کد خبر : 134723
تاریخ درج خبر : 1396/05/30
تغییر اندازه نوشته

قانون «قدمت صد ساله» و پروژه‌های عمرانی، بلای جان بافت تاريخی كشور شده‌اند؛

نبرد توسعه با میراث فرهنگی

قطار توسعه با میراث فرهنگی در کشور سر جنگ دارد. اولویت سازمان عریض و طویل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی کشور نیز در این سال‌ها تنها حوزه گردشگری بوده است.

به گزارش عطنا به نقل از قانون، در میان این رهاشدگی میراث فرهنگی کشور، پروژه‌های عمرانی که توسعه ناپایدار را در پی دارند به‌همراه برخی قانون‌های برجای مانده از دوران قدیم همانند آفتی به‌جان میراث فرهنگی کشور افتاده است و درحال تخریب و نابودی تاریخ کشور است.هر روز یک اثر تاریخی در غفلت مردم و مسئولان تخریب می‌شود و آب از آب تکان نمی‌خورد.

برج‌ها و مال‌ها یکی پس از دیگری در بافت تاریخی یا خانه‌های ارزشمند تاریخی سبز می‌شوند و در اکثر مواقع هنگامی فعالان و دوست‌داران میراث فرهنگی از این مساله مطلع می‌شوند که دیگر دیر شده و میراث تاریخی ایران زمین تخریب شده است.

پروژه‌هایی که تنها میراث را نابود کردند

مدیریت شهری در کشور به‌نحوی است که به‌صورت مقطعی و بدون وجود یک طرح جامع برای بافت‌های تاریخی، پروژه‌های عمرانی را اجرا می‌کند. به‌عنوان مثال شهرداری تهران در هر محله از بافت تاریخی که مشکل ترافیک دارد، زیرگذر و پل احداث می‌کند. آیا این پروژه‌ها دردی از مشکلات ترافیکی بافت‌های تاریخی دوا کرده است؟ اگر چنین بوده چرا همچنان در بافت‌های تاریخی تهران شاهد معضل ترافیک هستیم. به‌دلیل اجرای چنین پروژه‌هایی، بسیاری از فضاهای مفید شهری از بین رفته است. به‌عنوان مثال در میدان ملاصدرا، تجاری‌سازی انجام شده است. همانند این پروژه نیز در میدان ولیعصر(عج) اجرا شده است. شواهد حاکی از آن است که مدیران شهری به‌دنبال اجرای طرحی مشابه میدان ولیعصر(عج) و ملاصدرا در میدان توپخانه هستند. حال پرسش این است. شهر به چه میزان نیازمند ایجاد مراکز تجاری در این میدان‌‌ها بوده است؟

فضایی با کاربری فرهنگی و گردشگری در میدان توپخانه درحال اجراست که فضاهای جایگزین بهتری همانند خانه اتحادیه برای اجرای این پروژه در شهر وجود دارد.

یکی از مهم‌ترین مشکلات بافت‌های تاریخی، نبود برنامه‌ بلندمدت و یک طرح جامع برای آن است. ساخت و سازهای غیرقانونی که بدون توجه به ضوابط میراث‌فرهنگی انجام می‌شود، ارزش‌های فرهنگی، معماری و تاریخی شهر را نابود کرده است. عدم رعایت و پایبندی به ضوابط بافت‌های تاریخی، مهم‌ترین عامل این تخریب‌هاست.

قلب تاریخ تهران، پاساژ شده است

بافت تاریخی حصار ناصری که بازار تهران در قلب آن قرار دارد، یکی از جاذبه‌های تاریخی تهران بوده است اما مدیران شهری این بافت تاریخی را با مساحت ۱۱۰ هزار هکتار به مراکز تجاری تبدیل کرده‌اند.

نگاه مسئولان به بافت‌های تاریخی بیشتر به دیدگاه قبل از ثبت ملی این آثار باز می‌گردد. به‌عنوان مثال کاخ گلستان درحال حاضر یک اثر ثبت شده جهانی است که نباید با همان تفکر قبل از ثبت یونسکو به آن نگاه کرد و برای آن برنامه‌ریزی انجام داد. یکی از ضوابط اصلی و مهم ثبت بازار تهران در فهرست آثار ملی کشور در سال ۵۶، ممنوعیت پاساژسازی در آنجا بوده است؛ ضابطه‌ای که هیچ‌گاه رعایت نشد.

پروژه‌های بی‌برنامه؛ پاشنه آشیل میراث

احداث زیرگذر چهارراه‌گلوبندک در بازارتهران موجب اعتراض فعالان میراث فرهنگی کشور شد. مخالفت کارشناسان میراث فرهنگی با این پروژه به‌دلیل این است که هیچ برنامه مشخصی در شهرداری تهران وجود ندارد. یک روز در چهارراه گلوبندک زیرگذر احداث می‌کنند و روز دیگر یک زیرگذر در همان حوالی احداث می‌شود.

نکته مهم این است که هیچ یک از این پروژه‌ها دردی از آن مشکل دوا نمی‌کند و مشکلات همچنان پابرجاست. هنگامی‌که پروژه مترو، مکان‌یابی و طراحی می‌شد، مسئولان به تردد شهروندان و ایجاد یک گره ترافیکی در قلب بافت تاریخی شهر فکر نکردند. عدم آینده‌نگری و سلیقه‌ای فکر کردن، پاشنه آشیل بافت‌های تایخی شده است. باید برنامه‌ای مشخص وجود داشته باشد؛ نه‌تنها در بازار تهران بلکه در دیگر نقاط شهر نیز این مشکلات دیده می‌شود.

ساخت و ساز؛ بلای جان بافت تاریخی

یکی دیگر از معضلات بافت‌های تاریخی، ساخت و سازهای غیرقانونی و البته قانونی است. طبق قانون طرح تفصیلی در بافت تاریخی،شهرداری مجاز به صدور پروانه ساختمانی تا پنج طبقه است که دو طبقه نیز به مالکان به‌عنوان تشویقی اعطا می‌شود و در مجموع برای هفت طبقه مجوز صادر می‌شود. صدور چنین مجوزهایی، تزریق جمعیت و خودروی بیشتری به بافت تاریخی و درپی آن افزایش ترافیک است. تکلیف مدیریت شهری با بافت تاریخی مشخص نیست. نمی‌دانیم چه مساله‌ای در اولویت کاری قراردارد؛ گردشگری، میراث فرهنگی یا درآمد شهرداری. هیچ‌کدام از این بخش‌ها روشن و مشخص نیست. در معماری شهر نیز دچار پسرفت شده‌ایم؛ چراکه ارزش‌های معماری دوره‌های مختلف تاریخی را حذف کرده‌ایم و به‌دنبال یک‌سری آپارتما‌ن‌های بی‌هویت رفته‌ایم که هیچ جایگاهی در فرهنگ و تاریخ شهر ما ندارد. متاسفانه اتفاقی که در تهران برای بافت‌های تاریخی رخ داده است، درحال تکرار در دیگر شهرهای تاریخی کشور است و می‌توان گفت تهران به‌عنوان طرح پایلوت برای تخریب هویت فرهنگی دیگر شهرهای کشور شده است.تراکم‌فروشی و نبود درآمد پایدار در شهر، یکی دیگر از آفت‌های بافت‌های تاریخی است. شهری که توسعه و درآمد پایدار دارد، هویت و بافت تاریخی آن حفظ می‌شود.

تهران را از آن حصار صفوی به قله البرز، اسلامشهر، جاجرود و چیتگر رسانده‌ایم. چه بلایی بر سر تهران باقدمت ۵۰۰ ساله آورده‌ایم که این چنین بی‌هویت شده است.

آفت قدمت صد ساله

مهم‌ترین دلیل نبرد توسعه با میراث فرهنگی، نبود نقشه راهی برای همراهی قطار توسعه با میراث فرهنگی کشور است. براساس قانون، سازمان میراث فرهنگی وظیفه تهیه این نقشه را برعهده دارد. نقشه‌ای که تاکنون خبری از آن نبوده است. قدمت بالای صدسال آثار تاریخی یکی از آفت‌های میراث فرهنگی کشور است. در قانون سال ۱۳۰۹ که متاثر از خصومت دوره پهلوی با قاجار مصوب شده است، آمده که آثاری که تا پایان دوره زندیه باشند، دارای وجاهت قانونی برای ثبت ملی هستند. پروسه‌ای که الان در کشور اجرا می‌شود، قانونی است که در دوره اول پهلوی مصوب شده و تنها بناهای تاریخی با قدمت صدساله ثبت ملی می‌شوند.

این درحالی است که در بحث آثار ملی نباید تنها از قدمت حرف بزنیم چراکه بسیاری از آثار تاریخی موجود، قدمت صد ساله ندارند اما نماد شکوفایی یک دوره در تاریخ کشور است. متاسفانه مساله‌ای که امروزه دیوان عدالت اداری به آن استناد می‌کند، همین قدمت است و رای براساس آن صادر می‌شود.

بحث قدمت دو جنبه دارد؛ یونسکو نیز می‌گوید اثری که صدسال قدمت دارد ثبت می‌شود اما همین‌طور می‌گوید آثاری که زیر صد سال قدمت دارند را نمی‌توان نادیده گرفت چراکه این آثار نشان‌دهنده وضعیت جامعه بشری در آینده خواهد بود و حفظ‌ آن‌ها در اولویت است.

در دوره پهلوی دوم، برخی تنگ‌نظری و خصومت‌ها با آثار تاریخی قاجار کمتر و مساله قدمت صد ساله کم‌رنگ‌تر شد. در آن دوره به‌جای قدمت به دوره فرهنگی توجه می‌شد. به‌عنوان مثال یک اثر ممکن است خانه صادق هدایت یا صدها مشاهیر معاصر باشند که از لحاظ بحث معماری دارای شؤونات تاریخی‌هستند، به‌همین دلیل باید ثبت شوند.

قانون عتیقیات

در ۱۲ آبان ۱۳۰۹ قانونی به نام قانون عتیقیات در مجلس شورای ملی به تصویب رسید که طبق فصل اول قانون«کلیه آثار اقوامی که تا انتهای دوره زندیه در خاک ایران زندگانی کرده‌اند عتیقه نامیده می‌شود». با توجه به دشمنی حکومت پهلوی با قاجار ، آثار ملی دوران قاجار در این لیست جایی نداشتند اما در ۲۳ آذر سال ۱۳۲۳ اساسنامه جدید آثار ملی ایران به تصویب رسید و طبق لایحه‌ای ، حفاظت و مرمت آثار دوره قاجار که جنبه عمومی داشت نیز مشمول قانون عتیقیات سال ۱۳۰۹ شد. در ۳ آبان ۱۳۶۱ فقهای دیوان عدالت اداری، قانون عتیقیات مصوب سال ۱۳۰۹ را مغایر با شرع اعلام می‌کنند و برخی فقها خروج آثار تاریخی را از فهرست آثار ملی جایز نداستند. اما باوجود همه این اتفاق‌ها قانون قدمت بالای صد در کشور بلای جان آثار تاریخی‌ای شده است که مشمول این قانون نمی‌شوند اما جزو میراث ارزشمند فرهنگی کشور محسوب می‌شوند.

نگاه‌های متعصبانه در میراث

مهم‌ترین دلیل وجود مشکلات در میراث فرهنگی، نگاه‌های خشک و متعصبانه در سازمان است. به‌عنوان مثال برخی مدیران میراث فرهنگی کشور، اعتقاد دارند درکل کاخ گلستان باید شیشه نصب شود تا آسیبی به آن نرسد و تمام آن موزه شود. اما مساله این است که ما در کشور چند موزه نیاز داریم. در تهران بیش از ۵۰ موزه وجود دارد ولی در سال چه تعداد بازدیدکننده در این موزه‌ها وجود دارد. گران‌ترین خانه موزه دنیا«موزه مقدم» در تهران وجود دارد که کمتر از ۱۰ درصد بازدیدکننده دارد. آمار بازدید از تمامی موزه‌ها فاجعه است. حال تصور کنید در این فضا و شرایط، مدیران میراثی بازهم اصرار به افزایش آمار موزه‌های کشور دارند.

از یک سو این نگاه خشک و متعصبانه به حوزه میراث فرهنگی و نبود نقشه راه و از سوی دیگر ادغام سازمان میراث فرهنگی با سازمان گردشگری و صنایع دستی، تیر خلاصی به میراث فرهنگی کشور بود.

گردشگری و دیگر هیچ

بعد از آنکه سازمان عریض و طویل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی شکل گرفت، تمامی نگاه‌ها به بخش گردشگری کشور معطوف شد و میراث فرهنگی کشور رها شد. براساس آمار و شواهد، حال و روز میراث فرهنگی و صنایع دستی کشور در زمانی‌که از زیرمجموعه‌های وزارت ارشاد محسوب می‌شدند، بسیار بهتر از وضعیت فعلی بود. وقتی این سازمان عریض و طویل درحد معاونت ریاست جمهوری است، این خود گویای حال و روز این سازمان است.

حفظ آثار تاریخی و میراث فرهنگی کشور در اولویت نبوده زیرا برخی مسئولان درک درستی از اهمیت آن ندارند. بسیاری از مدیرانی که به این سازمان آمدند از جنس میراث فرهنگی کشور نبودند و دغدغه میراثی ندارند. آن‌ها به‌فکر افزایش تخت برای هتل‌ها بودند تا به‌دنبال مرمت آثار تاریخی یا ثبت ملی آثار تاریخی کشور. اینجا بود که میراث فرهنگی کشور بزرگ‌ترین ضربه را در طول چند دهه اخیر دید.نبود کارشناسان متخصص در میراث فرهنگی به پاشنه آشیلی برای این سازمان تبدیل شده است. به‌دنبال مدیران غیرمیراثی، کارشناسان غیرمیراثی می‌آیند و آن‌هایی که میراثی بودند، بازنشسته می‌شوند و می‌روند. از همه مهم‌تر بمبی به‌نام دورکاری در سازمان میراث فرهنگی منفجر شد که زمینه معضلات بسیار بزرگ‌تری را در سازمان به‌وجود آورد. تمامی این اتفاقات موجب دوری کارشناسان باتجربه میراث فرهنگی از سازمان و افزایش کارشناسان غیر متخصص در آن شد. اوج این دوران را می‌توان در زمان دولت پیشین مشاهده کرد. در این دوران ، معاونت معرفی و آموزشی در سازمان میراث فرهنگی حذف شده و به شرح وظایف روابط عمومی سازمان افزوده شد. این درحالی بود که روابط عمومی از این وظیفه جدید باخبر نبود.

به اشتراک بگذارید
AtnaNews Telegram
اخبار مرتبط

برچسب ها
نظرات کاربران

هیچ نظری وجود ندارد