کد خبر : 84797
تاریخ درج خبر : 1396/02/23
تغییر اندازه نوشته

«روح الله فرزند روح الله»

آیت‌الله قائم‌مقامی: مرحوم نامداری روشنفکر واقعی بود/ بدری: مرحوم نامداری تصمیم گرفته بود تا آخر بجنگد

یک استاد حوزه و دانشگاه گفت: آقای نامداری را می‌توان در دسته رویش‌های بعد از انقلاب و جنگ محسوب کرد. او متولد بعد از انقلاب است ولی آن را به گونه‌ای درک کرده که انقلاب را پیران اصیل انقلاب درک می‌کنند.

به گزارش عطنا به نقل از فارس، مراسم هفتمین روز درگذشت «روح الله نامداری» با عنوان «روح الله فرزند روح الله» پنجشنبه ۲۱ اردیبهشت‌ماه در حسینیه هنر و با حضور شخصیت های فرهنگی و هنری چون آیت الله «سید محمد قائم مقامی» استاد حوزه و دانشگاه، «نادر نورمحمد»، «روح الله رجبی»، «علیرضا نادعلی»، «علی رمضانی»، «محمدتقی کرمی» استاد دانشگاه علامه، «عطا الله بیگدلی»، «مهدی کریمی زارچی» مدیر تامین برنامه شبکه دو سیما و «محمد مهدی الفت پور» نویسنده برگزار شد.

در این مراسم که همراه با ختم قرآن برگزار شد، آیت الله «سید محمد قائم مقامی» استاد حوزه و دانشگاه پیرامون درگذشت «روح الله نامداری» و شخصیت و سبک زندگی او در سخنانی گفت: امشب شب هفتم یک اندیشمند، محقق، نویسنده و هنرمند انقلابی و اسلامی متعهد است که از رویش های مبارک انقلاب اسلامی است.

وی افزود: اگر قرار باشد انسانی در تراز زمانه و عصر ما باشد، انسانی که وضعیت خاص زمان ما را درک کرده باشد و پیام خاص دوران ما را دریافت کرده باشد این چگونه انسانی است و چه ویژگی هایی دارد؟ آیا می توان برای او از واژه روشنفکر استفاده کنیم یا خیر؟

این استاد حوزه و دانشگاه ادامه داد: تعریف روشنفکر از ابتدا اینگونه نبوده که از سر تا پای آن اشکال داشته و غلط باشد زیرا برخی موارد آن درست و برخی دیگر نادرست بوده است. درست بودن برخی موارد آن به برخی از مفاهیمی برمی‌گردد که به لحاظ واژگانی مطرح شده است. همانند این تعریف که روشنفکر را فردی می دانند که دقیقا در متن زمان حرکت می کند و زمان را می شناسد و می فهمد.

انقلاب اسلامی جمیع مفاهیمی که قبل از خود مطرح شد را با مصداق صحیح به جهانیان عرضه کرد

آیت الله قائم مقامی خاطرنشان کرد: روشنفکر فردی است که روح زمانه را درک می کند و انسانی است که ویژگی های مختلفی حقیقت خواه، فضیلت خواه، عدالت طلب و آزادی خواه است؛ در حقیقت مسئله آزادی جهان برای او موضوعیت دارد. چنین فردی اهل تعقل، علم، احساس، هنر، سیاست و حکمت است.

وی اضافه کرد: مشکلی که در اینجا هست از تعابیر نیست بلکه از مصادیق است. به طور مثال مصداق حقیقت، عقلانیت، انسانیت، عدالت و آزادی چیست؟ بر اساس همین تعاریف ما هنوز افرادی را در دنیا داریم که فکر می کنند علامت روشنفکری در نداشتن دین است. در حقیقت در تعریف جدیدی که از روشنفکری شد، روشنفکر به فردی گفته شده که هیچ تعلق دینی ندارد.

این استاد حوزه و دانشگاه یادآور شد: آنها سپس آمدند و تعریف کردند که انسان ها دو دسته هستند، دسته اول فردی که هنوز تعلق دینی دارد و مربوط به زمان قدیم است و دسته دوم فردی که خود را از تعلقات دینی آزاد کرده که او متعلق به دوره جدید است.

آیت الله قائم مقامی متذکر شد: بنابر این تعریف جدید، ما هنوز هم افرادی را داریم زمانی که در عصر ما اتفاق شگفت آوری به عنوان انقلاب اسلامی در ایران رخ می دهد نه تنها به این حقیقت نمی پیوندند بلکه در برابر آن قرار می گیرند. البته این افراد درجات مختلفی دارند و یکسان نیستند. ما در عرصه روشنفکری افرادی را داریم که مستقیم و غیر مستقیم اعتقاد دارند در حال حاضر در جهان نماینده عدل، حقیقت و آزادی کشور آمریکا است.

وی تصریح کرد: امروزه در بین فلاسفه جهان برخی را داریم که علنا اعلام می کنند انسان روشنفکر فقط یک تکلیف دارد و آن حفظ کشور آمریکا است؛ از نگاه آنها آمریکا مظهر آزادی بوده و به همین دلیل هم باید آن را حفظ کرد.

این استاد حوزه و دانشگاه در بخش دیگر سخنان خود گفت: اعتقاد ما این است که انقلاب اسلامی جمیع مفاهیمی که قبل از خود مطرح شد را با مصداق صحیح به جهانیان عرضه کرد؛ در حقیقت این انقلاب نظام واژگانی و مفهومی را زیاد دستکاری نکرد و اصراری نداشته تا نظام واژگانی جدیدی را ابداع کند. بنای انقلاب که عین حقیقت بود و هست یک اسلام عمیق، اساسی و بنیادین در ارائه مفاهیم بود.

انقلاب اسلامی می‌گوید اگر می‌خواهید حقیقت را درک کنید نخست باید دیندار باشید

آیت‌الله قائم مقامی افزود: انقلاب اسلامی این موضوع را بیان کرد که باید انسان به دین خالص برگردد؛ دینی که متن و فهم آن از آسمان باشد. به عبارتی بهتر همانگونه که متن آن از آسمان آمده وقتی قرار است که فهمیده، تفسیر و تبیین شود این جنبه آن هم آسمانی است.

وی ادامه داد: رمز ولایت در آن است که انسان درک می کند بدون دین نمی تواند به حقایق، ارزش ها، فضیلت و دانش دست پیدا کند و در ادامه متوجه می شود این دینداری آن دینداری های سابق و آن دینداری هایی که دنیای غرب در پیشینه خود داشته و بعد هم از آن عبور کرده است نیست زیرا آن نوع از دینداری دوره اش به پایان رسیده است.

این استاد حوزه و دانشگاه خاطرنشان کرد: در انقلاب اسلامی مطرح می شود که اگر می خواهید حقیقت را درک کنید نخست باید دیندار باشید و از آن مهمتر دین تو نمی تواند هر دینی باشد؛ به عبارتی بهتر واقعه ای که در عصر ما اتفاق افتاده مطلق دین نیست و هر دینی هم می خواهد باشد. اینجاست که راه ما از غربی ها جدا می شود زیرا آنها فکر می کنند که چیزی به عنوان مطلق دین وجود دارد که دارای ویژگی هایی است.

آیت الله قائم مقامی اضافه کرد: مفهوم آزادی که در طی چند قرن بر زبان دنیای غرب و غرب زدگان بوده و هست؛ در حقیقت ام الفضائل روشنفکران همین پدیده آزادی بوده به طوری که از زبان فیلسوفی به نام «هگل» می شنوید که در مورد تاریخ می گوید تاریخ بشر کلا بر جریان آزادی در میان بشر است.

وی یادآور شد: او معتقد است این آزادی است که قدم به قدم در صحنه جهان پای می گذارد، ظاهر می شود و فعلیت پیدا می کند؛ منتهی وقتی به لحاظ مصداقی وارد آن می شویم اینگونه برداشت می شود که گویی آمریکا مصداق این آزادی است که در تاریخ بشر اتفاق افتاده است.

این استاد حوزه و دانشگاه متذکر شد: انقلاب اسلامی در ایران در مقطعی وارد می شود که دنیای مدرن کاملا تجربه خود را کرده و هرچه را که داشته فعلیت بخشیده و امروز به بن بست و بحران رسیده و در مقطع دیگری قرار گرفته است که این مقطع با انقلاب اسلامی ایران آغاز می شود.

آیت الله قائم مقامی تصریح کرد: ما اعتقاد و باور داریم که انقلاب اسلامی ایران بی آنکه زمان برای آن مشخص کنیم قطعا و یقینا مقدمه و پیش درآمد یک انقلاب بسیار عظیم جهانی دیگری به سرکردگی حجت ابن الحسن(عج) است.

وی در بخش دیگر سخنان خود گفت: بر این اساس این انتظار می رود افرادی که در حوزه فکری، حقیقت خواهی و آزادی خواهی قرار دارند متوجه این واقعه ای که اتفاق افتاده و این مصداق شوند. انسان نمی تواند وارد حوزه های عقلی، دینی و معرفتی شود مگر اینکه نسبتی با این انقلاب داشته باشد.

مرحوم نامداری روشنفکر واقعی بود

این استاد حوزه و دانشگاه افزود: از زمان پیروزی انقلاب اسلامی تا امروز شاهد این موضوع بودیم که افراد زیادی به این انقلاب پیوستند، افرادی هم ابتدا پیوستند و بعدا گسستند و افرادی را هم مشاهده کردیم که بعده ها پیوستند. ما به این اتفاق ریزش و رویش می گوییم، متاسفانه در این انقلاب ریزش هم داشتیم. ما سردمدارانی از این انقلاب را داشتیم که در تداوم حرکت این انقلاب نتوانستند راه را ادامه بدهند و در درون خود فروریختند.

آیت الله قائم مقامی ادامه داد: کسانی که شیفته وار، مشتاقانه و عاشقانه با انقلاب بودند اما مجددا اعتقاد آنها بر همان مبنای قبل از انقلاب شد و نیز افرادی را داشتیم که رویش پیدا کردند و بعد از انقلاب و جنگ به دنیا آمدند ولی دقیقا درک کرده اند که بعد از انقلاب چه واقعه ای اتفاق افتاده است.

وی خاطرنشان کرد: من تا امروز آقای نامداری را نمی شناختم و در چند روز گذشته با او آشنا شدم و متوجه شدم که چه انسانی هستند؛ آقای نامداری را می توان در دسته این رویش های بعد از انقلاب و جنگ محسوب کرد. او متولد بعد از انقلاب است ولی آن را به گونه ای درک کرده که انقلاب را پیران اصیل انقلاب درک می کند.

این استاد حوزه و دانشگاه اضافه کرد: اگر کسی اندیشمند و روشنفکر واقعی باشد نمی تواند از جذبه فریاد امام و نعره ای که حضرت امام (ره) در عالم زد و جهان را به لرزه درآورد برون آمده باشد؛ بر این اساس مرحوم نامداری هم از این دست افراد بوده و او بسیار متوجه انقلاب بوده است و از ابعاد فکری، فرهنگی مباحث انقلاب را دنبال می کرده و مسائل انقلاب را پی گیری می کرده و تاکید فراوانی به خصوص بر روی حضرت امام (ره) داشته است.

آیت الله قائم مقامی یادآور شد: آن هم نه امامی که با رحلت خود تمام شده باشد زیرا این هم یک دیدگاه بعد از رحلت ایشان در بین برخی انقلابیون است که ایشان را بعد از رحلت تمام شده دانستند. این هم یکی از بدبختی های عصر ما بود زیرا انها نفهمیدند که امام برای یک حقیقت آمده اند و نیامده اند که همه چیز را وابسته به شخص خود کنند.

وی متذکر شد: امام خمینی (ره) فرموده بودند من باشم و یا نباشم این حقیقت ادامه دارد؛ در حقیقت رمز و راز ولایت این است. البته متاسفانه افرادی را داشتیم که از فردای رحلت امام (ره) به سمت این فضا رفتند که یک نوع نوستالژی امام پیدا کردند و ندیدند این مسئله را که امام درحال ادامه پیدا کردن است.

این استاد حوزه و دانشگاه تصریح کرد: آنها این ادامه را متوجه نشدند و به همین دلیل رویکرد آنها درمورد ولی برحق زمان، جانشین شایسته امام که ادامه دهنده راه امام است این بود که نه ایشان رهبر هستند و ما هم احترام می گذاریم ولی دیگر آن ولی نیستند و تمام شده است. این دیدگاه است که می بینیم سر از انواع مفاسد فطری، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی در می آورند.

شناخت دعوای آزادی و اسارت به انتخاب ما کمک می کند

آیت الله قائم مقامی در بخش دیگر سخنان خود گفت: بر این اساس ما امیدواریم که در این انتخابات پیش روی و با بیداری مردم، رای معناداری داده شود و مجددا مردم به راهکارهای انقلابی رای بدهند.

وی افزود: اگر فردی درحال حاضر دعوای آزادی و اسارت را درک کرده باشد باید متوجه شود که کانون آزادی و اسارت کجاست؛ برای یک فرد روشنفکر باید بسیار مهم باشد که بداند چه دعوایی در منطقه و بر روی زمین برقرار است. او باید بداند چگونه جریان تاریک اندیش، طاغوتی، شیطان و تبهکار با درک این معنا که اگر مراکز قدسی جهان اسیر باشد می توانند راه خود را ادامه بدهند.

این استاد حوزه و دانشگاه ادامه داد: بر این اساس در حال حاضر جریان روشنفکری کجاست؟ آن کسی که تلاش کند مکه معظمه که قلب عالم و کعبه منوره قبله است را از وجود آل سعود خبیث که ضد قبله و ضد مسجد الحرام است و یا همچنین قدس شریف را از وجود صهیونیست ها پاک کند زیرا یک یهودی صهیونیست نمی تواند مسجد الاقصی را تولیت کند.

آیت‌الله قائم مقامی خاطرنشان کرد: ادامه انقلاب اسلامی به صراحت بیان می کند افرادی باید این اماکن مذهبی بسیار مهم را تولیت کنند که در حال حاضر متولی اماکن مذهبی در ایران و در کربلا هستند؛ همانگونه که دیدیم چگونه راه کربلا از وجود طاغوتیان آزاد شد و امروز چه نقشی را در جهان اسلام ایفا کرد و انجام داد.

وی اضافه کرد: جلوه آن همین مراسم هایی است که در اربعین های هرسال شاهد هستیم و آن یکی از وقایع بزرگ آخرالزمانی عصر ما است؛ و حالا روشنفکران و آزادی طلبان کجا ایستاده اند؟ من به صراحت به شما بیان می کنم حالتی در جهان وجود دارد که شما بین دو قطب نمی توانید سومی را انتخاب کنید. این وضعیت بخصوص برای اندیشمندان، صاحبان فکر و قلم وجود دارد زیرا این انسان باید وابسته به کعبه، کربلا، قدس و دین حق باشد و یا چه بخواهد و یا نخواهد واسته به رژیم اسرائیل و آمریکا است. در حقیقت در این میان راه سومی وجود ندارد.

این استاد حوزه و دانشگاه یادآور شد: جا دارد اندیشمندان و افرادی که حوزه اندیشه و قلم هستند این واقعه را درست درک کرده باشند؛ بر این اساس درک کردن واقعه این نیست که حالت های نوستالژیک نسبت به وضعیت انقلاب داشته باشیم و خیال کنیم انقلاب تمام شده و از بین رفته است زیرا این موضوع یکی از انحراف های عرصه فکری و فرهنگی ما است.

آه نکشید هزاران برابر اتفاقی که در انقلاب روی داده امروز در حال رخ دادن است

آیت الله قائم مقامی متذکر شد: برخی حزب الهی ها هم هستند که برای انقلاب آه می کشند و متوجه نمی شوند که هزاران برابر اتفاقی که در انقلاب روی داده همچنان و امروز در حال روی دادن است. این موضوع معرفت و عقلانیت می خواهد که با دیدن چند سختی، مشکل و آوار ضد ارزش ها که می بینیم جا نزنیم و خود را نبازیم.

وی تصریح کرد: تعدای از جملات کتب مرحوم نامداری را که مطالعه کردم جمله ای را دیدم از حضرت امام (ره) نقل می کنند که کاملا مشخص است ایشان بر روی آن کار و اندیشه ورزی کرده بودند و آن را مبنای نگاه خود به صحنه اجتماع و کشور قرار داده است.

این استاد حوزه و دانشگاه افزود: حضرت امام خمینی (ره) با صراحت بیان کرده بودند جهان را ظلم و فساد فراگرفته است؛ جهانی که آمریکا، اسرائیل و آل سعود بر آن حاکم باشند ظلم ان حکومت در تمامی نقاط جهان وارد می شود و وارد شده است. امام فرموده اند که جهان سراسر ظلم شده و ما تکلیف داریم تا با این ظلم نبرد کنیم، تکلیف داریم تا عدالت را در جهان حاکم کنیم و می دانیم که نمی توانیم.

آیت الله قائم مقامی افزود: انقلاب اسلامی اتفاقی بود که بعد از رخ دادن آن لحظه ای توقف و عقب گرد نداشته است؛ افراد ممکن است عقب گرد داشته باشند ولی انقلاب لحظه ای توقف و حتی عقب گرد نداشته بلکه لحظه به لحظه به سمت جلو حرکت کرده و در حال مدیریت صحنه جهان امروز است.

وی ادامه داد: امروز کشور روسیه بزرگترین کشور جهان است و برخی ها اعتقاد دارند همان روسیه دوران تزار است و می گویند چرا ما به این کشور نزدیک شده ایم؛ زیرا آنها به آمریکا، انگلیس و اروپا عشق می ورزند. این قبیل افراد نمی فهمند که جهان عوض شده و روسیه نیز تغییر کرده است و امروز روسیه هویت خود را در تشیع پیدا می کند.

این استاد حوزه و دانشگاه خاطرنشان کرد: در گفتگویی که با آقای «الکساندر دوگین» مشاور فرهنگی آقای پوتین داشتیم او علنا و رسما می گفت ما هویت خود را تازه داریم پیدا می کنیم و هویت ما این سوی مرزها است. برخی سیاستمداران ناراضی هستند که ما به روسیه نزدیک شده ایم ولی این روسیه است که به ما نزدیک شده است.

بدری: مرحوم نامداری تصمیم گرفته بود تا آخر بجنگد

در ادامه این مراسم «محمد حسین بدری» نویسنده و فعال فرهنگی و از دوستان مرحوم نامداری در سخنانی، گفت: برخلاف تعریف دوستان فکر می کنم فرد بی ربطی هستم که بخواهم در مورد مرحوم روح الله نامداری سخن بگویم و جز تعدادی تصویر کوچک چیزی از ایشان در ذهن من نیست؛ بر این اساس این مطالب را در ویژه نامه ای که برای ایشان منتشر شده آورده ام.

وی افزود: چند تصویر از او در ذهن خود دارم که نخستین آن مربوط می شود که درخواست او از من به به شهر ایذه بروم و جلسه ای را به بچه های مسجد آنجا داشته باشم. قبلا فکر می کردم ایذه شهری برای تبعید بوده ولی وقتی رفتم آن را شهر کوچکی دیدم که با توجه به محرومیت آن مردمی خون گرم و اقلیمی خوب دارد.

بدری ادامه داد: دو نوبت به شهر ایذه رفتم و در این سفرها متوجه شدم که مرحوم نامداری چقدر فرد موثری در این شهر است و بچه ها نیز خیلی او را دوست دارند؛ او برای این شهر خیلی زحمت کشیده است و خیلی بیش از چیزی که فکر می کنیم دانش و معلومات داشته است.

این فعال فرهنگی خاطرنشان کرد: آنجا بود که فهمیدم او برعکس بیشتر ماها کتاب خواندن را منتی بر گردن فرهنگ و انقلاب نمی داند زیرا می بینیم که برخی از دوستان ما وقتی کتابی در دست می گیرند و آن را می خوانند چندین جا در مورد آن حرف می زنند و می گویند من این کتاب را مطالعه کردم.

وی اضافه کرد: مرحوم نامداری کتاب خواندن را فرصتی برای دانستن و فهمیدن میداند و از این فهمیدن فخری ندارد که بخواهد آن را به مردم و دیگران بفروشد؛ در هر صورت گمان نمی کردم که روز برسد که بنشینیم و درمورد یک فرد قوی و قدرتمند صحبت کنیم و اصلا روزی برسد که او در میان ما نباشد.

بدری یادآور شد: مرحوم نامداری تصمیم گرفته بود تا روزی که زنده است کارهای سختی را انجام بدهد؛ او تصمیم گرفته بود بجنگد و محکم بر سر جای خود بایستد و همانند بیشتر مردم که شبیه مرد هستند و در حال خالی شدن از رفتار مردانه هستند نشده بود.

این نویسنده متذکر شد: آرامشی که او داشت برای ایمان فنی او بود؛ در حقیقت ایمان او بر مبنای سواد و توانایی های روحی وی به دست آمده بود. این میزان از گرایش به امام و انقلاب در او نشان می داد که او متعلق به عصر انقلاب بود.

وی تصریح کرد: مرحوم روح الله نامداری ترجمه جوان دوران امام خمینی (ره) است؛ او نشان داد هرکاری که بخواهیم انجام بدهیم در معرض تهدید روزگار هستیم و او نشان داد که به سرعت درحال دور شدن از آن خطر تبدیل شدن به یک مرد ۴۰ ساله استاندارد است. بر این اساس بسیار دوست داشتم سن ۵۰ سالگی او را هم می دیدم که چگونه در برابر روزگار مقاومت کرده است.

به اشتراک بگذارید
AtnaNews Telegram
اخبار مرتبط

برچسب ها
نظرات کاربران

هیچ نظری وجود ندارد