرف مطرح است و منافع و مصالح اسلام و جهان اسلام را نیز در بر می گیرد. وحدت اسلامی ناظر به منافع جهان اسلام است و نه یک کشور؛ اگر چه در چهارچوب تأمین مصالح جهان اسلام، منافع ملی کشورهای مسلمان نیز تأمین می شود. نکته  مهم این است که منظور از منافع که در تعریف دیپلماسی نهفته است، منافع و مصالح اسلامی است که متضمن منافع ملی نیز هست. مقصود از قدرت نیز وحدت اسلامی است که به عنوان یکی از مهم ترین مؤلفه های قدرت جهان اسلام ظهور پیدا می کند. بر این اساس، دیپلماسی وحدت را می توان این گونه تعریف کرد: «فن و هنر به کارگیری وحدت اسلامی برای تأمین مصالح اسلام و منافع جهان اسلام و کشورهای اسلامی»، یعنی چگونه وحدت اسلامی را به عنوان عنصر قدرت جهان اسلام و مسلمانان در روابط بین الملل به کار بگیریم تا مصالح اسلامی و جهان اسلام تأمین شود؟

ما در روابط بین الملل شاهد به کارگیری انواع مختلفی از دیپلماسی هستیم. چه شباهت و نسبتی بین دیپلماسی وحدت اسلامی با انواع دیگر دیپلماسی وجود دارد؟

دیپلماسی وحدت از آن نظر که یک نوع دیپلماسی است، با انواع دیپلماسی شباهت هایی دارد. برای نمونه، دیپلماسی وحدت شباهت هایی با دیپلماسی عمومی دارد، ولی این دو یکسان نیستند، زیرا مثلاً دیپلماسی عمومی یک دولت برای تأثیر گذاری بر افکار عمومی کشور و ملت دیگر اعمال می شود. پس دست کم بخشی از آن ماهیت دولتی دارد، چون اعمال کننده  آن دولت است. اما در دیپلماسی وحدت اسلامی عامل و عنصر غیر دولتی غلبه دارد، چون کارگزاران اصلی، غیر دولتی و مخاطبان هم مردم هستند؛ هرچند که دولت ها هم مؤثرند. همچنین دیپلماسی وحدت با دیپلماسی چندجانبه شباهت هایی دارد، چون در دیپلماسی چندجانبه، چند کشور در چهارچوب ائتلاف و اتحاد در جهت منافع جمعی خود با هم همکاری می کنند. در دیپلماسی چندجانبه، کارگزاران همه دولتی هستند، ولی دیپلماسی وحدت اسلامی در چهارچوب مجمع تقریب مذاهب پیگیری می شود که یک بازیگر غیر دولتی است.

دیپلماسی وحدت همچنین نسبتی با قدرت نرم دارد. در واقع دیپلماسی وحدت یکی از عناصر قدرت نرم جهان اسلام است. انسجام و وحدت ملی نیز یکی از عناصر قدرت ملی محسوب می شود. در این جا اما بحث ما فراتر از یک ملت است و جهان اسلام مد نظر است. دیپلماسی وحدت اسلامی یکی از عناصر قدرت نرم جهان اسلام در مقابل سایر بلوک های قدرت در نظام بین الملل محسوب می شود.

این وحدت که در این دیپلماسی به آن اشاره کردید، دقیقاً چه مؤلفه هایی دارد؟

همان طور که می دانیم، وحدت یکی از دغدغه های علمای اسلام اعم از شیعه و سنی در طول تاریخ بوده است. همان قدر که عده ای در پی تفرقه میان فرق اسلامی بوده اند، عده  زیادی هم در پی وحدت فرق اسلامی بوده اند، هرچند باید توجه داشت که عنصر وحدت اسلامی پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران بسیار اهمیت پیدا کرده است. به طوری که حضرت امام (رضوان ا…علیه) و رهبر معظم انقلاب بر وحدت جهان اسلام به عنوان یک راهبرد تأکید و توصیه کرده اند و این امر در انقلاب اسلامی تجلی یافته است. وحدت اسلامی دارای دو دسته از مؤلفه های فراتاریخی و ثابت و نیز مؤلفه ها و متغیرهای تاریخی به مقتضای شرایط مسلمانان و جهان اسلام است.

در شرایط فعلی، علاوه بر عوامل ثابت، باید دید چه عناصر متحول و متغیری موجب وحدت جهان اسلام و مسلمانان شده و می شود؟ در شرایط حاضر، وحدت گفتمانی، عامل وحدت بخش به معنای گفتمان واحد اسلام سیاسی و انقلابی است؛ عاملی که امروزه به صورت وحدت گفتمانی در قالب بیداری اسلامی تجلی پیدا کرده و یک عنصر مهم قدرت جهان اسلام است.

الزامات دیپلماسی وحدت از نظر شما کدامند؟

برای توضیح الزامات دیپلماسی وحدت باید تعریف‌مان از دیپلماسی را یادآوری کنیم. بر اساس تعریفی که ارائه دادیم، دیپلماسی در کانون اطلاعات و ارتباطات قرار دارد و دیپلماسی بدون اطلاعات و ارتباطات معنا نخواهد داشت. یعنی از یک سو لازم است از خودمان و از طرف مقابل و از شرایطی که می خواهیم دیپلماسی را اعمال کنیم، اطلاعات کافی داشته باشیم؛ لذا باید ضمن آگاهی از منافع و مصالح جهان اسلام، از منظور کسانی که با این اهداف مخالفند نیز آگاه باشیم. از سوی دیگر، دیپلماسی مستلزم ارتباط است که در دیپلماسی وحدت به معنای ارتباطات جوامع اسلامی و نخبگان جهان اسلام است.

بر این اساس، اولین الزام آن است که مجمع تقریب و نهادهای مرتبط، باید یک سند راهبردی وحدت جهان اسلام را تدوین و تعریف کنند. این بسیار مهم است. الزام دوم شناسایی عناصر و مؤلفه های متغیر و ثابت وحدت اسلامی در شرایط موجود منطقه و جهان است. الزام سوم اولویت بندی رتبه ای و زمانی این عناصر در شرایط فعلی است؛ این که کدام یک از عناصر در شرایط فعلی اولویت بیشتری دارد، چه به لحاظ مرتبه و مکانت و چه به لحاظ زمانی. این که در کوتاه مدت، میان مدت و بلندمدت چه عناصری را باید در دستور کار قرار دهیم.

اما الزام چهارم، تعریف و تبیین سازوکارها و ابزارهای مقتضی برای تأمین وحدت در شرایط کنونی است. وحدت از طریق ابزارها و سازوکارهای مختلفی قابل تأمین است که در شرایط مختلف ممکن است متفاوت باشد. الزام پنجم، شناخت شرایط منطقه و بین المللی است، چرا که می خواهیم دیپلماسی وحدت را در شرایط منطقه و بین المللی اعمال کنیم و برای همین باید نسبت به آن شناخت داشته باشیم. الزام ششم، برجسته سازی گفتمان وحدت در فضای گفتمانی جهان اسلام از طریق تبیین ماهیت، اهمیت و ضرورت آن است. این برجسته سازی نیز از طریق نخبگان جهان اسلام باید صورت گیرد.هفتمین الزامی که به نظرم بسیار اهمیت دارد، زیرا به واسطه  آن نقش و جایگاه نخبگان جهان اسلام در دیپلماسی وحدت مشخص می شود، آن است که یک «گفت و گوی نخبگانی» در جهان اسلام صورت بگیرد. تحقق الزامات این گفت وگو مستلزم آن است که نخبگان جهان اسلام بنشینند و سند راهبردی وحدت را تدوین و شرایط موجود را تجزیه و تحلیل کنند. از این رو نقش نخبگان حوزوی و دانشگاهی در تدوین و تنفیذ دیپلماسی وحدت، محوری و کانونی است، چون در چهارچوب گفت وگوست که دیپلماسی معنادار می شود. پس اگر یکی از عناصر مهم دیپلماسی را ارتباطات بدانیم، ارتباط بین نخبگان جهان اسلام یکی از مهم ترین الزامات دیپلماسی وحدت است؛ به گونه ای که بدون گفت وگوی نخبگانی در جهان اسلام، وحدت اسلامی ناقص و ابتر خواهد بود.

مهم ترین نکات

در دیپلماسی وحدت اسلامی، کارگزاران اصلی، غیر دولتی و مخاطبان، مردم هستند.

دیپلماسی وحدت یکی از عناصر قدرت نرم جهان اسلام است.

وحدت اسلامی دارای مؤلفه های فراتاریخی و ثابت و نیز مؤلفه و متغیرهای تاریخی به مقتضای شرایط مسلمانان و جهان اسلام است.

بدون گفت و گوی نخبگانی در جهان اسلام، وحدت اسلامی ناقص و ابتر خواهد بود.

نظرات (0)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *