پیرمرد آخرین سکانس زندگی سیاسی‌اش را بازی کرد؛

وقتی «مرگ» تاریخ معاصر را ورق می‌زند

ماندگار شد برای همیشه و این پایان برای خیلی از ما، غم داشت، درد داشت… شهریور امسال خاکستری و گرفته شد، وقتی گفتند؛ وقتی شنیدیم ابراهیم یزدی با کوله‌باری از حرف‌های نگفته و تاریخ حبس شده در سینه، با همه تصویرهایی که سیاه و سفید یا رنگی، از او به یادگار داریم، با همه رازهایی که از سرنوشت خیلی‌ها می‌دانست … رفت برای همیشه … نیمه‌های شب. در ازمیر ترکیه…