کد خبر : 51768
تاریخ درج خبر : 1395/07/21
تغییر اندازه نوشته

حسین بصیریان جهرمی

دونالد ترامپ و سیاست رسوایی

درنتیجه شواهد تجربی حاکی از آن است که «سیاست های رسوایی» در اشکال مختلف و بسته به کشور و سطح مسئولیت سیاسی افراد بر رفتار رأی‌دهندگان تأثیر می‌گذارد.

به گزارش عطنا به نقل از همشهری آنلاین، حسین بصیریان جهرمی، پژوهشگر و مدرس دانشگاه، یادداشتی درباره اتفاقات اخیر کاندیداتوری دونالد ترامپ، نوشته که متن آن را در زیر می‌خوانید:

انتشار یک فایل ویدئویی قدیمی (۲۰۰۵)، از «دونالد ترامپ» نامزد حزب جمهوری‌خواه در انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده، موجی از انتقادات علیه وی به راه انداخته است.

در این فیلم که روزنامه واشنگتن‌پست منتشر کرده ترامپ با لحنی مفتخرانه از تلاش‌هایش برای برقراری روابط جنسی با زنان سخن گفته و عنوان می‌کند: «وقتی آدم ستاره باشد آنها (زنان) اجازه هر کاری را به او می‌دهند.»

همین روزنامه در امریکا با افشای «رسوایی واترگیت» (۱۹۷۲) آغازگر عصر جدید «روزنامه‌نگاری تحقیقی» بود که پیامدهای مستقیم برای شکل‌گیری اقدام‌های سیاسی و فرایند حکومت‌مداری شد. یکی از تأثیرهای دائمی واترگیت، تصویب «قانون اخلاق‌مداری در حکومت‌داری» (Ethics in Government Act) در سال ۱۹۷۸ بود که در شکل‌گیری حیات سیاسی جدید ازطریق تدوین روش‌هایی برای بررسی اقدام‌های احتمالی غیرقانونی توسط قوه مجریه، نقش داشت.

مانوئل کاستلز (۱۳۹۳) در کتاب قدرت ارتباطات، “سیاست رسوایی” (The Politics of Scandal) را «کشمکش‌هایی بر سرِ قدرت نمادین برشمرده است که در آنها اعتبار و اعتماد به حراج گذاشته می‌شوند» (ص ۴۶۵).

تاریخ استفاده از «سیاست رسوایی» به دوران یانگ‌ژِنگ پسر چهارم امپراتور کانگ‌ژی در چین (۱۷۲۳) و جنگ بر سر تصاحب قدرت پس از مرگ امپراتور می‌رسد. اما سیاست رسوایی در سال ۱۸۴۷ در فرانسه به اوج خود رسید. بخش‌هایی از طبقه‌های متمکّن و ثروتمند جامعه فرانسه با وقوع انقلاب سال ۱۸۳۰ که توسط لویی فیلیپ دِاُرلئان و با هدف استقرار دموکراسی و اصلاحات صورت پذیرفت، ازجانبِ نظام سیاسی اُلیگارشی پادشاهی کنار گذاشته شدند که این خود مقدمه‌ای برای شروع درگیری‌ها بود. یک روزنامه مخالف با نام لپرِسه ، فساد گسترده و حتی اقدام‌های مجرمانه از قبیل «زمین‌خواری»، «ارتکاب قتل»، «رشوه‌خواری» و «فروش القاب در بین نجیب‌زادگان» را گزارش کرد. این افشای مطبوعاتی با هدف تضعیف رقبا در بین خواص، دارای اثر ویژه‌ای ازجمله از اعتبار ساقط کردن کل طبقه اشرافی بود.

بر این اساس، حتی قبل از ظهور جامعه شبکه‌ای، «سیاست رسوایی» ویژگی مهمی در تعیین روابط قدرت و تغییرات نهادی تلقی می شد. درواقع در هرجایی که به تاریخ جوامع در سرتاسر دنیا می‌نگریم، سیاست رسوایی نسبت به هدایت منظم رقابت‌های سیاسی طبق قوانین هر حکومت، شکل غالب‌تر و بنیانی‌تر کوشش‌های سیاسی محسوب می‌شود. با این همه، رواج‌ سیاست رسوایی و اهمیت یافتن آن طی سال‌های اخیر در کشورهایی از قبیل بریتانیا، آلمان، ایتالیا، اسپانیا، آرژانتین، چین، هند ـ به موازات کشورهای متعدد دیگری در سراسر جهان ـ بارها مورد اشاره و تحلیل گسترده قرار گرفته است.

اما، چرا سیاست رسوایی تا این اندازه رایج است؟ خاستگاه آن کجاست؟ آیا درحال‌حاضر از منظر فراوانی و تأثیرهایش بر زندگی سیاسی به‌نسبت گذشته تفاوتی داشته است؟ اگر پاسخ مثبت است، چرا؟

سیاست رسوایی را نباید هم‌تراز با فساد سیاسی در نظر گرفت. فساد سیاسی به‌عنوان دادوستد خدمات نامشروع ازجانبِ سیاستمداران و کارکنان رسمی جهت کسب منافع فردی یا حزبی (یا هردو) تعبیر می‌شود، اما «سیاست رسوایی» شامل سایر امور منتسب به کارهای نادرست از قبیل فعالیت‌های جنسیِ نامشروع می شود که هنجارهای یک جامعه را موردهجمه قرار می‌دهد. در واقع «سیاست رسوایی» در ارتباطات سیاسی به عنوان نوعی ابزار انتخاب جدید، رخ نموده است؛ درنتیجه گینسبرگ و شفتر (۱۹۹۹) که رویکردهای سیاسی در ایالات متحده امریکا را مورد تحلیل قرار می‌دهند، در این رابطه می‌نویسند:

طی سالیان اخیر انتخابات به‌عنوان سازوکاری برای حل تعارض‌ها و شکل‌گیری حکومت‌های گوناگون در ایالات متحده از قطعیت و اهمیت کمتری برخوردار بوده… درعوض سروکله زدن و درگیر شدن در انواع رقابت‌های انتخاباتی و مخالفت ‌ورزیدن با نیروهای سیاسی به‌نوعی جایگزین اتکا به چنین سلاح‌هایی در افشاسازی‌های رسانه‌ای و دادرسی‌های قضایی جهت شکست مخالفان شده است…

امروزه چندین عامل بر رشد و گسترش آسیب‌پذیریِ نظام‌های سیاسی و شکل‌گیری رسوایی تأثیر می‌گذارند؛ برخی از این عوامل با رویکردهای ساختاریِ حاکم بر روابط میان فرایند جهانی‌سازی و حکومتی که حوزه اخلاق در سیاست را تحت‌تأثیر قرار می‌دهد، مرتبط هستند. یکی از مهمترین آنها، تأمین اعتبار غیر‌قانونی احزاب سیاسی و تحصیل مال نامشروع و دریافت خارج از مسیرهای رسمی است.

از آنجا که تمامی احزاب به‌نوعی در این حرکت دخلیل هستند، همگی‌شان از واحدهای اطلاعاتی‌- امنیتی و واسطه‌هایی نظامی بهره می‌جویند که براساس تهدیدها و پادتهدیدها تجارت می‌کنند و دنیای سیاست را با احتمال‌های مبتنی بر تخریب‌های قطعیِ دو طرف دعوا، پیکربندی می‌کنند.

مانوئل کاستلز (۱۳۹۳: ۴۸۰) در زمینه چگونگیِ اثرگذاریِ «سیاست رسوایی» بر رفتار سیاسی معتقد است که «سیاست رسوایی» به‌جای تخریب یک نظام سیاسی، چهره‌های سیاسی و سیاستمداران را تخریب می‌کند. به‌دلیل آنکه سیاستمداران برای خود از طریق ویژگی‌های شخصیتی چون صداقت و امانت بازارگرمی می‌کنند؛ لذا ممکن است هنگامی که رفتاری ناشایست و سرزنش‌آمیز از خود بروز می‌دهند اعتماد رأی‌دهندگان را نسبت به خود ازدست بدهند، اما لزوماً این امر به‌معنای تحت‌الشعاع قرار گرفتن اعتبارشان نزد نظام سیاسی حاکم نیست.

برای مثال، طی دهه ۱۹۹۰ در ایالات متحده باتوجه‌به پیمایش مرکز تحقیقاتی پیو، پس از افت [نسبی] سطح اعتماد سیاسی شهروندان چنین به نظر می‌رسید که رسوایی مربوط به جریان مونیکا لوینسکی تأثیر اندکی بر سطح اعتماد سیاسی شهروندان گذاشته است. در آن زمان «سیاست رسوایی»، که سلاح منتخب ازجانبِ حزب مخالف محسوب می‌شد، بیل و هیلاری کلینتون را در معرض بمباران انواع اتهام‌ها و تحقیرهای جمهوری‌خواهان قرار داد؛ برخی از آنها همراه با عواقب جدی بودند و سایر اتهام‌ها نیز در فرایندهای حقوقی رد شدند. کلینتون نهایتاً در مجلس نمایندگان متهم شد، اما ظاهراً پس از آن در مجلس سنا تبرئه شد؛ موضوعی که می‌توان گفت تا حدّی تحت‌تأثیر تهدیدهای صورت‌گرفته ازجانبِ حامیان رئیس‌جمهوری بود که ادعا می‌کردند در صورت متهم ‌شدن کلینتون، به افشای برخی از رسوایی‌های سناتورها اقدام خواهند کرد.

درنتیجه شواهد تجربی حاکی از آن است که «سیاست های رسوایی» در اشکال مختلف و بسته به کشور و سطح مسئولیت سیاسی افراد بر رفتار رأی‌دهندگان تأثیر می‌گذارد. به تعبیر کاستلز، در ایالات متحده امریکا، که رأی‌دهندگان عمدتا دانش اندکی درمورد نمایندگان و یا رقبایشان دارند، فضای ارتباطات جمعی خودانگیز (mass-self communication) می تواند نقش مهمی در رونق «سیاست رسوایی» و رفتار انتخاباتی مردم ایفا کند.

* دکترای علوم ارتباطات اجتماعی دانشگاه علامه طباطبائی

به اشتراک بگذارید
AtnaNews Telegram
اخبار مرتبط

برچسب ها
نظرات کاربران

هیچ نظری وجود ندارد