کد خبر : 145767
تاریخ درج خبر : 1396/07/29
تغییر اندازه نوشته

فرشاد مومنی در نشست سرمشق:

عدم آگاهی مردم، بزرگ‌ترین مانع توسعه ملی در ایران/ منتقدان خیرخواهان اصلی جامعه

عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبائی با بیان اینکه آموزه بنیادگرایی بازار بر خروج تمرکز دارد، گفت: علم سیاست نیز بر مسئله وفاداری تمرکز دارد یعنی وجه همت اصلی افراد و گروه‌های سیاسی، در فرآیند کسب قدرت، جلب وفاداری در میان بخش‌های وسیع جمعیت است ضمن اینکه نیروهایی که توسعه را در بازار سیاست و اقتصاد ایجاد کردند، نیروهای اهل اعتراض هستند.

به گزارش عطنا، هفته نخست سلسله نشست‌های «سرمشق» با حضور فرشاد مومنی، عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبائی به همت انجمن اسلامی دانشجویان آزاداندیش با محوریت «چالش‌های اقتصاد ایران»، سه‌شنبه ۲۵ مهرماه در دانشکده اقتصاد این دانشگاه برگزار شد.

مومنی به مضمون کتاب «خروج، اعتراض و وفاداری» آلبرت هیرشمن،  اشاره کرد و گفت: مضمون این کتاب علم اقتصاد است و روی مسئله رقابت تاکید‌ می‌کند ضمن اینکه از نظر تحلیل کلاسیک اقتصادی، بازیگرانی که در اقتصاد فعال شدند، روی مدار رقابت قرار گرفته و در بازی رقابتی به ازای هر برنده یک بازنده وجود دارد.

او با بیان اینکه آموزه بنیادگرایی بازار بر خروج تمرکز دارد، گفت: علم سیاست نیز بر مسئله وفاداری تمرکز دارد یعنی وجه همت اصلی افراد و گروه‌های سیاسی، در فرآیند کسب قدرت، جلب وفاداری در میان بخش‌های وسیع جمعیت است ضمن اینکه نیروهایی که توسعه را در بازار سیاست و اقتصاد ایجاد کردند، نیروهای اهل اعتراض هستند.

این استاد اقتصاد با اشاره به اینکه کلمه اعتراض در فارسی بار معنایی ویژه دارد و معادل آن در انگلیسی « voice» است، اظهار کرد: بسیاری این کلمه را حق اعتراض ترجمه می‌کنند در حالی که از نظر مضمونی به معنای وجود کسانی است که از بازی جمعی خارج نمی‌شوند و مطیع محض هم نیستند ضمن اینکه یک برخورد فعال انتقادی در دستورکار قرار داده می‌شود؛ چاپلوس‌ها و رهاکنندگان، خیرخواهان اصلی جامعه نبوده بلکه این نقادان هستند که خیرخواه جامعه هستند.

او ادامه داد: چاپلوس‌ها نه تنها کمک حال اعتبار و حیثیت دولت نبوده بلکه فقط آن‌ها را اغوا می‌کنند و رهاکنندگان نیز کسانی هستند که آموزه نفع شخصی را می‌فهمند، نفع شخصی با یک نقص روش‌شناختی بزرگ که روبه‌رویی با تقدم رتبه‌ای مسائل سطح توسعه به مسائل سطح کلان و همچنین تقدم رتبه‌ای مسائل سطح کلان به سطح خرد است، همراه هستیم در این صورت اگر فساد، جامعه را فراگرفته باشد، چنین فردی نمی‌تواند نفع خود را افزایش دهد.

مومنی تصریح کرد: حداکثرسازی منافع شخصی، نیازمند یک بستر اجتماعی، اقتصادی و سیاسی است آنهایی که از گردانه تلاش جمعی خارج می‌شوند، خدمتی به خود و جامعه نمی‌کنند.

رشد چشم‌گیر مدیون تقسیم‌کار و همکاری است

او همچنین به کتاب «ثروت ملل» آدام اسمیت، اشاره کرد و گفت: این کتاب سرآغاز علم اقتصاد مدرن است و درباره همکاری بیشتر از رقابت صحبت کرده ضمن اینکه به فناوری اشاره‌ای نشده اما تقسیم کار گوهری به خوبی آمده است؛ کشورهایی که توانستند کارنامه‌ فوق‌العاده‌ای ارائه دهند، کشورهایی بودند که به بلوغ فکری فهم مزایای تقسیم کار رسیدند.

مومنی ادامه داد: اسمیت در یک مثال عددی، دو کارخانه را کنار یکدیگر قرار می‌دهد و می‌گوید در کارخانه اول که در آن همکاری وجود ندارد هر فرد از ابتدا تا انتهای کار، سنجاق را خودش انجام می‌دهد و تولید سرانه آن، روزی بیست سنجاق است، اما در کارخانه‌ دوم که تقسیم‌کار و همکاری وجود دارد، تولید به چند مرحله تقسیم شده و به وضوح رشد چشم‌گیر‌تری دارند.

او خاطر‌نشان کرد: ده یا دوازده سال است که در ایران، رشد اقتصادی علاوه بر مفهوم اقتصادی، مفهوم اجتماعی و سیاسی نیز پیدا کرده است، بنابراین طی سال‌های اخیر دیده شده است که دولت‌ها این آما‌رها را شکنجه می‌دهند تا به این نتیجه ختم شود که رشدشان مثبت است.

این استاد دانشگاه با اشاره به آمار نادرست دولت‌ها افزود: این آمار هیچ تغییری را در سطح زندگی عامه مردم نشان نمی‌دهد و همچنین از نظر منتقدان، زمانی یک ساخت توسعه‌نیافته رشد و بهبود پیدا می‌کند که حداقلی از کیفیت را داشته باشد.

او با بیان اینکه رمز موفقیت کشوری که چند صد سال، سطح یک دنیا بوده، تقسیم‌کار و همکاری است، اظهار کرد: در این چارچوب، بازی جمعی و تقسیم‌کار، نافی رقابت نیست اما کسانی که همکاری و تقسیم‌کار را یاد گرفته باشند، می‌توانند رقابت کنند.

مومنی با اشاره به اینکه شاید بزرگ‌ترین مانع توسعه ملی در ایران، عدم آگاهی مردم از همکاری کردن و مقابله حکومت‌ها با این برنامه‌ها بوده، گفت: اقتصاد سیاسی ایران در دوره‌های طولانی، اقتصاد سیاسی قبیله‌ای بوده است و قبیله‌ها با افزایش تعدادشان، تحریک به در دست گرفتن کل قدرت می‌شدند، بنابراین از آنجایی که به قدرت رسیدن آن‌ها با زور بوده و در چارچوب بازی جمعی و دموکراتیک نبود، به محض به قدرت رسیدن، شروع به متلاشی کردن تشکل‌ها می‌کردند.

او تصریح کرد: در حال حاضر گروه‌های قبیله‌ای برای جلوگیری از ایجاد تشکل‌هایی مانند خود، جمعیت‌های مناطق شمالی، جنوبی و … در نقاط دوردست ایران را زیر ذره‌بین قرار داده‌اند.

عضو هیئت علمی دانشگاه علامه مومنی به خواندن آثار «گالبرایت» تاکید و اظهار کرد: گالبرایت در نظریه «قدرت همسنگ» ایده‌هایی مطرح می‌کند تا نشان دهد که در شرایط ضعف حکومت مرکزی، پخش کردن قبیله‌های قدرتمند باعث ایجاد قدرت می‌شود.

او بیان کرد: دوران ما به عنوان دوران دانایی، شناخته شده و انقلاب دانایی منجر به انقلاب بهره‌وری که بیشترین نیاز را به همکاری دارد، می‌شود ضمن اینکه اعتماد، هنجارها و شبکه روابط، شکل‌دهنده‌ اصلی سرمایه اجتماعی هستند.

او ادامه داد: دانایی با مشخص شدن امنیت که حقوق مالکیت پیچیده‌ای دارد، می‌تواند وارد تابع تولید شود که در در علم اقتصاد به این پارادوکس «کلت ارو» می‌گویند، به معنای دانایی نهاده‌ای که قبل از عرضه نمی‌توان بر روی آن قیمت گذاشت و بعد از عرضه، کسی انگیزه پرداخت را ندارد.

مومنی با بیان اینکه ما به همکاری و تلاش دست جمعی نیاز داریم، عنوان کرد: در سی سال گذشته، بیش از پنجاه درصد کسانی که جایزه نوبل اقتصاد را گرفتند، درتلاش هستند که مسئله امنیت حقوق مالکیت دانایی را بفهمند؛ زمین‌خواری بحران حاد جامعه است و بعضی‌ها سرقت فکری را هنر و زرنگی می‌دانند در حالی که این نشان‌دهنده این است که ما باید فرهنگی عمل کرده و مسئولانه با سرنوشت فردی و جمعی خود روبه‌رو شویم.

او در ادامه نشست، به سوال «چگونه باید به عنوان تشکل دانشجویی مدنیت را در دانشگاه به وجود آوریم تا به جامعه آرمانی برسیم و مدنیت از درون جامعه به بالا حرکت کند؟» پاسخ داد و گفت: ارزشمند‌ترین دوستی‌ها، در دوره دانشگاه به ویژه در دوره لیسانس اتفاق می‌افتد و باید از طریق کار سازمان‌یافته تشکل‌ها به هویت جمعی برسیم ضمن اینکه ما باید فرهنگ مسلط ایرانیان «دلا خو کن به تنهایی، که از تنها بلا خیزد» را تغییر دهیم.

ضرورت وجود دو نهاد «دولت» و «بازار» برای توسعه اقتصادی

مومنی افزود: طبق آخرین داده‌های آماری در ایران، بیش از نود درصد کل بنگاه‌های اقتصادی در ایران، بنگاه‌ها یک نفره است بنابراین در این بنگاه‌ها تقسیم‌کار و تخصصی شدن امور و صرفه مقیاس به وجود نیامده و در نهایت به توسعه دست نمی‌یابند ضمن اینکه در دانش و توسعه دو نهاد «دولت» و «بازار» وجود دارد که هر دو برای توسعه اقتصادی، ضروری و حیاتی است و هیچکدام قابل حذف نیست.

او همچنین در پاسخ به سوال «آیا می‌توان شرایطی را در نظر گرفت که از قابلیت‌های مثبت دولت و بازار حداکثر بهره‌مندی را برد اما موارد درماندگی آن‌ها را به حداقل رساند؟»، اظهار کرد: در سطح نظری با وجود یک جامعه مدنی قدرتمند که دارای پیوند‌های ارگانیک است، چنین کاری ممکن است باشد.

او ادامه داد: بهترین زمان و مکان برای تمرین در همین دانشکده است و نباید این فرصت را از دست دهیم و به جای توجه بیش از حد به سیاست، باید صلاحیت‌های علمی را افزایش دهیم.

این استاد دانشگاه با اشاره به اینکه سیستم آخوند‌ها یک سیستم سنتی و خود و امثال خود، یک سیستم مدرن هستند، خاطرنشان کرد: سیستم سنتی به علت وجود مسئله‌ مباحثه در سیستم آموزشی حوزه، کارآمدتر است.

در پایان نشست، گفت‌و‌شنودی بین دانشجویان و دکتر مومنی صورت گرفت که یکی از دانشجویان با اشاره به اینکه عمده مشکلات بنگاه‌ها در رابطه با جهان خارج از کشور است، گفت: اگر اقتصاد را در قالب «اتوپیا» بررسی کنیم، به عنوان آرمان‌شهر با محدودیت‌هایی روبه‌رو می‌شویم مثلاٌ احتیاج به سرمایه‌گذاری داریم وبهتر است به فکر راه‌حلی باشیم.

در ادامه دانشجویی دیگر نظرات خود را اینگونه ارائه داد: با وجود ساختار درست نظام برنامه‌ریزی، دلیل این ناهماهنگی‌ها به مسئولین برمی‌گردد و مسئله این است که چگونه می‌توان فرهنگ همکاری را در بین مسئولین ایجاد کرد.

همچنین یک دانشجوی دیگر به این مسئله اشاره کرد که دولت حکومت نیست و خواستار این شد که عیب‌هایش مطرح شود.

در پایان این گفت‌و‌شنود، مومنی، اظهار کرد: ما یک « government» و یک « state» که به معنای دولت هستند، داریم و در حال حاضر در محاوره‌های عمومی منظورمان قوه مجریه است، اما با درک حکومتی به این نتیجه می‌رسیم که قدرت توضیح‌دهندگی قوه قضاییه و مقننه درباره اینکه چرا کار ایران جلو نمی‌رود بیشتر از قوه مجریه است.

این استاد دانشگاه با بیان اینکه کارنامه دهه‌ اول انقلاب به‌ خاطر عدم تداوم کافی نیست، ادامه داد: «تنگنایی که قادر به استمرار کارنامه‌های قابل دفاع نیست به ذخیره‌سازی دانش ضمنی باز می‌گردد و اگر ما همکاری کردن را در حیطه آموزش تجربه کنیم به ذخیره دانش علمی و ظرفیت‌های سازمانی خود کمک می‌‌کنیم» سخنی است که از سوی متفکران برجسته اقتصاد به ویژه توسعه‌گرها گفته می‌شود.

او در پایان گفت: باید در دوره دکتری یک گرایش اقتصاد رفتاری و نهادی و سازمان‌دهی صنعتی اضافه شود ضمن اینکه حضور دانشجو باید از سطح مرده‌باد و زنده‌باد بالاتر رفته و  به کار جمعی و تخصصی‌شدن امور و ایجاد دانایی بینجامد.

تصاویر بیشتر: اینجا

به اشتراک بگذارید
AtnaNews Telegram
اخبار مرتبط

برچسب ها
نظرات کاربران

هیچ نظری وجود ندارد