کد خبر : 142547
تاریخ درج خبر : 1396/07/12
تغییر اندازه نوشته

«مام جلال»، مردی كه شامل عفو صدام نشد؛

رئیس‌جمهوری که دوست داشت روزنامه‌نگار باشد

جلال طالبانی که شخصیتی کاریزماتیک در میان کردهای عراق و تقریبا تمامی کردها محسوب می‌شود، بیشتر عمر خود را به عنوان پیشمرگ در مبارزه با رژیم بعث عراق گذرانده و رهبری جنبش‌های مسلحانه مختلفی را علیه حکومت صدام بر عهده داشت.

به گزارش عطنا به نقل از اعتماد، جلال حسام‌الدین نور‌الله نوری‌طالبانی، نخستین رییس‌جمهور غیر عرب عراق و هفتمین رییس‌جمهور تاریخ این کشور در ٨۴ سالگی درگذشت. مام جلال نخستین رییس‌جمهور کُرد عراقی بود، سیاستمداری کهنه‌کار و زیرک که بسیاری او را حلقه وصل جریان‌های متخاصم عراقی می‌دانستند. مام جلال (عمو جلال) که گفته می‌شود ریشه‌ای ایرانی داشته در روستای کلکان در دامنه کوه کوسرت در استان سلیمانیه عراق به دنیا آمد.

او کار حزبی را خیلی سریع شروع کرد وقتی فقط ١۴ سال داشت به عضویت حزب دموکرات کردستان به ریاست ملا مصطفی بارزانی در آمد. مسیر سیاسی جلال طالبانی که یکی از اعضای موسس اتحادیه دانشجویی در حزب دموکرات کردستان بود در دهه پنجاه میلادی شروع شد. او در سال ١٩۵٣ در دانشگاه حقوق خوانده بود و بعد از چهار سال از بیم اینکه به دلیل فعالیت‌های سیاسی‌اش بازداشت شود، تحصیلات خود را رها کرد و در سال ١٩۶١ در حرکتی که از سوی کُردهای عراقی علیه عبدالکریم قاسم، رییس‌جمهور وقت عراق با عنوان انقلاب سپتامبر (ایلول)، شکل گرفته بود فعالیت کرد.

او بعد از کودتای حزب بعث علیه عبدالکریم قاسم و به قدرت رسیدن عبدالسلام عارف ریاست هیات مذاکره‌کننده کُردها با دولت عبدالسلام عارف را در سال ١٩۶٣ برعهده داشت. سرانجام نقش او در حزب دموکراتیک کردستان در سال ١٩٧۵ و بعد از سقوط حرکت کُردی که به ریاست مصطفی بارزانی شکل گرفته بود به پایان رسید و خود یکی از موسسان اولیه حزب اتحادیه میهنی کردستان شد. حزبی با گرایش‌های چپ که در دهه هشتاد میلادی با فشارهای متعددی از سوی صدام حسین مواجه شد. بعد از اینکه در سال ١٩٨٨ در قالب نسل‌کشی انفال، صدام حسین علیه کُردهای عراقی از سلاح شیمیایی استفاده کرد جلال طالبانی که حالا به یکی از رهبران مهم تحرکات مسلحانه کُردها تبدیل شده بود به ایران پناه آورده بود.

دومین دوره مهم زندگی سیاسی او بعد از جنگ دوم خلیج‌فارس شکل گرفت. طالبانی در سال ١٩٩١ به بغداد بازگشت و این دوره شاهد نزدیکی بی‌سابقه‌ای میان حزب دموکراتیک کردستان به ریاست مسعود بارزانی و جلال طالبانی در اتحادیه میهنی کردستان بود اما کمی بعد از آن توافق دو حزب با اختلال همراه شد و در نهایت در سال ١٩٩۴ به مقابله نظامی میان دو گروه تبدیل شد.

بعد از حمله امریکا به عراق در سال ٢٠٠٣ و تشکیل جمعیت میهنی موقت، جلال طالبانی در سال ٢٠٠۵ به ریاست دولت دوره انتقالی انتخاب شد و در آوریل سال ٢٠٠۶ طالبانی به عنوان نخستین رییس‌جمهور کُرد عراق انتخاب شد و این مساله سرآغاز همکاری او با دولت مرکزی بغداد و دور شدن از ائتلاف با بارزانی بود. او در سال ٢٠١٠ نیز برای یک دوره دیگر به‌عنوان رییس‌جمهور عراق انتخاب شد. او که پیش‌تر و در سال ٢٠٠٧ و ٢٠٠٨ دچار مشکلات جسمی شده و تحت دو عمل جراحی قلب قرار گرفته بود، در نهایت در سال ٢٠١٢ سکته مغزی کرد و برای درمان راهی آلمان شد. در سال ٢٠١۴ به عراق بازگشت و ریاست‌جمهوری عراق بعد از او به فواد معصوم رسید.

«ماجرای شهروند درجه دو بودن کُردها تمام شد؛ در دموکراسی عراقی من مثل هر شهروند دیگری هستم و حق دارم که هر جایگاه سیاسی داشته باشم، حتی ریاست‌جمهوری». این جمله‌ای بود که جلال طالبانی در پاسخ به سوالی از او در خصوص احتمال انتخابش به عنوان رییس‌جمهور عراق بعد از سقوط صدام داده بود. هفتمین رییس‌جمهور عراق یکی از نخستین‌ها را در تاریخ سیاسی معاصر عراق رقم زده بود. مام جلال یکی از اصلی‌ترین بازیگران سیاسی ٣٠ سال گذشته عراق بود، تاریخ فعالیت و زندگی سیاسی او مانند تاریخ سیاسی عراق هزاران راه و شاخه دارد، اگر اختلاف‌ نظرهای متعددی در خصوص او وجود داشته باشد، یک اتفاق نظر بی‌شک در توصیف مام جلال وجود دارد؛ او تنها رهبر سیاسی کُردی بود که به همان اندازه که کُرد بود عراقی هم بود.

او به حکومتی، لیبرال، سکولار و فدرال در عراق معتقد بود و به کشورهای مجاور عراق هم اطمینان خاطر داده بود که حکومت فدرال کُردهای عراق قرار نیست به دولت‌های مجاور عراق کشانده شود. جلال طالبانی مردی که وقتی صدام فرمان عفوی عمومی برای کُردها صادر کرده بود او را شخصا از این فرمان استثنا کرده بود در گفت‌وگویی قدیمی با روزنامه الشرق‌الاوسط و در پاسخ به این سوال که وقتی برای مذاکره درباره وضعیت کُردها روبه روی صدام حسین نشسته بود آیا به این فکر کرده بود که روزی رییس‌جمهور عراق خواهد شد گفته بود:

در برنامه‌ای که برای زندگی‌ام داشتم هرگز ریاست‌جمهوری عراق را در سر نمی‌پروراندم، ابتدا دوست داشتم استاد دانشگاه شوم اما وقتی وارد کار سیاسی شدم آرمان من ایجاد حکومتی برپایه دموکراسی بود، می‌خواستم روزنامه داشته باشم، مثل زمانی که در سال‌های ١٩۵٩ و ١٩۶٠ در بغداد روزنامه کُرد‌زبان «کردستان» را داشتم، علاوه بر آن در روزنامه خابات هم کار می‌کردم… من از سال ١٩۵٩ عضو کانون روزنامه‌نگاران عراقی بودم. مام‌جلال گفته بود:

نهایت تصوری که درمورد آینده سیاسی خودم داشتم این بود که یک نماینده پارلمان باشم، فکر می‌کردم اگر عراق به دموکراسی برسد می‌تواند یک رییس‌جمهور کُرد داشته باشد اما هرگز فکر نمی‌کردم آن رییس‌جمهور جلال طالبانی باشد. معد فیاض خبرنگاری که با جلال طالبانی در سال ٢٠٠٩ گفت‌وگوی مفصلی داشته و چندماه با او معاشرت کرده بود می‌گوید نمی‌توان تاریخ مردی مانند مام جلال را که زندگی سیاسی او از نوجوانی‌اش آغاز شده در چند سطر خلاصه کرد. زندگی سیاسی او سرشار از فراز و نشیب‌های زیادی بود و اگر تحولات زندگی او را بخواهیم کنار هم بگذاریم شاید از عمر سیاسی مام جلال هم فراتر برود.

مرگ بی‌موقع

همچنین به گزارش عطنا به نقل از همدلی، گویا قرار نیست سرعت وقایع در اقلیم کردستان آرام گیرد. هنوز گردوخاک برآمده از همه‌پرسی در آن دیار بر زمین ننشسته که توفانی دیگر از راه می‌رسد. جلال طالبانی درگذشت. مرگ طالبانی صرفاً خروج یک چهره سیاسی از عرصه منازعات در اقلیم کردستان عراق نیست. رهبر حزب اتحادیه میهنی کردستان نماد بارز یک جریان و خوانشی سیاسی در کردستان بود.

طالبانی که در میان کردها به «مام جلال» (عمو جلال) معروف بود، در فاصله سال‌های ۲۰۰۵ تا ۲۰۱۴ میلادی رئیس جمهور عراق بوده و نقش برجسته‌ای در عراق پس از صدام از خود برجای گذاشته است. طالبانی در کتاب خاطرات خود به شکلی شفاف، رویکردش نسبت به عراق پس از صدام را نشان می‌دهد. وی گفته است:«… من حتی در گذشته نیز معتقد به داشتن حکومتی مستقل نبودم، بلکه برای عراقی آزاد، دموکراتیک، مترقی و با سیستمی خودمختار یا اتحادی فدرال که در آن زندگی کنیم تلاش می‌کردم؛ از ابتدای تاسیس اتحادیه میهنی کردستان نیز این خواست ما بود».  از همین جمله، می‌توان به شکاف عظیم میان وی و مسعود بارزانی پی‌برد.

در این شرایط بدون شک مرگ وی تاثیر بسزایی بر روند تحولات اقلیم کردستان و کشور عراق خواهد داشت. رقابت میان طالبانی و بارزانی به امروز محدود نیست. سال ۱۹۹۲، در کردستان عراق انتخابات محلی برگزار شد و از آنجایی که هیچ‌کدام از دو حزب اتحاد میهنی و دموکرات (حزب متبوع مسعود بارزانی) اکثریت آرا را کسب نکردند، مقرر شد که کردستان عراق به دو بخش تقسیم شود. اما اختلافات این دو شدیدتر از آن چیزی بود که تصور می‌شد. به‌دنبال این اختلاف‌ها این دو حزب در سال ۱۹۹۴ وارد جنگی تمام‌عیار شدند که تنها با میانجی‌گری قدرت‌های بین‌المللی در سال ۱۹۹۸ توانستند به توافق دست یابند.

با چنین سابقه تاریخی بعید نیست که طرفداران طالبانی به سیاست‌های مسعود بارزانی با سوءظن بنگرند. موضع‌گیری اخیر «هیرو ابراهیم احمد»، همسر جلال طالبانی، درخصوص زمان برگزاری همه‌پرسی در اقلیم و برپایی شورای استقلال از سوی مسعود بارزانی به‌خوبی شاهد این مدعا است. با این اوصاف باید گفت که مرگ طالبانی در این بازه زمانی، آینده کردستان را بیش از پیش با ابهام مواجه کرده است. ازیک‌سو شاید این اتفاق بارزانی را به اهدافش نزدیک‌تر کرده باشد اما از سوی دیگر فقدان سیاست‌مداری کهنه‌کار با پایگاه اجتماعی قابل تامل که در این شرایط می‌توانست نقش موثری بر حفظ آرامش و هدایت کشتی توفان‌زده سیاست در اقلیم کردستان عراق داشته باشد، ضایعه جبران‌ناپذیری خواهد بود.

به اشتراک بگذارید
AtnaNews Telegram
اخبار مرتبط

برچسب ها
نظرات کاربران

هیچ نظری وجود ندارد