کد خبر : 79458
تاریخ درج خبر : 1396/01/31
تغییر اندازه نوشته

مقايسه دو سرمشق در خاستگاه‌هاي اخلاقي براي كوشش‌هاي مدني در گفتاري از مقصود فراستخواه

فردگرایانه و دیگردوستانه؛ نگاهی به سنت‌های جوانمردی در ایران

گروه‌های فتوت در دو شکل عارفانه و پهلوانی مشاهده می‌شوند. آیین‌های پهلوانی با آیین مهری، خدای مهر و جست‌وجوی خدای حامی مردم و بینوایان و درماندگان و ستمدیدگان نسبت داشتند. 

به گزارش عطنا، متن ذیل گفتاری از مقصود فراستخواه، جامعه‌شناس و استاد دانشگاه علامه طباطبائی است که در اجتماع حامیان جامعه مدنی ایراد شده بود , متن تنظیم شده این گفتار توسط سخنران در اختیار صفحه «سیاستنامه» روزنامه اعتماد قرار گرفت.

در یادداشت حاضر فرض بر این تعریف از نهادهای مدنی است که در فضای میان دو مکان به وجود می‌آیند و مکان سوم متمایزی را تشکیل می‌دهند. مکان اول، مکان خصوصی و خانواده است. در این مکان افراد درصدد نگهداری شخصی وخانوادگی خود هستند. مکان دوم مکان دولت است.

اما نهادهای مدنی مکان سومی از فعالیت‌های داوطلبانه درون جوش در اجتماع پدید می‌آورند و سفارش اجتماعی خود را از متن جامعه می‌گیرند و البته تمایزهای خاص خود را دارند. یعنی متمایز از سازمان‌های کسب وکار هستند چون هدف اصلی آنها بیشینه کردن سود شخصی نیست. هرچند ممکن است برای انجام فعالیت‌های مدنی به فعالیت‌های اقتصادی نیز به قصد تقویت بنیه مدنی خود بدون اهداف انتفاعی خصوصی دست بزنند.

نهادهای مدنی

نهادهای مدنی جریانی اصلی (مین‌استریمی) را در جامعه تشکیل می‌دهند که با خیلی از جریان‌های دیگر تمایز دارند. مثلا از سازمان‌های دولتی وظیفه‌گرا متمایزند. از احزاب به معنای اخص کلمه متمایزند چون درصدد جایگزینی قدرت نیستند هرچند برحسب ماموریت درونزای اجتماعی، نهادهای مدنی نیز مطالباتی از دولت دارند، نقد و تاثیرگذاری بر دولت و سیاست‌گذاری عمومی وهمکاری‌ها و تعاملاتی با دولت دارند.

همچنین گفتیم که نهادهای مدنی از بنگاه‌های کسب وکار متمایزند و حتی به معنای اخص کلمه، غیر از نهادهای صنفی و حرفه‌ای و مثلا کارگری و سندیکایی هستند هرچند که از حقوق و هویت اصناف و حرفه‌ها دفاع می‌کنند. در اینجا باید از یک تمایز مهم دیگر نهادهای مدنی ذکری بکنیم و آن اینکه نهادهای مدنی «مردم نهاد»‌اند ولی توده‌وار نیستند با وضعیت توده‌وار فرق دارند.

 اینکه مردم گلایه‌های پراکنده‌ای از امور دارند و در میهمانی‌ها و تاکسی و اینجا و آنجا از امور عمومی شکایت می‌کنند یا هنگام دیدن زن کولی و کودکان خیابان از سر عاطفه کمکی به آنها می‌کنند و در زمستان گربه‌ای را به پارکینگ خود می‌آورند و گرم می‌کنند و غذا می‌دهند اینها همه با‌ارزش هستند اما در سطوحی پایین‌تر از نهادهای مدنی هستند.

 تنها با وجود نهادهای مدنی است که این فضیلت‌های مدنی، سازمان اجتماعی درونزا می‌یابند. مهم‌ترین ویژگی نهادهای مدنی، نقش آنها در سازمان‌یابی درونزا و دموکراتیک اجتماعی از متن جامعه است. جامعه مدنی غیر از جامعه توده‌وار است.

اکنون برمی‌گردیم به موضوع بحث حاضر که اخلاق در نهادهای مذهبی است. نخست باید بگویم که نهادها را به تعبیر گورویچ نباید شیء‌وار ببینیم و درآنها ذات‌انگار باشیم. نهادها در واقع حالت ساخت یافته‌ای از شیوه‌های فکر و احساس و اعمال و اخلاقیات ما هستند. مثلا خانواده به همین صورت نهاد می‌شود.

وقتی معانی و هنجارها و اعمال و خلقیاتی در ما مدام تکرار می‌شوند و پایداری پیدا می‌کنند در نتیجه تبلور و تشکل و ساخت اجتماعی می‌یابند و نهاد می‌شوند. پس نهادهای مدنی از روحیات اجتماعی و فضایل مدنی و اخلاقیات مدنی ما نشأت می‌گیرند و ساخت‌مند می‌شوند.

حال به بحث اصلی یعنی اخلاق در نهادهای مدنی بپردازم. به یک جهت دو سرمشق اخلاقی متمایز در خاستنگاه‌ها و پایه‌های اخلاق پویش مدنی به نظرم می‌رسد. سرمشق نخست «فردگرایانه» و سرمشق دوم «دیگر دوستانه» است.

سرمشق فردگرایانه

در سرمشق «فردگرایانه»، اخلاق مدنی ادامه لذت‌ها و خوشی‌های فردی است. افراد در زندگی دنبال لذت‌های شخصی هستند وقتی قدری در این جهت تامین می‌شوند، به کیفیت زندگی، به نیازهای دوستی و اجتماعی احساس نیاز پیدا می‌کنند و شادی‌های توسعه یافته‌ای را دنبال می‌کنند و آن را در کیفیت گذران اوقات فراغت و در مشارکت‌های مدنی و مشغولیت‌های توسعه یافته جست‌وجو می‌کنند.

سرمشق دیگر دوستانه

 اما در سرمشق «دیگر دوستانه»، اخلاق مدنی ادامه خطی لذت‌ها و شادی‌های فردی ما نیست. بلکه به تعبیر لویناس شنیدن صدای دیگری است. خصوصا صدای فراموش‌شدگان اجتماعی و صدای محذوفان عالم. اخلاق مدنی در این سرمشق، اخلاق در غم انسان نشستن است. اخلاق مدنی مبتنی بر غمخواری بشر، حس مسوولیت اجتماعی، فهم در هم تنیدگی سرنوشت مشترک جمعی، عدالتخواهی آن سوی پرده بی‌خبری، از خود‌گذشتگی، کمک به سازمان‌یابی اجتماعی برای مصونیت جامعه، دغدغه رفاه اجتماعی و آسایش خلایق است.

 سرمشق اول مبتنی بر خودشکوفایی نسبتا فارغ‌البال فردی از طریق مشارکت مدنی است اما سرمشق دوم مبتنی بر خودیابی و خودبازآفرینی پرمخاطره در اثنای همدردی با رنج دیدگان است. اولی لذت را استعلا می‌دهد ولی دومی با رنج نیز آشناست. اصولا اخلاق در سرمشق اول به تعبیر اریک‌ فرم بر «انسان برای خویش » تاکید دارد به جای «انسان بر ضد خویش.» اما اخلاق در سرمشق دوم از «انسان برای خویش» هم فراتر می‌رود و «انسان در غم انسان» را می‌خواهد.

 البته منظور من از این دوتایی به معنای آن نیست که سیاه وسفید کنم و خصوصا نمی‌خواهم یکی را نفی و دیگری را اثبات کنم. باید گذاشت هر دو سرمشق، آثار خود را نشان دهند. چون انتخاب هر یک از این دو سرمشق برای کوشش مدنی قدری هم موکول به تفاوت‌های فردی ما است، باید بپذیریم که روحیات متفاوت‌اند، سطوح علایق و توانایی‌ها متفاوت‌اند و اصولا وجود دو سرمشق اخلاقی در کوشش مدنی ریشه در تنوعات کثیر بشری دارد.

از همه مهم‌تر چه‌بسا کسانی ابتدا با سرمشق اول وارد تمرین‌های مدنی بشوند ولی بعد پخته‌تر برسند و در سطح بالاتری از بلوغ انسانی، سرمشق دوم را نیز عمیقا تجربه بکنند. اما باید وزن هرکدام از این دو سرمشقی را که متمایز ساختم به درستی ارزیابی کرد مثلا مزیت سرمشق اول این است که عمومی‌تر است و با توانایی‌های حد متوسط همگان مناسب‌تر می‌نماید.

 اما مزیت سرمشق دوم در کمیابی اوست. ارزش آن به این است که بسیار اندک‌اند آنها که حاضرند برای رفاه و رهایی عموم هزینه بدهند. خصوصا برای جوامعی مثل ایران که همیشه با مخاطرات درگیر بوده است. این نوع از کوشش‌های مدنی ارزش بالاتری دارند.

نخستین غیرت‌های شهری مدنی

مدل نخست اخلاق مدنی و نهادهای مدنی، سرمشق مشارکت است اما دومی، مدل مقاومت است. در ایران همیشه خطر استبداد، خطر هرج ومرج، احتمال خلأ قدرت مشروع، خلأ نظم و امنیت پایدار و مشکل نابرابری است پس برای ایران، نژادی از نهادهای مدنی که اخلاق مدنی مقاومت داشته باشند کبریت احمر و کمیاب است. نهادهایی که حاضر باشند هزینه بپردازند و فداکاری کنند تا ایران بماند و توسعه پیدا بکند.

 برای همین است اگر بخواهیم تبارشناسی هم بکنیم پیشینه ایرانی نهادهای مدنی همان‌طور که محققانی مثل کهن (Cahen,١٩٩١) بحث کرده‌اند به گروه‌های فتوت و جوانمردی و عیاری برمی‌گردد که در آنها نوعی روحیه گذشت وجود داشت و در دوره‌های پرمخاطره‌ای مثل ناامنی، هرج ومرج و در برابر ظلم ظالمان و اجحاف یا بی‌اعتنایی اغنیا گسیل شدند و تشکل یافتند. می‌توان در این زمینه به کارهای سعید نفیسی، محمد جعفر محجوب، زرین کوب، خانلری و مهرداد بهار رجوع کرد. در پایان منابعی را برای مطالعه در این باب می‌آورم.

کهن، گروه‌های فتوت و جوانمردی و عیاران را نخستین غیرت‌های شهری مدنی در تاریخ ایران دانسته است. سعید نفیسی میان آیین فتوت و اتحادیه‌های شهری در تاریخ ایران نسبتی یافته است. نقش عیاران (ایاران/‌ای یاران) سالوکان، اخی‌ها (برادران)، شطاران یا شاطران را در آیین‌های جوانمردی ایرانی می‌بینیم.

 (داستان‌هایی مثل سمک‌عیار و…). گاهی اینها را محزونان نامیده‌اند به سبب غمخواری‌هاشان. برای همین است که آیین‌های فتوت و جوانمردی که فضاها و حوزه‌هایی اجتماعی بودند برای «در غم انسان نشستن»، اصولا جریان متمایزی از آیین‌های جشنی  ایران به شمار می‌آیند. در جشن‌ها نیز مردم اجتماع می‌کردند حتی به همدیگر می‌رسیدند اما رسم فتوت حاوی هزینه‌های بیشتری بود. نمونه آیین‌های اجتماعی در تاریخ ایران از نوع جشنی آن، جشن آبانگان است.

 آب برای ما مهم بود می‌گفتیم آبادی. می‌گفتیم آبرو و در جشن آبانگان نیز مردم در کنار آب‌ها اجتماع همگانی داشتند و گویا این رسم در میان پارسیان هند هنوز هم باقی است. این جشن‌ها به نوعی شکلی از گذران اوقات فراغت مردم بودند. اما رسم جوانمردی حاوی ارزش‌های گرم و پرهزینه انسانی و اجتماعی بود.

انواع گروه‌های فتوت

گروه‌های فتوت در دو شکل عارفانه و پهلوانی مشاهده می‌شوند. آیین‌های پهلوانی با آیین مهری، خدای مهر و جست‌وجوی خدای حامی مردم و بینوایان و درماندگان و ستمدیدگان نسبت داشتند. در گروه‌های فتوت آثاری از حکمت خسروانی می‌بینیم. اما جوانمردی در شکل عارفانه را در فضیل عیاض (قرن دوم)، ابوسعید ابی الخیر (قرن ۴ و۵) خرقانی (اوایل قرن پنجم) می‌بینیم. تصوف جنبشی شهری بود که گاهی پدیده‌های مدنی از خود آشکار ساخته است.

گروه‌های فتوت در خراسان، سیستان و همین‌طور آناتولی و دیگر جاها فعالیت می‌کردند. در میان بافندگان نیشابور، در مرو و دیگر جاها. البته آن تمایزی که در ابتدا میان اصناف و نهادهای مدنی گفتیم در تاریخ ایرانی ما نیز کم وبیش دیده می‌شود مثلا کلوها نهادهای صنفی بودند. ابن بطوطه به اصفهان که‌ می‌رسد می‌گوید در آنجا اهل هر صناعتی، بزرگی برای خود انتخاب می‌کند و او را کلو می‌نامند.

گاهی نیز این کلوها نقش کم و بیش مدنی پیدا می‌کنند در فارس کلوحسین و کلوفخرالدین بود. کلوها نوعی عملکرد مدنی نیز داشتند: هرکه از این هر دو رست، اوست اخی اوست کلو. پس میان هویت‌های صنفی و مدنی ما ارتباط‌هایی وجود داشت. کما‌اینکه فتوت نامه‌ها گاهی صنفی هستند مثل فتوت نامه آهنگران، سقایان، قصابان و چیت‌سازان.

گروه‌های فتوت سوگندنامه‌هایی داشتند. تعهدات مشترکی داشتند مثل «سخا، صفا، وفا» برادرخواندگی و خواهرخواندگی داشتند. همین جا لازم است یاد کنم که هرچند زبان فرهنگ مردسالار بر واژه جوانمردی سایه‌انداز شده است اما زنان هم در این آیین‌ها و جنبش‌ها شرکت داشتند. فاطمه بلخی از فتیان بود؛ او زنی بود که از مردی خواستگاری کرد و همسر احمد خضرویه مشهور (از معاصران بایزید بسطامی در قرن ٢ و ٣) شد.

اخلاقیات فتوت

در گروه‌های فتوت سلسله مراتب‌هایی وجود داشت مثلا اول مهتر بود و سپس نقیب که جانشین مهتر تلقی می‌شد و سپس رفیقان. این گروه‌های فتوت، برای خود اخلاقیاتی داشتند سهروردی ارکان فتوت را به دو سطح تقسیم کرده است رکن ظاهر مثل بند شلوار (سروال/ سراویل) و رکن باطن مثل سخاوت و کرم کردن و عفو و چشم‌پوشی و درگذشتن.

 از مهم‌ترین اخلاقیات در گروه‌های فتوت ارزش‌هایی مثل بخشایش، نوع‌دوستی و یاری درماندگان بود و فضایلی مدنی همچون بخشودن بر دوست و دشمن، برآوردن مراد نامرادان، مدارا با پیران و بخشودن بر جوانان، داد خلق دادن و دستگیری از بینوایان. خرقانی مراد دل گروه‌هایی از جوانمردان در نیمه دوم قرن ۴ و اوایل قرن ۵ بود.

شفیعی کدکنی سخنان او را در کتاب «نوشته بر دریا» آورده است ( این نوع نگاه فرامذهبی به انسان، بسیار مناسب برای حیات مدنی است)؛ شجاعت بخشش جان است و سخاوت بخشش مال؛ عالم برخیزد در کسب زیادت علم، زاهد برخیزد در کسب زیادت زهد، بوالحسن در بند آن بود که سروری به دل برادری رسد (غمگساری)؛ ننگ از مهربانی بر خود، اگر بر خلق مهربان نباشم (انسان دوستی)؛ برکنار دوزخ ایستادن و دست هرکه را خواهند به دوزخ برند، گرفتن و به بهشت بردن؛ دست به کار، ذکر زبان و دل با حق تا خلقان را از کار ما فایده باشد (مشارکت در تولید رفاه اجتماعی)؛ اگر این اندوه که بر دل جوانمردان است بر آسمان نهی به زمین هوز‌اید. (غم‌های متعالی).

اهمیت شفقت بر خلق

به‌طور‌کلی یکی از ارزش‌های جوانمردی در ایران شفقت بر خلق بود که خرقانی نیز بر آن تاکید داشت. دوست داشتن فارغ از عقیده بدون تفاوت قایل شدن در این خصوص میان مومن و کافر. از مکاشفات خرقانی آن طور که عطار در تذکره‌الاولیا می‌آورد این بود که آوازی شنید «هان ابوالحسن خواهی تا آنچه از تو می‌دانم با خلق بگویم تا سنگسارت کنند»، شیخ گفت بارالها خواهی تا آنچه از کرم و رحمت تو می‌دانم با خلق بگویم تا دیگر سجودت نکنند، آواز آمد « نه از تو نه از من.»

 این نوشته در خانقاه او مشهور است: هرکه از در‌آید نانش دهید و از ایمانش نپرسید. آنکه خدای را به جانی ارزد بر خوان بوالحسن به نانی ارزد. تسامح از ارزش‌های مدنی در آیین‌های جوانمردی ایرانی بود چنان‌که بوسعید چون که قرآن خواندی، آیات عذاب بیفکندی، او را گفتند: این چگونه قرآن خواندن است. گفت: ما امت مرحومه‌ایم ما را با آیات عذاب چه‌کار!

فتوت به مثابه سازه‌ای اجتماعی

البته نمی‌توان از جریان فتوت و جوانمردی ذات‌باورانه، توصیفی منسجم و یگانه به دست داد. فتوت سازه‌ای اجتماعی بود که حسب شرایط اجتماعی و سیاسی ساخته می‌شد و بالا پایین می‌شد. درحالت طبیعی با قشرها و گروه‌های متن جامعه پیوند داشت و حامی امنیت و انسان دوستی و انسجام اجتماعی و همبستگی بود.

 اما گاهی به ضد خود تبدیل می‌شد و عملکردهای غارت گونه، راهزنی و شهر آشوبی به بار می‌آورد. ابن‌اثیر نمونه‌های آن را در فتیان بغداد و در طرفداری از امین، خلیفه عباسی ذکر می‌کند. یکی از مهم‌ترین عوامل کژکارکردی‌های گروه‌های فتوت نفوذ حکومت در آنها بود و سبب می‌شد در خدمت سیاست‌ها تابع مقتضیات و قدرت و طبقات بالا قرار بگیرند.

 نمونه‌اش دوره خلیفه الناصرالدین‌الله در قرن ۶ و ٧ هجری بود؛ خلیفه‌ای از سلسله عباسی و بر مذهب شیعه در بغداد که رسما به آیین فتوت گرایید و سراویل پوشید. با غلبه دولت بر فتیان، کارکردهای دولتی در آیین جوانمردی نفوذ می‌یافت، شلوار از ناصر می‌گرفتند، جواز رسمی به میان می‌آمد، جاسوسی برای دولت می‌کردند و سیاسی می‌شدند.

در تاریخ معاصر، نمونه‌ای از فعالیت‌های مدنی مستقل را در انجمن‌های دوره مشروطه می‌بینیم که من قدری درباره آنها در «جامعه‌شناسی شهر در مشروطه» بحث کرده‌ام. ویژگی‌های نهادهای مدنی استقلال از دولت داوطلبانه بودن و سازمان یابی از متن جامعه بود.


برچسب ها نظرات کاربران

هیچ نظری وجود ندارد

    رفتن به نوارابزار