نگاهی به زندگی خصوصی رهبر ملی صنعت نفت ايران؛

در خلوت مصدق

نامه‌هایش طعم تلخ تنهایی و ناامیدی می‌دهد: «از تنهایی رنج می‌کشم، فصل تابستان اغلب در خارج از عمارت بودم و هر کس می‌آمد چند کلمه با او حرف می‌زدم ولی در این فصل زمستان که هوا سرد است، در اتاق می‌مانم و بسیار بد می‌گذرد. کسی را هم نتوانستم پیدا کنم که مورد اعتماد باشد و با او حرف بزنم. از روی حقیقت، دیگر نمی‌خواهم زنده باشم».