کد خبر : 141257
تاریخ درج خبر : 1396/07/03
تغییر اندازه نوشته

محمدامین قانعی‌راد:

دنبال مقصر مجازی نباشیم

استادجامعه‌شناسی دانشگاه تهران: اکثر کسانی که در فضای مجازی فعالیت دارند در این چهار گروه هستند. آنچه در خصوص خشونت از جمله همین «قتل‌های فجیع» باید گفت این است که از قضا اینها ریشه در فضای واقعی دارند. اینها از فضای زندگی واقعی که ما داریم ایجاد می‌شوند و واقعی‌ترین پدیده‌ها هستند. اگر شما مطالعه‌ای هم بکنید که چه کسانی دست به قتل زده‌اند می‌بینید که هیچ‌وقت کاربران جدی فضای مجازی نبوده‌اند و بیشتر درگیر زندگی روزمره خود بوده‌اند و یک‌سری محدودیت‌ها، ناآگاهی‌ها، کینه‌جویی‌هایی که ریشه در زندگی واقعی دارند، بوده است.

به گزارش عطنا، دکتر محمدامین قانعی‌راد، عضو هیئت علمی دانشگاه تهران در یادداشتی در روزنامه اعتماد نوشت:

«با کمال تاسف قتل‌های فجیع در سال ٩۶ از سال ٩۵ و همچنین آزار در برخی خانواده‌ها بیشتر شد؛ نمی‌گویم همه به دلیل اثر فضای مجازی است اما با توجه به کار کارشناسی صورت گرفته، یکی از آثار سوء فضای مجازی این جنایت‌هایی است که رخ می‌دهد.» در هفته‌ای که گذشت، سخنگوی قوه قضاییه دلیل بخشی از قتل‌های فجیع سال جاری را به فضای مجازی نسبت داد. اینجا این مطلب را می‌توان از چند جهت نقد کرد.

نخستین نکته این است که فضای مجازی اولا کاربرانش عمدتا طبقات متوسط شهری به بالا هستند و دوم اینکه انگیزه فعالان مجازی چند مورد است: عرصه دانش یعنی کسانی که به دنبال به دست آوردن منابع علمی و افزایش دانش هستند، گسترش ارتباطات و گفت‌وگوی مجازی، سبک زندگی یعنی کسانی که به دلایل مصرفی به دنبال جست‌وجوی کالا هستند یا یافتن سبک‌های زندگی جدید و و متفاوت به عنوان یک جوان، یک بخش دیگر هم خود درمان‌گری است، یعنی کسانی که از خشونت‌های فضای واقعی فرار و آن را متوجه فضای مجازی می‌کنند و آنجا خود را تسکین می‌دهند یا حس اعمال خشونت‌شان را با مجازی شدن خشونت ارضا می‌کنند.

اگر این انگیزه‌ها را ببینیم متوجه می‌شویم که اکثر کسانی که در فضای مجازی فعالیت دارند در این چهار گروه هستند. آنچه در خصوص خشونت از جمله همین «قتل‌های فجیع» باید گفت این است که از قضا اینها ریشه در فضای واقعی دارند. اینها از فضای زندگی واقعی که ما داریم ایجاد می‌شوند و واقعی‌ترین پدیده‌ها هستند. اگر شما مطالعه‌ای هم بکنید که چه کسانی دست به قتل زده‌اند می‌بینید که هیچ‌وقت کاربران جدی فضای مجازی نبوده‌اند و بیشتر درگیر زندگی روزمره خود بوده‌اند و یک‌سری محدودیت‌ها، ناآگاهی‌ها، کینه‌جویی‌هایی که ریشه در زندگی واقعی دارند، بوده است .

اما عمدتا تحلیلی که از سوی برخی مسوولان می‌شود به یک نحوی بیان می‌شود که با توسعه فضای مجازی مقابله شود. انداختن تقصیر به گردن تکنولوژی‌های ارتباطات و اطلاعات به ظاهر راه‌حلی است برای گسترش امکانات ارتباطی شهروندان. این مثل این است که تصادفات جاده‌ای را به حضور ماشین ربط دهیم، تازه تصادف ربط وثیق با ماشین دارد اما در مورد قتل و فضای مجازی این ارتباط هم وجود ندارد.

دنبال مقصر مجازی نباشیم

با این همه در تصادف مقصر را خود اتومبیل نمی‌دانیم. می‌گوییم فرهنگ مشکل دارد، فرهنگ مشکل دارد و استانداردهای ساخت اتومبیل و حتی برخی نهادهای مسوول. اگر ماشین را باعث تصادف بدانیم نمی‌توانیم قضیه را حل کنیم چون نمی‌شود آن را حذف کرد. فضای مجازی به فرض اینکه مقصر هم باشد مگر می‌توانیم کنارش بگذاریم؟ چنین تحلیلی به تعبیری این است که با یک تیر چند نشان بزنیم؛ اول از نهادهای ذی‌ربط رفع مسوولیت کنیم، از شناختن علل واقعی قضیه شانه خالی کنیم و آخر اینکه با رقیب تسویه حساب کنیم یعنی با حامیان فضای مجازی. اینها در کنار عدم ارایه یک راه‌حل درست برای مساله هیچ کمکی نمی‌کند. همین تبیین ارایه شده توسط آقای اژه‌ای را نه می‌شود به لحاظ علمی اثبات کرد و نه اینکه راهبردی را برای بهبود اوضاع از آن استخراج کرد. آیا ایشان به ما می‌گوید چه کنیم که چنین قتل‌هایی رخ ندهند؟

در عوض اگر با نگاه متفاوتی به قضیه بنگریم شاید بشود گفت اصولا کشتن دیگری یک شیوه انتقام‌جویی است و گاهی در شرایطی رخ می‌دهد که افراد در ناامیدی از روندهای  رسیدگی به مشکلات خود دست به تسویه‌حساب شخصی می‌زنند. مواردی داریم که افراد نسبت به دیگری یک دعوای حقوقی دارند و حس می‌کنند حقوق‌شان پایمال شده و در عین حال نمی‌توانند منتظر رفع ۱۵ میلیون پرونده قضایی شوند که روند آنها به کندی طی می‌شود. در چنین شرایطی تسویه‌حساب‌های شخصی مطرح می‌شود. پدیده‌های دیگری مانند مهاجرت‌های گسترده و رشد مناطق حاشیه کلانشهرها که معمولا دستخوش فقر و مشکلات اقتصادی هستند هم در این بالا رفتن جنایت موثر است، بالا رفتن میزان خشونت‌های شهری که نشان از فرسودگی جامعه دارد و حتی عدم تلطیف فضای سیاسی و تداوم غیرمنطقی دعواها گاهی شهروندان را تحت تاثیر خود قرار می‌دهند.

یک عامل مهم دیگر هم رسانه است، اگر از آن سو قوه قضاییه رسانه‌های مجازی را مقصر قلمداد کرده، از این سو هم باید گفت که رسانه‌های ملی هم تقصیر دارند. رسانه‌های ملی به خصوص رادیو و تلویزیون در جذب مخاطب ناکام هستند، نمی‌توانند شهروندان را به گفت‌وگو تشویق کنند. خود برنامه‌های این رسانه به خشونت آمیخته است و رویه‌های خشونت‌بار را ترویج می‌کنند. یا پر از خشونت هستند یا برنامه‌های طنز تهی از معنا که بدون بازی کردن نقش آموزشی تنها در پی گرفتن خنده از مخاطب هستند. همین‌ها است که باعث می‌شود بگویم باید دست به تحلیل‌های عمیق‌تر زد. باید از تحلیل‌های غیرواقع فاصله بگیریم. به عنوان یک جامعه‌شناس می‌گویم که جای تحلیل‌های عمیق جامعه‌شناسانه خالی است . باید  به مسوولان توصیه کرد که از تحلیل‌گران و متخصصان اجتماعی برای شناخت بهتر آسیب‌های اجتماعی استفاده بیشتری بکنند.

به اشتراک بگذارید
AtnaNews Telegram
اخبار مرتبط

برچسب ها
نظرات کاربران

هیچ نظری وجود ندارد